تلهٔ محاسبات غلط؛ از نفت ۳۰۰دلاری تا ترامپِ دست‌بسته

افزایش قیمت یک کالا، هرچند بر دولت‌ها فشار وارد می‌کند، لزوماً به شکل‌گیری فشاری هماهنگ و همسو علیه دولت ترامپ منجر نمی‌شود.

تلهٔ محاسبات غلط؛ از نفت ۳۰۰دلاری تا ترامپِ دست‌بسته

علی گودرزی در چندثانیه آنلاین نوشت:

مفروضات نادرست در عرصه عمل سیاسی، از عمده‌ترین دلایل درست از کار درنیامدن پیش‌بینی‌ها و ناکامی اقدامات دولت‌ها هستند. ناکامی‌های ناشی از انتظارات نابجا، هزینه‌های سنگینی روی دست دولت‌ها و ملت‌ها می‌گذارند.

۱ـ بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت را به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار می‌رساند.

این فرض، دست‌کم در مقاطع تجربه‌شده، نادرست از کار درآمد؛ زیرا قیمت نفت با وجود اختلال در تردد از تنگه هرمز، به سطوح پیش‌بینی‌شده ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نرسید. البته تداوم اختلال و شدت آسیب به عرضه جهانی نفت می‌تواند شرایط متفاوتی ایجاد کند.

۲ـ افزایش قیمت جهانی نفت، فشارها را متوجه دولت ایالات متحده می‌کند.

افزایش قیمت یک کالا، هرچند بر دولت‌ها فشار وارد می‌کند، لزوماً به شکل‌گیری فشاری هماهنگ و همسو علیه دولت ترامپ منجر نمی‌شود. برای مثال، افزایش قیمت سوخت در اروپا تاکنون به فشار مؤثر و هماهنگ دولت‌های اروپایی بر ایالات متحده برای تغییر سیاست آن در قبال ایران منجر نشده است؛ برعکس، نشانه‌هایی از افزایش مشارکت آن‌ها در اعمال فشار بر ایران دیده می‌شود.

۳ـ اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده شکست بخورند، روی ترامپ کم می‌شود و دست او برای اعمال فشار نظامی بر ایران بسته خواهد شد.

احتمال نادرست از کار درآمدن این فرض بالاست؛ زیرا ترامپ شخصیتی خودمحور است که محدودیت‌های سیاسی و نهادی را لزوماً مانعی تعیین‌کننده در برابر اقدامات خود نمی‌داند. البته ترکیب مجلس نمایندگان و سنا می‌تواند بر اختیارات، منابع مالی و هزینه سیاسی تصمیمات او اثر بگذارد، اما به‌خودی‌خود مانع قطعی اقدام نظامی نخواهد بود.

در دل این فرض، نوعی پذیرش شکست احتمالی نیز نهفته است؛ به این معنا که اگر جمهوری‌خواهان پیروز شوند، گویی ایران از پیش پذیرفته است که دیگر حریف ترامپِ دست‌گشوده نخواهد شد.پ

۴ـ بسته شدن تنگه باب‌المندب به سیاست ایران کمک می‌کند.

این فرض نیز می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد؛ زیرا تشدید تنش در این تنگه، به جای کمک به سیاست ایران، ممکن است به سیاست ایالات متحده کمک کند. باب‌المندب یکی از مسیرهای مهم تجارت بین آسیا و اروپا و انتقال انرژی است و اختلال در آن، به‌ویژه هزینه‌های سنگینی به تجارت اروپا تحمیل می‌کند.

ایالات متحده می‌تواند از چنین تنشی برای جلب مشارکت بیشتر کشورهای اروپایی بهره ببرد و پای آن‌ها را به معرکه باز کند؛ همان کشورهایی که از ورود به ماجرای تنگه هرمز پرهیز داشتند، اما برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ ناو فرستاده‌اند.

۵ـ دولت ایالات متحده پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، وارد ماجراجویی نظامی تازه‌ای علیه ایران نخواهد شد.

این فرض خطرناک و پرریسک است. بخشی از پایگاه جمهوری‌خواه آمریکا اتفاقاً ممکن است در شرایط وقوع جنگ، با تبلیغات میهن‌پرستانه بیشتر به جنبش درآید؛ هرچند جنگ پرهزینه یا طولانی می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

دولت ترامپ نیز از نظر تاکتیکی ــ فارغ از اینکه استراتژی کلان ایالات متحده صرفاً به شخص رئیس‌جمهور محدود نمی‌شود ــ دستگاهی شلخته، پر از تناقض، دروغ و فریب و فاقد اعتبار قابل اتکاست.

بنابراین، احتمال تهاجم تازه به ایران را باید جدی گرفت. نباید صرفاً به سخنان ترامپ اعتماد کرد و نباید بهانه‌ای برای چنین اقدامی به دست او داد.

دو مفروض فرعی دیگر:

۱ـ بدون تاوان بودن حوادث دریایی:  این حوادث می‌توانند هزینه‌های مالی و حقوقی سنگینی برای ایران ایجاد کنند. بیمه‌گران، در صورت وجود مبنای حقوقی، امکان پیگیری خسارت از عامل مسئول را دارند. استناد به شرایط جنگی یا تخلف کشتی‌ها، به‌تنهایی مجوز حمله به کشتی‌های تجاری نیست.

۲ـ ترس اعراب از ایران: برخی کشورهای عربی خواستار بردباری و کاهش تنش می‌شوند؛ اما نباید این مواضع علنی را لزوماً به معنای حمایت از ایران دانست. همه آنها در نهان به امریکا و اسرائیل می‌گویند جمهوری اسلامی را نابود کن.

ارسال نظر

خبر‌فوری: تلهٔ محاسبات غلط؛ از نفت ۳۰۰دلاری تا ترامپِ دست‌بسته