انفجار ۲۰.۱ تریلیون دلاری ثروت میلیاردرها در ۲۰۲۶؛ شکاف طبقاتی ۱.۴۵ میلیون درصدی
شکاف ثروت بین شهروند عادی و این غولهای اقتصادی ۱,۴۵۰,۰۰۰ درصد افزایش یافته است.
به گزارش گروه علم و تکنولوژی چند ثانیه آنلاین؛ سال ۲۰۰۰ را تصور کنید: بیل گیتس با دارایی خالص ۶۰ میلیارد دلار، ثروتمندترین انسان روی کره زمین بود و مجموع دارایی تمام میلیاردرهای جهان به زحمت به یک تریلیون دلار میرسید. در آن زمان، حتی تصور اینکه یک فرد بتواند صدها میلیارد دلار ثروت داشته باشد، برای اکثر مردم غیرقابل باور بود. اما فقط ۲۶ سال بعد، جهان با واقعیتی کاملاً متفاوت روبرو شده است. بر اساس آخرین رتبهبندی استاکریجن در ژوئن ۲۰۲۶، ثروت ترکیبی میلیاردرهای جهان از مرز ۲۰.۱ تریلیون دلار عبور کرده است – رقمی که بیش از ۲۰ برابر کل ثروت میلیاردرها در آغاز هزاره جدید است.
در صدر این فهرست خیرهکننده، ایلان ماسک با دارایی تخمینی ۸۳۵ میلیارد دلار قرار دارد. او که اکنون با اختلاف زیاد ثروتمندترین فرد تاریخ بشریت محسوب میشود، تنها ۱۶۵ میلیارد دلار با تبدیل شدن به اولین تریلیونر جهان فاصله دارد. موتور محرک این ثروت عظیم، همانند بسیاری از غولهای فناوری، سهام شرکت تسلا (TSLA) است که ارزش بازار آن در پی انقلاب خودروهای خودران و پیشرفتهای هوش مصنوعی در تولید، از مرز ۵ تریلیون دلار عبور کرده است. علاوه بر این، اسپیساکس، ایکس (توییتر سابق) و سایر شرکتهای متعلق به ماسک نیز هرکدام به تنهایی ارزشی بیش از صدها میلیارد دلار دارند.
اما ماسک تنها قله یک کوه یخ عظیم است. جف بزوس، بنیانگذار آمازون، با ثروتی حدود ۲۷۰ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار دارد. برنار آرنو، مدیرعامل LVMH، با ۲۱۰ میلیارد دلار سوم است. مارک زاکربرگ، بیل گیتس، لری پیج، سرگئی برین، وارن بافت و سایر غولهای سیلیکون ولی و والاستریت همگی داراییهایی بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار دارند. چیزی که این فهرست را از سال ۲۰۰۰ متمایز میکند، نه فقط اعداد بزرگتر بلکه سرعت رشد تصاعدی ثروت در رأس هرم است. در حالی که درآمد متوسط یک خانواده آمریکایی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۶ حدود ۴۰ درصد افزایش یافته (به حدود ۸۰ هزار دلار در سال)، ثروت ده نفر اول فهرست میلیاردرها بیش از ۱۵۰۰ درصد رشد کرده است.

شکاف طبقاتی: ۱.۴۵ میلیون درصد افزایش
شاید تکاندهندهترین آمار در این گزارش، افزایش ۱,۴۵۰,۰۰۰ درصدی اختلاف ثروت بین شهروند متوسط و میلیاردرهای بالای لیست باشد. به عبارت دیگر، اگر در سال ۲۰۰۰ یک شهروند عادی آمریکایی با دارایی خالص ۵۰ هزار دلار، ثروتی ۱.۲ میلیون برابر کوچکتر از بیل گیتس داشت، امروز همان شهروند با دارایی خالص ۷۰ هزار دلار (با احتساب تورم) ثروتی ۱۱.۹ میلیون برابر کوچکتر از ایلان ماسک دارد. این عدد آنقدر عظیم است که درک آن برای ذهن انسان دشوار است.
کارشناسان اقتصادی سه عامل اصلی را برای این انفجار نابرابری برمیشمارند:
۱. سیاست پولی فوقانبساطی بانکهای مرکزی پس از همهگیری کووید-۱۹ که داراییهای مالی (سهام، اوراق و ارزهای دیجیتال) را چند برابر کرد، در حالی که داراییهای طبقه متوسط (مسکن و حقوق ثابت) رشد بسیار کمتری داشت.
۲. انقلاب هوش مصنوعی که ارزش شرکتهای فناوری را به سطوح بیسابقهای رساند. هفت شرکت بزرگ فناوری (بهویژه انویدیا، مایکروسافت، اپل، آمازون، متا، گوگل و تسلا) اکنون بیش از ۳۵ درصد از کل ارزش بازار سهام آمریکا را تشکیل میدهند.
۳. جهانیشدن سرمایه و امکان فرار مالیاتی و بهینهسازی مالی برای ثروتمندان که طبقه متوسط از آن بیبهره است.
آیا این پیروزی نوآوری است یا شکست سرمایهداری؟
استاکریجن با طرح این سؤال اساسی گزارش خود را به پایان میرساند: آیا این تمرکز عظیم ثروت در دست چند صد فرد، نشانه موفقیت سیستم سرمایهداری در خلق ارزش و نوآوری است؟ یا هشدار دهنده شکست سیستم در توزیع عادلانه مزایای رشد اقتصادی؟
پاسخ قطعی وجود ندارد. از یک سو، شرکتهای تحت رهبری این میلیاردرها، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژی تجدیدپذیر و سفرهای فضایی، زندگی میلیاردها انسان را متحول کردهاند. از سوی دیگر، ۶۰ درصد از جمعیت جهان (نزدیک به ۵ میلیارد نفر) همچنان با کمتر از ۱۰ دلار در روز زندگی میکنند و شکاف بین فقیر و غنی به بزرگترین چالش سیاسی و اجتماعی قرن بیستویکم تبدیل شده است. آنچه مسلم است، این روند تا زمانی که سیاستهای مالی و پولی بینالمللی تغییر نکند، ادامه خواهد داشت – و شاید تا پایان این دهه، اولین تریلیونر جهان نه یک رویا، بلکه واقعیتی تلخ باشد.