این مرد به صورت استالین سیلی زد

یک مغول، با ایستادگی در برابر یکی از هراس‌انگیزترین مردان جهان، شجاعت خود را نشان داد و بهای سنگینی برای آن پرداخت.

این مرد به صورت استالین سیلی زد

پلجیدین گِندِن در دورانی دشوار از تاریخ مغولستان، ریاست این کشور را برعهده داشت. او نه‌تنها با چالش نوسازی این ملت نوپا روبه‌رو بود، بلکه باید در برابر امیال خونریزانه ژوزف استالین نیز مقاومت می‌کرد. او این وظیفه دوم را نه با کلمات، که با دستان خود به انجام رساند؛ به معنای واقعی کلمه. 

تولد در میان آشوب: هنگامه فروپاشی یک امپراتوری

پلجیدین گِندِن در سال ۱۸۹۲ در مناطق روستایی مغولستان چشم به جهان گشود. در آن زمان، مغولستان همچنان بخشی از قلمروی سلسله چینگ محسوب می‌شد. اندکی پس از سقوط سلسله چینگ در سال ۱۹۱۲، جنبشی استقلال‌طلبانه برای تشکیل دولتی مستقل در مغولستان شکل گرفت. برای چندین سال، درگیری‌هایی میان نیروهای چینی که در پی حفظ سلطه خود بودند، نیروهای مرتجعی که خواهان برقراری نظام پادشاهی فئودالی بودند، و کمونیست‌هایی که قصد داشتند کشوری به سبک اتحاد جماهیر شوروی بنا کنند، جریان داشت. سرانجام این کشمکش‌ها به پیروزی کمونیست‌ها و تشکیل دولت مغولستان در سال ۱۹۲۴ انجامید. 

بقا به عنوان نخستین دولت اقماری اتحاد جماهیر شوروی

جمهوری خلق مغولستان پس از تأسیس در سال ۱۹۲۴، با وظیفه‌ای بس دشوار روبه‌رو بود. پی‌ریزی یک اقتصاد مدرن و نیرومند از پایه، چالشی عظیم به شمار می‌رفت؛ حال آن‌که انجام این مهم، آن هم در شرایطی که باید از اتحاد جماهیر شوروی دستور می‌گرفت، دشواری‌های دوچندانی به همراه داشت. 

اتحاد جماهیر شوروی سهم بسزایی در استقلال این کشور داشت و به دلیل وابستگی مغولستان به کمک‌های اقتصادی شوروی، از نفوذ قابل توجهی بر دولت نوپای آن برخوردار بود. مغولستان به عنوان نخستین کشور اقماری اتحاد جماهیر شوروی، تحت فشار شدیدی قرار داشت تا از الگویی که مشخصاً توسط دیکتاتور آن، ژوزف استالین، ترسیم شده بود، پیروی کند. 

پلجیدین گِندِن در دورانی دشوار از تاریخ مغولستان، ریاست این کشور را برعهده داشت. او نه‌تنها با چالش نوسازی این ملت نوپا روبه‌رو

پلجیدین گِندِن از دوران جوانی در روند تحول کشور مشارکت داشت. پس از پیوستن به سازمان جوانان کشور، به دلیل صراحت بیان و شور و اشتیاقش مورد توجه مقامات عالی‌رتبه قرار گرفت. او با طی کردن مراتب ترقی، پیش از آن‌که در سال ۱۹۳۲ به مقام نخست‌وزیری کشور برسد، چندین سمت عالی‌رتبه را برعهده داشت. هدف او پس از تصدی این مقام، اجرای سیاست‌های اشتراکی مشابه آن‌چه ولادیمیر لنین پیاده کرده بود، بود. او در آغاز روابط حسنه‌ای با استالین داشت که همین امر سبب می‌شد برخلاف سایر مقامات که موجب خشم اتحاد جماهیر شوروی شده بودند، در امنیت بماند؛ اما این وضعیت دیری نپایید. 

رویارویی تکان‌دهنده و مستانه که پیپ استالین را درهم شکست

در سال ۱۹۳۴، استالین به گندن دستور داد که جمعیت بوداییان مغولستان را از میان ببرد. گندن از اجرای چنین درخواستی سر باز زد. او که خود یک بوداییِ مؤمن بود، هیچ قصدی برای ریشه‌کن کردن آیین بودا در مغولستان نداشت. گندن موضع خود را صراحتاً اعلام کرد و گفت که تنها دو نابغه حقیقی که پا بر روی زمین گذاشته‌اند، لنین و بودا هستند؛ و از اجرای فرمان پاکسازی خودداری ورزید. این مقاومت، به مذاق استالین خوش نیامد. با توجه به سرپیچی گندن از اطاعتِ محض، رویارویی اجتناب‌ناپذیر بود. 

در سال ۱۹۳۵، گندن برای گفت‌وگو پیرامون امور دولتی به مسکو سفر کرد. در جریان دیداری با استالین، نخست‌وزیر مغولستان به خاطر اجرا نکردن فرمان پاکسازی بوداییان، مورد عتاب و سرزنش قرار گرفت. استالین پا را از این فراتر نهاد و مدعی شد که گندن قصد دارد خود را پادشاه مغولستان کند. گندن که در آن هنگام مست بود، عقب ننشست. او استالین را متهم کرد که می‌خواهد خود را به تزار بدل سازد و سپس او را «گرجیِ خون‌آشام» خطاب کرد. سپس، در کمال بهت و حیرت همگان، سیلی محکمی به صورت استالین نواخت. ضربه او باعث شد پیپ استالین بشکند. امری باورنکردنی رخ داده بود؛ سرانجام کسی جرأت کرده بود در برابر هراس‌انگیزترین مرد جهان بایستد. 

بهای سنگین سرپیچی از هراس‌انگیزترین دیکتاتور جهان

گِندِن بهای سنگینی برای این شجاعت خود پرداخت. پس از بازگشت به مغولستان، به دلیل عملکردش در مسکو، توسط اعضای طرفدار شوروی در حزب، از قدرت برکنار شد. از آن پس، سرنوشت او رقم خورد. گِندِن در آوریل ۱۹۳۶ ربوده و به زندانی در نزدیکی شهر فوروس، در کرانه دریای سیاه، منتقل شد. او در آن‌جا چنان شکنجه‌های سهمگینی را به مدت یک سال تحمل کرد که سرانجام ناچار شد به دروغ اعتراف کند که با جاسوسان ژاپنی و مرتجعین بودایی هم‌دستی کرده است. در ۲۶ نوامبر ۱۹۳۷ [۵ آذر ۱۳۱۶]، گِندِن نیز همچون بسیاری دیگر از قربانیان «پاکسازی بزرگ» استالین، توسط جوخه آتش اعدام شد. 

اگرچه گِندِن بهای گزافی برای آن پرداخت، اما همین شجاعت، جایگاه او را در تاریخ تثبیت کرد. ایستادگی او در برابر نابودی بوداییان مغولستان نشان داد که او رهبری صاحب اخلاق بود؛ کسی که شهامت کافی داشت تا پای باورهایش بایستد.

 

منبع: خبر آنلاین
ارسال نظر

خبر‌فوری: آقای قاضی! حکم طلاق را صادر کنید؛ من زندگی لاکچری می‌خواهم