فناوری؛ انتخاب پشیمانها بعد از فارغالتحصیلی است
یک گزارش نشان میدهد اگر قرار بود فارغالتحصیلان ناراضی یک بار دیگر پشت میز انتخاب رشته بنشینند، بیش از هر رشته دیگری سراغ کامپیوتر و فناوری اطلاعات میرفتند. طبق بررسیهای این گزارش، ۲۱ درصد کسانی که از انتخاب رشته خود ناراضیاند، گفتهاند اگر به گذشته برگردند، کامپیوتر و فناوری اطلاعات را انتخاب میکنند؛ سهمی که تقریبا دو برابر انتخاب بعدی، یعنی مدیریت، بازاریابی و کسبوکار با ۱۱ درصد سهم است.
یک گزارش نشان میدهد اگر قرار بود فارغالتحصیلان ناراضی یک بار دیگر پشت میز انتخاب رشته بنشینند، بیش از هر رشته دیگری سراغ کامپیوتر و فناوری اطلاعات میرفتند. طبق بررسیهای این گزارش، ۲۱ درصد کسانی که از انتخاب رشته خود ناراضیاند، گفتهاند اگر به گذشته برگردند، کامپیوتر و فناوری اطلاعات را انتخاب میکنند؛ سهمی که تقریبا دو برابر انتخاب بعدی، یعنی مدیریت، بازاریابی و کسبوکار با ۱۱ درصد سهم است. از سوی دیگر پزشکی و دندانپزشکی با ۹ درصد و مدیریت مالی و حسابداری با هشت درصد در رتبههای بعدی انتخابهای دوباره افراد برای شروع تحصیل در دانشگاه قرار دارند. دادههایی که در گزارش «راهنمای انتخاب رشته ۱۴۰۵ جابویژن» آمده است، تصویر یک تغییر ملموس و درخور توجه را در مقایسه با سه دهه گذشته نشان میدهد. آنچه این گزارش را پررنگ کرده، تغییر رابطه میان رشته دانشگاه و بازار کار است؛ تصویری که در آن انتخاب رشته دیگر فقط به علاقه یا اعتبار اجتماعی یک رشته محدود نیست و بازار کار، درآمد و امکان پیداکردن شغل مرتبط، سالها بعد به بخشی از قضاوت افراد درباره تصمیمی تبدیل میشود که در ۱۸سالگی گرفتهاند. این گزارش با نظرسنجی از صد هزار فارغالتحصیل و بررسی بیش از دو میلیون رزومه تهیه شده است.
دانشگاه یک طرف، بازار کار طرف دیگر
در نگاه اول شاید قرارگرفتن کامپیوتر و فناوری اطلاعات در صدر انتخابهای دوباره، نشانه روشن جذابیت این حوزه باشد؛ اما بخش دیگری از دادههای جابویژن تصویر پیچیدهتری ارائه میکند: بازار کار دیجیتال الزاما منتظر مدرک دانشگاهی مرتبط نمیماند. ۵۹ درصد شاغلان حوزه مدیریت محصول و مالک محصول، تحصیلات مرتبط با شغل خود ندارند. در دیجیتالمارکتینگ و سئو نیز ۵۶ درصد افراد از رشتهای غیرمرتبط وارد این بازار شدهاند. در ترجمه و تولید محتوا این سهم ۳۴ درصد است؛ یعنی درست در زمانی که کامپیوتر و فناوری اطلاعات برای بخشی از فارغالتحصیلان به انتخاب رؤیایی دوباره تبدیل شده، بخشی از مشاغل اقتصاد دیجیتال اساسا از مسیر همان رشته دانشگاهی نمیگذرند. این فاصله البته ویژگی بازار دیجیتال نیست. در خدمات و پشتیبانی مشتریان، ۸۳ درصد شاغلان تحصیلات مرتبط با شغل فعلی خود ندارند. این سهم در خرید و تدارکات ۸۰ درصد، در مسئول دفتر و کارمند اداری ۷۱ درصد، در بازرگانی و تجارت ۵۶ درصد، منابع انسانی ۵۰ درصد، فروش و بازاریابی ۴۸ درصد و مدیریت اجرائی و داخلی ۴۵ درصد است. به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که دانشگاه چه رشتهای را به دانشجو میدهد؛ مسئله این است که بازار کار بعد از چهار سال با آن مدرک چه انتخابی را پیشروی فرد میگذارد.
