پوتین؛ رساندن سلام به تهران، گازوئیل به ترامپ؛ آچمز «نگاه به شرق» و روسوفیلها
همزمانی اعلام آمادگی پوتین برای کمک به حل بحران جنگ ایران و آمریکا با توافق او و ترامپ درباره عرضه گازوئیل، پرسشهایی درباره حدود حمایت مسکو از تهران ایجاد کرده است؛ توافقی که میتواند از اهرم انرژی ایران بکاهد و نشان دهد شراکت راهبردی با روسیه لزوماً به معنای تضمین حمایت سیاسی و دفاعی نیست.
آرمان زارعی در چندثانیه آنلاین نوشت:
پنجشنبه پوتین در دیدار با پزشکیان از آمادگی روسیه برای کمک به حل بحران جنگ با آمریکا تاکید کرد و از او خواست در تهران پیام سلام به رهبر جمهوری اسلامی برساند. روز بعد، اما ترامپ از توافق با همان پوتین برای عرضه گازوئیل به بازار آمریکا و جهان خبر داد. این تقارن، خطای تبدیل «شراکت راهبردی» به «تضمین حمایت» را آشکارتر کرد. تهران تا کجا میتواند در رویارویی با واشنگتن روی مسکو حساب کند؟
گازوئیل در برابر اهرم هرمز
افزایش قیمت انرژی در پی اختلال کشتیرانی در هرمز، میتوانست موقعیت چانهزنی تهران را تقویت کند. توافق تازه روسیه و آمریکا، خواسته یا ناخواسته، در جهت کاستن از همین فشار است. به گزارش رویترز، قراردادهای آتی گازوئیل پس از اعلام خبر نزدیک پنج درصد افت کرد، اما نفت خام کاهش مشابهی نداشت. درباره حجم محمولهها و دوام اثرشان نیز تردید وجود دارد. هنوز اهرم انرژی ایران کاملاً از کار نیفتاده؛ اهمیت ماجرا در انتخاب سیاسی مسکوست.
پوتین پیشتر نیز در گفتوگو با محمد بنسلمان بر عبور امن و بدون مانع کشتیها از هرمز و بابالمندب تأکید کرده بود. این موضع دشمنی با تهران نیست، اما با بهرهگیری از اختلال کشتیرانی بهعنوان ابزار فشار همسو نیست.
معامله مسکو، اعتراض کییف
زلنسکی رفع محدودیت صادرات گازوئیل روسیه را «هدیه تولد پوتین» خواند. اکسیوس از نارضایتی ترامپ نسبت به حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه خبر داد. به نظر میرسد مهار قیمت سوخت ناشی از جنگ ایران، فعلاً برای واشنگتن بر حفظ فشار اقتصادی علیه مسکو تقدم یافته است. از امتیازات پنهانی احتمالی سندی نداریم؛ اما مجوز موقت صادرات، امتیازی ملموس به روسیه است.
پیمان راهبردی، بدون ضمانت دفاع
ایران و روسیه ژانویه ۲۰۲۵ پیمان مشارکت راهبردی ۲۰ ساله امضا کردند؛ سندی برای همکاری گسترده نظامی، امنیتی و اقتصادی، اما بدون تعهد دفاع متقابل. ماده سوم آن کمک به متجاوز برای ادامه تجاوز علیه طرف دیگر را منع میکند؛ فروش گازوئیل بهخودیخود اثبات نقض این تعهد نیست. تفاوت میان تعهد واقعی و انتظار سیاسی همینجاست.
سابقه نیز تأملبرانگیز است: روسیه و چین به هر شش قطعنامه شورای امنیت درباره پرونده هستهای ایران در سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ رأی مثبت دادند؛ چهار قطعنامه تحریمهایی وضع یا تشدید کردند. مسکو در اجرای برجام نیز نقش داشت. ظریف از تلاش روسیه برای جلوگیری از نهاییشدن توافق سخن گفته؛ ادعایی که مستقل از روایت او اثبات نشده است.
پکن؛ آزمونی هنوز باز
چین، دیگر ستون «نگاه به شرق»، نیز تضمینی روشن به تهران نداده است. دیوید پردو، سفیر آمریکا در چین، مدعی دریافت تضمین از شی جینپینگ درباره توقف کمک به ایران شد. پکن این ادعا را در بیانیه رسمی تأیید نکرد و تکذیب صریحی نیز در همان بیانیه دیده نمیشود. بااینحال، از توافق با واشنگتن درباره ممنوعیت اخذ عوارض از آبراههای بینالمللی و تعهد ایران به نساختن سلاح هستهای خبر داد. هنوز برای داوری قطعی درباره رفتار چین زود است.
پایان توهم «پوتین فداکار»
نامیدن این رفتار «خیانت پوتین» مسئله را توضیح نمیدهد. او رئیسجمهور روسیه است و سود و هزینه تصمیمهایش را با منافع کشور خود میسنجد. توافق گازوئیل شاید موردی بماند یا سرآغاز معاملههای دیگری شود که به زیان منافع ایران تمام شوند.
پرسش اصلی از کسانی است که شراکت با مسکو را تضمین همراهیاش دانستهاند: چه کسانی در تهران هنوز به توهم «پوتین فداکار» دل بستهاند و حاضرند توافق انرژی او با ترامپ را با سکوت بدرقه کنند یا حتی به توجیه آن برخیزند؟