وقتی یک شغل خانوادگی به نسل بعد نمی‌رسد؛ چرا فرزندان نانوایی، خیاطی یا مغازه پدر و مادر را ادامه نمی‌دهند؟

کرکره‌های فلزی که پایین کشیده می‌شوند و قفل‌های سنگینی که برای همیشه روی در می‌نشینند، هم پایان کار یک دکان قدیمی است و هم سوت نهایی یک میراث خانوادگی‌ست که به صدا درمی‌آید.

وقتی یک شغل خانوادگی به نسل بعد نمی‌رسد؛ چرا فرزندان نانوایی، خیاطی یا مغازه پدر و مادر را ادامه نمی‌دهند؟

گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:

 بوی نان داغ تنور، صدای چرخ خیاطی که تا نیمه‌شب مشغول کار است و خاک‌اره‌های کارگاه نجاری، روزگاری هویت و اعتبار یک خانواده بودند؛ اما امروز نسل تازه ترجیح می‌دهد پشت میزهای اداری بنشیند یا سراغ کارهای دیگری برود، نه اینکه راه پدر و مادر را ادامه بدهد.

نسلی که پای میز درس دانشگاه بزرگ شده، نگاه متفاوتی به کار و زندگی دارد. جوانی که سال‌ها خستگی پدرش را در نانوایی یا مادرش را پشت چرخ خیاطی دیده، ممکن است نخواهد همان مسیر را تکرار کند. ساعت‌های طولانی کار، بیداری پیش از طلوع آفتاب، درآمد نامطمئن و نگرانی همیشگی از دخل‌وخرج، تصویری است که از نزدیک دیده و خوب می‌شناسد.

خود والدین هم گاهی ناخواسته فرزندانشان را از ادامه این راه دور کرده‌اند؛ با جمله آشنا و تلخی که سال‌ها تکرار شده است: «درس بخوان تا مثل من نسوزی».

حالا همان بچه‌ها بزرگ شده‌اند و راه دیگری برای ساختن آینده‌شان انتخاب کرده‌اند. بازار متزلزل، هزینه‌های بالا و دشواری نگه داشتن یک کسب‌وکار کوچک هم تصمیمشان را سخت‌تر می‌کند.

با بسته شدن هر نانوایی، نجاری، کارگاه قدیمی، جوشکاری یا... بخشی از مهارت‌ها و خاطرات یک محله هم کم‌رنگ می‌شود؛ تجربه‌هایی که نسل‌ها با دست و چشم آموخته‌اند و هیچ‌وقت به‌سادگی منتقل نمی‌شوند.

خیلی از مغازه‌های قدیمی با زحمت سال‌ها سرپا مانده‌اند، اما حالا فرزندان صاحبانشان ترجیح می‌دهند سراغ شغل دیگری بروند و کسب‌وکار خانوادگی را ادامه ندهند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: قیمت نفت برنت امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