صندوق رأی، سد راه فرمان آتش | حمله گسترده به ایران تا نیمه آبان چقدر جدی است؟
جنگ پیش از انتخابات دو صورتحساب سیاسی دارد: یکی پای صندوق رأی؛ دیگری پس از ناکامی احتمالی، هنگامی که پرسش از سهم تصمیم نظامی در شکست انتخاباتی، از مخالفان فراتر میرود و به همحزبیها و حامیان مردمی نیز میرسد.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
در میانه گزارشهای هشدارآمیز و تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری حملات گسترده به ایران، دو موضع تأملبرانگیز است: ترامپ در ۱۶ مهر وعده داد پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا حمله تازهای نکند؛ نتانیاهو نیز در ۲۲ مهر، با فاصلهگرفتن از گزینه حمله پیشدستانه پیش از انتخابات اسرائیل، آن را «نامناسب» خواند. این فاصله میان آمادهباش نظامی و احتیاط سیاسی چه معنایی دارد؟ آیا تهدید لزوماً مقدمه جنگ است یا ابزاری برای جنگ روانی و حفظ فشار؟
وسوسه پیروزی در تنگنای نظرسنجیها
میانگین هشت نظرسنجی در اسرائیل تا ۲۰ مهر، برای بلوک نتانیاهو حدود ۵۴ کرسی از ۱۲۰ کرسی ثبت کرده؛ کمتر از اکثریت لازم. در آمریکا نیز میانگین نظرسنجیهای کنگره در ۲۲ مهر از پیشتازی ۸٫۶ واحد درصدی دموکراتها حکایت دارد. این ارقام نتیجه انتخابات را تعیین نمیکنند، اما نشان میدهند چرا وسوسه تغییر فضا با دستاوردی نظامی ممکن است قوت بگیرد: رهبران در معرض زیانهای جدی، گاه ریسک بیشتری میپذیرند تا شاید از وضعیت خطرناک بگریزند.
هزینه نقد، سود نامعلوم
بااینهمه، تبدیل چنین قماری به سرمایه انتخاباتی، به موفقیتی سریع، روشن و کمهزینه وابسته است. طراحان حمله شاید زمان آغاز را تعیین کنند، اما نه ابعاد پاسخ ایران را، نه زمان پایان درگیری را. در اسرائیل، موشکباران تلافیجویانه، تعطیلی فعالیتها و تلفات احتمالی میتواند کارآمدی امنیتی دولت را زیر سؤال ببرد.
در آمریکا نیز جهش احتمالی قیمت انرژی و افزایش فشار معیشتی میتواند پیش از رأیگیری دامنگیر جمهوریخواهان شود. در نظرسنجی آسوشیتدپرس ـ نورک، ۸۴ درصد رأیدهندگان هزینه زندگی و ۶۴ درصد جنگ ایران را از مسائل مهم انتخابات دانستهاند. اینجاست که عدم تقارن اصلی رخ مینماید: دستاورد انتخاباتی جنگ نامطمئن است، اما هزینههای افزوده آن ممکن است از همان روز نخست به رأیدهنده برسد.
از بازخواست برونحزبی تا حسابکشی درونحزبی
مسئله فقط تلفات یا گرانی نیست؛ مشروعیت تصمیم به استفاده از نیروهای مسلح ملی نیز در معرض داوری است. اگر جنگ تلاشی برای پیشبرد منافع حزبی و شخصی تلقی شود، حتی پیروزی عملیاتی ممکن است به تقویت رقیبان بینجامد.
آکسیوس گزارش داده که رئیس ستاد ارتش اسرائیل نسبت به احتمال تعویق انتخابات در پی پاسخ موشکی ایران به جنگ تازه هشدار داده است. چنین پیامدی میتواند ظن استفاده از ابزار ارتش برای عقبانداختن انتخابات با هدف حفظ قدرت را برانگیزد. نتانیاهو نیز در ۲۲ مهر، در واکنش به اتهام جنگ انتخاباتی، گفت: «حتی اگر ایران به ما موشک شلیک کند، مرا مقصر خواهند دانست.» ترامپ هم با چالش مشابهی روبروست و نمیخواهد روی صندلی اتهام استفاده از نظامیان برای هموارسازی مسیر فتح اکثریت کنگره بنشیند.
جنگ پیش از انتخابات دو صورتحساب سیاسی دارد: یکی پای صندوق رأی؛ دیگری پس از ناکامی احتمالی، هنگامی که پرسش از سهم تصمیم نظامی در شکست انتخاباتی، از مخالفان فراتر میرود و به همحزبیها و حامیان مردمی نیز میرسد.
تعویق؛ نه پایان خطر
پس از انتخابات، هزینههای انسانی و راهبردی جنگ ناپدید نمیشوند؛ فشار پاسخگویی انتخاباتی فوری تغییر میکند. البته انتخابات اسرائیل هفت روز پیش از انتخابات آمریکاست؛ پس محدودیت زمانی دو رهبر همزمان برداشته نمیشود. ترامپ خود نامزد کنگره نیست و آینده دولت نتانیاهو به ترکیب پارلمان وابسته است، اما هر دو خطر تضعیف نفوذ شخصی و حزبی خود را دارند.
خطای محاسباتی، تصور سنجیده یا نسنجیده پیروزی بزرگ، اقدام غافلگیرکننده ایران مانند حمله پیشدستانه، یا حملات خودسرانه نیروهای طرفین میتوانند دلیل یا بهانهای برای بهحاشیهراندن ملاحظات انتخاباتی شوند. ضمن آنکه تقویم انتخابات شاید جنگ گسترده را عقب بیندازد؛ اما عامل توقف درگیریهای محدود و موردی نیست..
با توجه به ملاحظات انتخاباتی، «تعویق» جنگ گسترده تا «پس از انتخابات» فرضیهای قابل دفاع است، نه حکمی قطعی.