هشدار سیف درباره اقتصاد ایران؛ ابرتورم چطور از راه می‌رسد؟

میان تورم مزمن و ابرتورم فاصله‌ای وجود دارد که با کاهش اعتماد جامعه به پول ملی و سیاست‌های اقتصادی شناخته می‌شود. ابرتورم زمانی رخ می‌دهد که پول، سه کارکرد اصلی خود را از دست بدهد؛ دیگر نه وسیله‌ای مطمئن برای مبادله باشد، نه معیار قابل اتکایی برای سنجش ارزش کالاها و نه ابزاری برای حفظ قدرت خرید.

هشدار سیف درباره اقتصاد ایران؛ ابرتورم چطور از راه می‌رسد؟

ولی‌الله سیف، رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

اقتصادها معمولاً با یک تصمیم اشتباه فرو نمی‌ریزند. آنچه کشورها را به بحران‌های بزرگ اقتصادی می‌رساند، انباشت تصمیم‌هایی است که هر یک در زمان خود ساده، کم‌هزینه و حتی مردم‌پسند به نظر می‌رسند؛ اما در مجموع، اقتصاد را از واقعیت‌های خود دور می‌کنند. ابرتورم نیز از همین جنس است؛ نه حادثه‌ای ناگهانی، بلکه آخرین ایستگاه مسیری که در آن تصمیم‌های کوتاه‌مدت جای اصلاحات اساسی را می‌گیرند.

میان تورم مزمن و ابرتورم فاصله‌ای وجود دارد که با کاهش اعتماد جامعه به پول ملی و سیاست‌های اقتصادی شناخته می‌شود. ابرتورم زمانی رخ می‌دهد که پول، سه کارکرد اصلی خود را از دست بدهد؛ دیگر نه وسیله‌ای مطمئن برای مبادله باشد، نه معیار قابل اتکایی برای سنجش ارزش کالاها و نه ابزاری برای حفظ قدرت خرید.

اقتصاد به دستور پاسخ نمی‌دهد. اگر قیمت کالاها، نرخ ارز، نرخ سود یا قیمت انرژی برای مدتی طولانی پایین‌تر از واقعیت‌های اقتصادی نگه داشته شود، واقعیت تغییر نمی‌کند؛ تنها شیوه بروز آن تغییر می‌یابد. کمبود، صف، بازارهای غیررسمی، واسطه‌گری، کاهش سرمایه‌گذاری و گسترش ناترازی‌ها، پیامدهایی هستند که دیر یا زود خود را نشان می‌دهند.

اقتصاد ایران هنوز گرفتار ابرتورم نشده است. ریال همچنان پول رایج کشور است، حقوق و دستمزدها با آن پرداخت می‌شود و نظام بانکی به فعالیت خود ادامه می‌دهد. اما بزرگ‌ترین تهدید امروز، خود تورم نیست، بلکه به تعویق افتادن اصلاحات و انباشته شدن ناترازی‌ها است.

هرگاه برای مهار تورم، به جای اصلاح عوامل ایجادکننده آن، قیمت‌ها سرکوب شوند؛ هرگاه برای حمایت از تولید، به جای بهبود فضای کسب‌وکار، امتیازها و منابع ارزان‌قیمت توزیع شود؛ هرگاه برای جبران کاهش قدرت خرید، بدون تأمین منابع پایدار بر هزینه‌های دولت افزوده شود و هرگاه اصلاح نظام بانکی و بودجه سال‌ها به تأخیر افتد، در حقیقت هزینه‌های امروز به آینده منتقل می‌شود.

فاصله میان قیمت واقعی و قیمت دستوری، به تدریج به بستری برای شکل‌گیری رانت تبدیل می‌شود. مبارزه پایدار با فساد، مستلزم از میان برداشتن زمینه‌های ایجاد رانت است. واقعی‌سازی تدریجی قیمت‌ها به معنای رها کردن اقشار آسیب‌پذیر نیست؛ حمایت مستقیم و هدفمند از خانوارهای نیازمند، بسیار کارآمدتر از ارزان نگه داشتن مصنوعی قیمت‌هاست.

اقتصاد را نمی‌توان برای مدت طولانی با دستور اداره کرد. سرکوب قیمت‌ها، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت ناترازی، رانت و فساد را گسترش می‌دهد. اعتماد عمومی، مهم‌ترین سرمایه هر اقتصاد است و بازسازی آن، بسیار دشوارتر از مهار تورم خواهد بود.

ارسال نظر

خبر‌فوری: آقای قاضی! حکم طلاق را صادر کنید؛ من زندگی لاکچری می‌خواهم