جبهههای نامرئی؛ تبدیل ایران از طرف جنگ آمریکا به «تهدیدی جهانی»
ترامپ خواستار «انزوای کامل اقتصادی ایران» شد و خزانهداری آمریکا فشار بر شبکههای مالی را گسترش داد. دولتها شاید به جنگ نپیوندند، اما بانکها و شرکتهایشان از ایران فاصله بگیرند.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
جنگ ایران و آمریکا با حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد؛ اما به میدان نظامی محدود نیست. پروندههای تروریسم، حقوق بشر، موشک و انرژی، مخاطبان متفاوتی دارند؛ اما میتوانند ایران را از طرف جنگ واشنگتن به «تهدیدی جهانی» بدل کنند؛ تصویری که فشار علیه ایران را تسهیل میکند.
تروریسم؛ از زخم قدیمی تا اتهام تازه
ترامپ در سالگرد ۱۱ سپتامبر، این ترومای ملی را به جنگ پیوند زد: «برای همین امروز میجنگیم»؛ ایران را «حامی شماره یک تروریسم» خواند و خطر دستیابیاش به سلاح هستهای را پیش کشید. هگست نیز مدعی شد حکومت ایران از حملات ۲۰۰۱ شادمانی کرده است. القاعده مسئول بود و کمیسیون آمریکایی مدرکی از اطلاع تهران از طراحیشان نیافت. آنها ایران را طراح ۱۱ سپتامبر ننامیدند، اما جنگ امروز را به حافظه دشمن دیروز گره زدند.
ترامپ پس از هواپیماربایی نافرجام «فلایدبی»، پیش از پایان تحقیقات احتمال دخالت ایران را مطرح کرد؛ ارتباطی که تأیید رسمی نشد. نخستوزیر بریتانیا نیز حادثه فرفورد را به ایران نسبت داد؛ تهران رد کرد. لندن تحریمهایی اعلام کرد و ۳۵ کشور از انتساب بریتانیا حمایت کردند. حمایت دیپلماتیک اثبات قضایی نیست؛ اما اتهام زودهنگام میتواند ذهنیت بسازد و به اقدام عملی بینجامد.
موشک، نفت و گسترش تهدید
در ذهن غربیها، نگرانی از توان هستهای و موشکی ایران بیپایه نیست؛ اما ادعای اخیر تهدید قریبالوقوع اروپا و آمریکااز سوی موشکهای دوربرد ایران، اتهامی قابلتامل است. در تنگه هرمز، آمریکا سیاست زدن «نفتکش در برابر نفتکش» را اجرا کرد؛ سپس به گزارش آکسیوس، حملاتش به مواضع موشکی و پهپادی ایران را کاهش داد. علت اعلامشده، مهار تنش پیش از انتخابات بود؛ هدف پنهان احتمالی، برجستهکردن خطر نقش ایران در ناامنی کشتیرانی.
حملات حوثیها به فرودگاهها و تأسیسات نفتی عربستان نگرانی منطقهای را افزایش داد. مقام سعودی تهران را مشوق آنها خواند؛ بیآنکه نقش مستقیم ایران در هر حمله اثبات شده باشد. این انتساب، امنیت منطقه و انرژی را به تصویر تهدید ایران پیوند میدهد؛ هرچند واقعیت و بازنمایی آن یکسان نیستند.
امضاهایی با وزن متفاوت
بیانیه ۳۵ کشور درباره فرفورد، موضع ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر درباره اعدامها، قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت با ۱۳ رأی مثبت و تصمیم شورای حکام آژانس با ۲۳ رأی، از گسترش فشار حکایت دارند. این اسناد هموزن نیستند و محکومیت ایران، تأیید جنگ آمریکا نیست. بازتاب مواضع جمعی میتواند بر محاسبات دولتهای مردد اثر بگذارد، بیآنکه به ائتلاف جنگ بپیوندند.
تکذیبهایی که کافی نیست
تهران درباره فرفورد خواستار سند شد؛ اما تکذیبها، هرچند ضروری، در نبرد نابرابر رسانهای پاسخ اقناعی کافی نیستند. دیپلماسی عمومی به پاسخ مستند و فعال نیاز دارد. تهدید حمله مداوم به کشتیرانی، حتی با انگیزه بازدارندگی، میتواند به «تله ادراکی» بدل شود؛ شاهدی برای روایت «تهدید انرژی جهان». گاه مواضع داخلی نیز فشار بیرونی را تقویت میکنند.
از انزوا تا تشدید جنگ تحمیلی
ترامپ خواستار «انزوای کامل اقتصادی ایران» شد و خزانهداری آمریکا فشار بر شبکههای مالی را گسترش داد. دولتها شاید به جنگ نپیوندند، اما بانکها و شرکتهایشان از ایران فاصله بگیرند. در چنین فضای سرشار از اتهامات سنگین، هزینه مخالفت با اقدامات نظامی شدیدتر آمریکا و حتی احتمال اجرای تهدید کاربرد کمسابقه استفاده از «مادر بمبها» افزایش مییابد.
چه این جبهههای نامرئی حاصل طرحی حسابشده باشند و چه رخدادهایی مستقل، خطر در برآیند احتمالی آنهاست: تبدیل ایران از طرف جنگ آمریکا به «تهدیدی جهانی». این تصویر میتواند همراهی کشورها را افزایش دهد، به انزوای سیاسی و طرد اقتصادی دامن بزند و هزینه توجیه ادامه جنگ را برای واشنگتن کاهش دهد. سنگینترین صورتحساب این تغییر تصویر فراتر از حاکمیت به مردم ایران هم میرسد؛ مردمی که هزینه جنگ تحمیلی و انزوایی برنامهریزیشده را میپردازند.