رشتهها با شغلهای متفاوت
دادههای جابویژن نشان میدهد رابطه میان شغل و رشته تحصیلی یکی از متغیرهای تعیینکننده در رضایت فارغالتحصیلان است. کسانی که بعد از دانشگاه در حوزه مرتبط با رشته خود کار کردهاند، رضایت بیشتری از انتخاب تحصیلیشان دارند. در مقابل، افرادی که وارد شغل نامرتبط شدهاند، ۲.۵ برابر بیشتر از گروه اول از رشته تحصیلی خود ناراضیاند. این عدد یک نکته مهم را روشن میکند و آن اینکه نارضایتی از دانشگاه لزوما در همان روز فارغالتحصیلی شکل نمیگیرد؛ ممکن است فرد سالها بعد، وقتی نتواند از مدرکی که گرفته، برای ساختن مسیر شغلی استفاده کند، به این نتیجه برسد که انتخابش اشتباه بوده است. برای همین است که تنها ۴۰ درصد پاسخدهندگان به نظرسنجی جابویژن، هم از رشته تحصیلی و هم از دانشگاه خود رضایت دارند. در مقابل، حدود ۶۰ درصد دستکم از یکی از این دو انتخاب ناراضیاند. ۲۴ درصد هم از رشته و دانشگاه خود ناراضیاند؛ ۱۸ درصد از رشته راضی اما از دانشگاه ناراضیاند و ۱۸ درصد دیگر با وجود رضایت از دانشگاه، رشته خود را انتخاب نامناسبی میدانند. در مجموع، ۵۸ درصد از رشته تحصیلی و ۴۲ درصد از آن ناراضیاند؛ درباره دانشگاه نیز همین نسبت تکرار میشود.
بازار کار؛ جایی که رشتهها محک میخورند
برای ۵۷ درصد کسانی که از رشته تحصیلی خود ناراضیاند، نبود بازار کار مناسب یکی از دلایل اصلی این نارضایتی است. درآمد نامناسب و علاقه فردی نیز هرکدام با ۳۴ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. این مسئله درباره دانشگاه هم تکرار میشود. ۵۵ درصد ناراضیان گفتهاند دانشگاه نتوانسته شبکه ارتباطی مناسبی برای ورود آنها به بازار کار و پیشرفت شغلی ایجاد کند. امکانات رفاهی و سطح علمی استادان هرکدام ۳۸ درصد سهم داشتهاند و کیفیت دروس ارائهشده با ۲۰ درصد پایینترین سهم را در میان عوامل بررسیشده دارد. درواقع برای بخش درخور توجهی از فارغالتحصیلان، دانشگاه زمانی ارزش پیدا میکند که بتواند پلی میان کلاس و بازار کار بسازد؛ پلی که دادههای این گزارش نشان میدهد برای بسیاری از آنها به اندازه کافی شکل نگرفته است.
تناقضها در بازار فناوری
این تصویر را باید کنار دادههای بازار کار فناوری قرار داد. جابویژن در گزارش حقوق و دستمزد ۱۴۰۴ خود اعلام کرده بود که مدیران محصول و برنامهنویسان در سال ۱۴۰۳ در میان گروههایی بودهاند که بیشترین میزان حقوق و افزایش حقوق را تجربه کردهاند. این گزارش بر پایه دادههای بیش از صد هزار نفر از فعالان بازار کار تهیه شده بود.
در همان گزارش، خود جابویژن تأکید کرده بود که سطح ارشدیت یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده حقوق است؛ یعنی بازار فناوری برای نیروی متخصص و باتجربه ارزش بیشتری قائل میشود و صرف داشتن مدرک دانشگاهی بهتنهایی تضمینکننده درآمد بالاتر نیست.
