ترامپ برای پایان جنگ با ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد؟

تنش میان ایران و آمریکا در حالی وارد مرحله‌ای حساس شده که ترامپ هم‌زمان از مذاکره و احتمال ازسرگیری عملیات نظامی سخن می‌گوید. تهران نیز بر حفظ حقوق خود و ادامه مذاکره بر اساس چارچوب‌های مورد توافق تأکید دارد. در کنار بن‌بست دیپلماتیک، احتمال گسترش درگیری به یمن، عراق و مسیرهای انرژی، هزینه‌های منطقه‌ای و اقتصادی جنگ را افزایش می‌دهد. هم‌زمان، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، پرونده ایران را بیش از گذشته با سیاست داخلی واشنگتن پیوند زده است.

ترامپ برای پایان جنگ با ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد؟

مزهر جبر الساعدی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه روزنامه القدس العربی

 به نقل از روزنامه القدس العربی، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ایران از یک‌سو بر سه گزینه «نابودی ایران، تشدید فشار اقتصادی یا دستیابی به توافق» متمرکز است و از سوی دیگر، از احتمال اجرای یک عملیات نظامی جدید علیه تهران حکایت دارد. ترامپ گفته است طرف مشخصی برای مذاکره وجود ندارد و هم‌زمان تأکید کرده که آمریکا در حال آماده‌سازی برای یک عملیات بزرگ علیه ایران است، هرچند هنوز تصمیم نهایی خود را اتخاذ نکرده است. او همچنین گفته جنگ با ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره یا بلافاصله پس از آن پایان خواهد یافت. 

تهدید نظامی و محاسبات انتخاباتی

این اظهارات را می‌توان در چارچوب فضای انتخاباتی آمریکا نیز بررسی کرد؛ به‌ویژه آنکه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نزدیک است و عملکرد دولت در پرونده جنگ ایران می‌تواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا اثر بگذارد. در عین حال، احتمال اقدام نظامی محدود نیز مطرح است؛ از حملات موشکی و هوایی گرفته تا استفاده از پهپادها و جنگنده‌ها علیه اهدافی که واشنگتن مدعی است با احیای برنامه هسته‌ای ایران ارتباط دارند. 

در این چارچوب، کوه کلنگ گزلا نیز در روایت مطرح‌شده به‌عنوان یکی از اهداف احتمالی مورد اشاره قرار گرفته است؛ جایی که آمریکا مدعی فعالیت‌های مرتبط با بازسازی برنامه هسته‌ای ایران است. با این حال، این ادعاها در مقاله حاضر به‌عنوان ادعاهای آمریکا و نهادهای بین‌المللی مطرح شده‌اند و جزئیات مستقلی درباره صحت آن‌ها ارائه نشده است. 

از نگاه تهران، مسئله اصلی پذیرش شروط آمریکا نیست. مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که ایران تسلیم شروط واشنگتن نخواهد شد و مذاکرات باید بر اساس چارچوب توافق اسلام‌آباد دنبال شود؛ یعنی هر دو طرف باید برای رسیدن به توافق، شروط و نگرانی‌های طرف مقابل را در نظر بگیرند. 

رئیس مجلس ایران هشدار داده که نگاه مبتنی بر ادامه جنگ فرسایشی با آمریکا می‌تواند به یک جنگ طولانی و بدون پایان منجر شود. هم‌زمان، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران هشدار داده است که در صورت حمله آمریکا، ایران می‌تواند جغرافیای جنگ و نوع تسلیحات مورد استفاده را تغییر دهد و از موشک‌ها و پهپادهای دقیق استفاده کند. این اظهارات از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد تهران در صورت گسترش درگیری، صرفاً به ادامه وضعیت موجود فکر نمی‌کند و احتمال تغییر دامنه و ماهیت پاسخ نظامی را نیز مطرح کرده است. 

باب‌المندب؛ جبهه‌ای که می‌تواند جنگ را منطقه‌ای‌تر کند

در کنار تقابل مستقیم تهران و واشنگتن، تحولات یمن و دریای سرخ نیز بر پیچیدگی بحران افزوده است. انصارالله بر بخش قابل‌توجهی از تنگه باب‌المندب و جزایر اطراف آن تسلط یافته و قادر به تهدید مسیر انتقال نفت عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ است. این مسیر از اهمیت انرژی بالایی برخوردار است و هرگونه اختلال جدی در آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان جنگ ایران و آمریکا داشته باشد. 

در همین حال، ترامپ بنا بر گزارش‌های نقل‌شده، درخواست عربستان برای کمک به مقابله با انصارالله را نپذیرفته و گفته است که این گروه در شرایط کنونی تمایلی به جنگ مستقیم با آمریکا ندارد. چنین موضعی می‌تواند نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای جلوگیری از باز شدن هم‌زمان جبهه‌های جدید در منطقه باشد. 

میانجیگری پاکستان و قطر برای بازگشت به میز مذاکره

در میانه این فضای پرتنش، تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان و قطر برای کاهش تنش و فراهم کردن زمینه مذاکرات ادامه دارد. هدف اصلی این میانجیگری‌ها جلوگیری از گسترش جنگ و بازگرداندن تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره است؛ مذاکراتی که تاکنون نتیجه تعیین‌کننده‌ای به همراه نداشته است. رئیس‌جمهور ایران نیز اعلام کرده که تهران برای هر راه‌حلی که حقوق ایران را حفظ کند و به امنیت و صلح پایدار منجر شود، آمادگی دارد. این موضع در کنار ادامه تلاش‌های میانجیگران نشان می‌دهد که در کنار گزینه نظامی، مسیر دیپلماتیک همچنان باز است. 

چرا گسترش جنگ می‌تواند برای آمریکا پرهزینه باشد؟ 

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها، احتمال گسترش جنگ از ایران به سایر نقاط منطقه است. اگر درگیری میان تهران و واشنگتن تشدید شود، انصارالله ممکن است توافق خود با آمریکا برای پرهیز از درگیری را کنار بگذارد و بار دیگر باب‌المندب و کشتیرانی بین‌المللی را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، احتمال ورود گروه‌های مسلح عراقی نیز مطرح می‌شود. 

پیامد مستقیم چنین سناریویی می‌تواند افزایش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی باشد؛ مسئله‌ای که برای اقتصاد آمریکا و متحدانش اهمیت ویژه‌ای دارد. از سوی دیگر، بازگشت آمریکا به جنگ با هدف وادار کردن ایران به تسلیم می‌تواند نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی احتمال همگرایی بیشتر میان نهادهای نظامی و سیاسی ایران مطرح است و همچنین ممکن است جامعه ایران در برابر فشار خارجی موضع حمایتی بیشتری نسبت به حکومت اتخاذ کند. 

عامل دیگر، پیامدهای منطقه‌ای جنگ است. گسترش درگیری می‌تواند امنیت خلیج فارس و دیگر نقاط خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد و دامنه بحران را از یک تقابل دوجانبه به یک رویارویی منطقه‌ای تبدیل کند. در داخل آمریکا نیز هرگونه شکست در دستیابی به اهداف اعلام‌شده جنگ می‌تواند هزینه سیاسی برای دولت ترامپ ایجاد کند؛ به‌ویژه اگر افزایش قیمت انرژی و ناامنی منطقه‌ای بر زندگی اقتصادی رأی‌دهندگان آمریکایی اثر بگذارد. از این منظر، جنگ ایران تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه با سیاست داخلی آمریکا نیز پیوند خورده است.

 

منبع: فرارو
ارسال نظر

خبر‌فوری: هند؛ سریع‌ترین اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۲۶