از کسی که در کنکور شرکت کرده است نپرسید رتبهات چند شد؟ | با این سوال، روان او را به هم می ریزید
کنکورصرفاً یک نقطه عطف یا یک گذرگاه آموزشی میان دهها مسیر پیشروی انسان است، نه معیارسنجش شرافت، لیاقت یا آینده یک جوان.
روزنامه خراسان نوشت:
فصل اعلام نتایج آزمون سراسری که فرا میرسد، فضای روانی جامعه ناگهان دستخوش التهابی همگانی میشود.
در این میان، فضا به دوگروه کاملاً متمایزتبدیل میشود: یک گروه، نوجوانانی که ماهها زیر بار فشارسنگین درس، کتاب و تست زیستهاند و اکنون با قلبی تپنده منتظر روشن شدن وضعیت آینده تحصیلی خود هستند؛ و گروه دیگر، اطرافیان دلسوزیا کنجکاوی که ناخودآگاه با یک پرسش پنجکلمهای، به استقبال آنان میروند: «خب، رتبهات بالاخره چند شد؟!»
شاید تصورشود پشت این سوال هیچ سوءنیتی نیست. اما حقیقت این است که از دیدگاه روانشناختی، این سوال به ظاهر بیخطر، حامل بار هیجانی بسیارمخربی است.
نخستین آسیب این نوع سوالات، پدیده ارزشگذاری شرطی است. این درحالیاست که هوش هیجانی، خلاقیت، تعهد اخلاقی و مهارتهای فردی هیچگاه درقاب یک آزمون تستی چندساعته سنجیده نمیشوند.
این حق بنیادی هرداوطلب است که تصمیم بگیرد نتیجه تلاشش را با چه کسانی، درچه زمانی و چگونه مطرح کند.
این جملات به ظاهر راهگشا، خنجری است بر روان خسته نوجوانی که بیش از هر زمان دیگر به احساس امنیت و شنیده شدن بدون قضاوت نیازدارد.
کنکورصرفاً یک نقطه عطف یا یک گذرگاه آموزشی میان دهها مسیر پیشروی انسان است، نه معیارسنجش شرافت، لیاقت یا آینده یک جوان.