اما این بازار در عین جذابیت، بازار سادهای هم نیست. دادههای جابویژن از بازار کار آنلاین نشان داده بود که در یک مقطع، تعداد فرصتهای شغلی کاهش پیدا کرده، درحالیکه تعداد متقاضیان برای هر فرصت افزایش یافته است. در تابستان گزارششده، تعداد فرصتهای شغلی هشت درصد در مقایسه با تابستان سال قبل و ۱۱ درصد در مقایسه با بهار کاهش داشت، درحالیکه شدت رقابت برای هر فرصت ۳۸ درصد در مقایسه با سال قبل بیشتر شده بود. در همان دوره، حقوق آگهیهای شغلی ۳۳ درصد در مقایسه با سال قبل افزایش یافته بود. این دو روند در کنار هم، تناقضی را نشان میدهند که بازار کار فناوری را نیز درگیر کرده است: بالاتر لزوما به معنای بازار کار آسانتر نیست. حتی در میان گروههای فناوری نیز همه چیز یکسان نیست. در همان گزارش بازار کار، فرصتهای شغلی گروه علوم داده و هوش مصنوعی در مقایسه با سال قبل
۱۲۷ درصد رشد کرده بود؛ نشانهای از اینکه بخشی از تقاضای بازار در حال حرکت به سمت مهارتهای جدیدتر است.
رضایت از شغل به دنبال رضایت از رشته
این گزارش به شکل شفاف نشان میدهد رشتهای که انتخاب میشود، لزوما باعث ایجاد یک شغل نمیشود. شاید مهمترین بخش این دادهها همین تناقض باشد. از یک طرف ۲۱ درصد فارغالتحصیلان ناراضی میگویند اگر دوباره بخواهند رشته دانشگاهی انتخاب کنند، سراغ کامپیوتر و فناوری اطلاعات میروند. از طرف دیگر، در برخی مشاغل مهم اقتصاد دیجیتال، بیش از نیمی از شاغلان مدرک مرتبط ندارند؛ یعنی بازار کار دیجیتال همزمان دو پیام متفاوت میدهد و آن اینکه برای ورود به این بازار، همیشه مدرک مرتبط لازم نیست؛ اما برای رضایت از انتخاب رشته، داشتن شغلی مرتبط اهمیت زیادی دارد. این وضعیت، مفهوم «رشته دانشگاهی» را هم تغییر داده است. زمانی انتظار این بود که فرد رشتهای را انتخاب کند، چهار سال در همان حوزه آموزش ببیند و بعد وارد شغل متناظر با آن شود؛ اما در بخش درخور توجهی از اقتصاد جدید، چنین خط مستقیمی وجود ندارد. مدیریت محصول، دیجیتالمارکتینگ، سئو، تولید محتوا و بخشی از مشاغل فناوری مسیرهای ورودی متنوعی دارند و مهارت، تجربه و توانایی ورود به بازار میتواند در کنار مدرک دانشگاهی قرار بگیرد.
چرا کامپیوتر و فناوری، برنده انتخاب دوباره است؟
پاسخ را میتوان در کنار هم گذاشتن چند داده جستوجو کرد، نه در یک عدد واحد. کامپیوتر و فناوری اطلاعات در میان ناراضیان تحصیلی، انتخاب اول برای بازگشت به گذشته است. در بازار کار، مشاغلی مانند برنامهنویسی و مدیریت محصول در گزارش حقوق و دستمزد جابویژن در میان گروههای با حقوق و رشد حقوق بالاتر قرار گرفتهاند. همزمان، گروههایی مانند علوم داده و هوش مصنوعی رشد درخور توجهی در فرصتهای شغلی تجربه کردهاند. اما این به معنای تضمین موفقیت برای هر فارغالتحصیل این حوزه نیست. بازار فناوری، مانند هر بازار دیگری، به سمت مهارتهای مورد تقاضا حرکت میکند و افزایش رقابت میتواند فاصله میان «داشتن مدرک» و «داشتن شغل» را بیشتر کند. به همین دلیل شاید آنچه را که
۲۱ درصد ناراضیان از انتخاب رشته میگویند، نباید صرفا علاقه دوباره به کامپیوتر تعبیر کرد. این انتخاب میتواند بازتاب جستوجوی رشتهای باشد که از نگاه آنها ارتباط روشنتری با بازار کار، درآمد و امکان ساختن مسیر شغلی دارد.
بیکاری، نارضایتی را بیشتر میکند
وضعیت اشتغال نیز در این میان بیتأثیر نیست.
