طعنه به شهردار تهران: تاکسی های برقی را نمی توانید اداره کنید؛ برقی کردن همه تهران پیشکش
در دو سه دهه اخیر، مدیریت شهری در تهران بهسان مدیریت کلان کشور، در مواردی با کتمان و چشمپوشی و در مواردی دیگر با بلندپروازی و ایدهپردازی، درک درست و کافی از مسائل پایتخت نداشته است.
روزنامه اطلاعات نوشت: فقط به مورد آلودگی هوا نگاه کنید: بنابر اعلام وزارت بهداشت و مطابق تازهترین اظهارنظر رسمی که مربوط به سال ۱۴۰۳ میشود، حدود ۵۸هزار و ۹۷۵مورد مرگ در کشور منتسب به مواجهه با ذرات معلق کمتر از ۲/۵میکرون بوده که معادل ۱۶۱مرگ در روز و حدود هفتمرگ در هر ساعت است!
نکته اینجاست که یک دهه پیش قانون هوای پاک، پیرامون ابربحران آلودگی هوا مصوب و ابلاغ میشود ولی بنابر تحقیقی که مرکز پژوهشهای مجلس بهعنوان یک نهاد رسمی ارائه کرده، تاکنون فقط حدود ۳۰درصد از این قانون اجرا شده است. این مرکز، دلایل اجرانشدن کامل قانون هوای پاک را کمبود منابع مالی، در اولویتنبودن مسأله آلودگی هوا، نبود نظارت کافی، ناهماهنگی بین دستگاههای مجری و عملکرد جزیرهای، تفسیر شخصی از متون قانون و درنهایت ایرادات متن قانون اعلام کرده است.
مواردی مثل کندی اسقاط خودروهای فرسوده شخصی و فرسودگی حمل و نقل عمومی در کلان شهرها، معاینهفنی ناکارآمد خودروها، سوخت نیروگاهها، توزیع نشدن سوخت استاندارد برای خودروها، زبالهسوزی و تعیینتکلیف نکردن برای فعالیتهای صنعتی و معدنی در حاشیه شهرها، در کنار دیگر مسائل همگی از دلایل آلایندگی هوا هستند. ۲۱ دستگاه و سازمان، باید بنابر وظیفه در راستای حل معضل آلودگی هوا به تعهدات خود عمل کنند و قطعا میدانیم که ابربحرانی با این ابعاد، با برنامهریزی و تعیین اهداف بلندمدت، میانمدت و کوتاهمدت قابل حل شدن است.
بدون تردید توسعه حمل و نقل برقی و پاک از جمله راهکارهای مؤثر در حل مسأله آلودگی هواست، البته که شهرداری هم در دوره ششم مدیریت شهری، قدمهایی در این راستا برداشته، همچنانکه پس از ورود تعدادی اتوبوس برقی، تاکسی برقی هم وارد تهران شد اما در همین یک سال اخیر که از ورود این تاکسیها به شهر میگذرد، ضمن اینکه تعداد و اثرگذاریشان بر کاهش آلودگی هوا حقیقتا ملموس نیست، برای بسیاری از رانندگان هم به تجربهای پرهزینه بدل شده است؛ چون هنوز زیرساختهای لازم برای استفاده از وسایل نقلیه برقی در کشور مانند ایجاد جایگاههای مناسب برای شارژ باتری به تعداد کافی فراهم نیست و قیمت بالای این تاکسیها و اقساط سنگین آنها نیز سبب شده تا شهروندان همچنان شاهد تاکسیهای فرسوده پرشمار باشند و نوسازی چندانی هم به چشم نیاید.
اخیرا سکاندار مدیریت پایتخت از ایدهای بزرگتر برای تغییر الگوی مصرف انرژی در کلانشهر تهران خبر داده و اعلام کرده است که مدیریت شهری بهدنبال «برقیکردن کل تهران» است؛ ایدهای که برای آن حتی تبدیل گاز به برق در محل و تولید برق اتمی در دستورکار قرار داده شده است.
بسیار هم خوب است که مدیریت این شهر پرقصه و غصه، ایدهای چنین بزرگ را مطرح میکند ولی حقیقت این است که علیرغم تمامی ادعاها در همین دوره مدیریت شهری، شهروندان شاهد تغییر محسوسی در اوضاع شهر نیستند، ترافیک همچنان سرسامآور است، آلودگی بیداد میکند و زیست شهری با نقطه مطلوب، فاصله زیادی دارد.
مادامی که همه سازمانها و دستگاههای مسئول از جمله مدیریت شهری به فهم واقعی از ریشههای مشکلات تهران نرسند و ضرورت همکاری با یکدیگر را درک نکنند، ایدهپردازی و نمایش قدرت در مدیریت شهری بهتنهایی چاره تهران نیست.
تهران را فرهنگسازی و استفاده هرچه کمتر من و شما از خودروهای شخصی در کنار انجام تعهدات وزارت صمت در اسقاط خودروهای فرسوده و افزایش کیفیت صنعت خودروسازی داخلی است که نجات میدهد. وزارت نفت هم میتواند با توزیع سوخت استاندارد و چارهاندیشی برای سوخت نیروگاهها در فصول پرمصرف، در کنار وزارت کشور (با مسئولیت هماهنگکردن شهرداریها و استانداریها در مدیریت بحران آلودگی) و سازمان حفاظت محیطزیست (به عنوان نهاد اصلی سیاستگذار و ناظر بر اجرای قانون)، تهران را نجات دهد. وزارت راه و شهرسازی، تنظیمکننده سیاستهای حملونقل پاک و هوشمند و وزارت نیرو مسئول کنترل آلایندگی نیروگاهها و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر برای رفع آلودگی هوا هستند. اینجاست که مدیریت یکپارچه شهری معنا مییابد و این همان چاره کار تهران است.