۴۴ درصد شاغلان بخش دولتی و ۴۳ درصد خویشفرمایان از رشته تحصیلی خود ناراضیاند. در بخش خصوصی، این سهم به ۳۶ درصد میرسد و ۶۴ درصد شاغلان این بخش از انتخاب رشته خود رضایت دارند. در سوی دیگر، نارضایتی فارغالتحصیلان بیکار حدود ۱.۷ برابر شاغلان بخش خصوصی است و میان این دو گروه ۲۶ واحد درصد فاصله وجود دارد. این دادهها نشان میدهند ارزیابی افراد از انتخاب دانشگاهیشان تا حد زیادی در بازار کار شکل میگیرد. وقتی فرد شغل ندارد، احتمال اینکه تصمیم چند سال قبل خود را شکستخورده ببیند، بیشتر میشود؛ و وقتی شغل مرتبط پیدا میکند، همان انتخاب گذشته میتواند معنای دیگری پیدا کند.
حقوق بالاتر، خاطره بهتر از دانشگاه
درآمد نیز در این ارزیابی بیتأثیر نیست. براساس گزارش جابویژن، در گروههای درآمدی پایینتر میانگین رضایت از رشته حدود ۳.۴ است و با افزایش درآمد به نزدیکی ۳.۹ میرسد. بخش عمده این افزایش تا سطوح میانی درآمد رخ میدهد و پس از دورهای ثبات، در بالاترین گروه درآمدی دوباره افزایش پیدا میکند. رضایت از دانشگاه نیز روند مشابهی دارد؛ میانگین رضایت از دانشگاه از حدود ۳.۴ در گروههای کمدرآمد به حدود ۳.۷ در بالاترین سطح درآمدی میرسد. در اینجا دانشگاه دیگر فقط یک تجربه چهارساله نیست. کیفیت تجربه تحصیلی، وقتی با درآمد، اشتغال و مسیر حرفهای فرد گره میخورد، سالها بعد دوباره
ارزیابی میشود.
دانشگاه باید پاسخگوی بازار کار هم باشد؟
دادههای گزارشهای پیشین جابویژن در ماههای اخیر، از سوی دیگر، نشان میدهد بازار کار ایران در حال تغییر است؛ از یک سو حقوق در برخی گروههای تخصصی فناوری افزایش یافته و از سوی دیگر رقابت برای فرصتهای شغلی بیشتر شده است. گزارش حقوق و دستمزد ۱۴۰۴ نیز بر پایه داده بیش از صد هزار نفر، تصویری از بازاری ارائه کرده که در آن ارشدیت و تخصص نقش مهمی در سطح درآمد دارند. در گزارش ۱۴۰۵ جابویژن نیز این مسیر ادامه پیدا کرده و نظرسنجی سراسری حقوق و دستمزد با هدف سنجش وضعیت حقوق و انتظارات شغلی آغاز شده است.
در چنین بازاری، فاصله میان دانشگاه و کار فقط یک مسئله آموزشی نیست؛ بلکه مسئلهای اقتصادی است. اگر رشتهای نتواند برای بخش درخور توجهی از فارغالتحصیلان خود مسیر شغلی مرتبط ایجاد کند، بخشی از هزینه انتخاب آن رشته سالها بعد در قالب نارضایتی، تغییر مسیر شغلی یا ورود به مشاغل نامرتبط خود را نشان میدهد.
از همین منظر، صدرنشینی کامپیوتر و فناوری اطلاعات در میان انتخابهای دوباره فارغالتحصیلان ناراضی را میتوان بیش از آنکه یک توصیه مستقیم برای انتخاب رشته دانست، علامتی از تغییر ترجیحات نسل جدید در برابر بازار کار دید؛ نسلی که ظاهرا بیش از گذشته میخواهد بداند مدرکی که چهار سال برای آن وقت میگذارد، در نهایت به کدام شغل و چه سطحی از درآمد ختم خواهد شد. و شاید مسئله اصلی همینجا باشد که دانشگاه هنوز از دانشجو میخواهد رشته انتخاب کند؛ اما بازار کار از او مهارت، تجربه و توانایی حل مسئله میخواهد. فاصله میان این دو، همانجایی است که ۶۰ درصد نارضایتی فارغالتحصیلان از انتخاب رشته یا دانشگاه خود را میتوان در آن دید.