عذرخواهی را بلد نیستیم؛ چرا گفتن «ببخشید» این‌قدر سخت است؟

چندبار دلتان شکسته و کسی سراغتان نیامده؟ چندبار کسی را ناراحت کردید و غرورتان نگذاشت که عذرخواهی کنید؟ چندبار به جای یک «ببخشید» ساده، فقط توضیح داده‌اید؟

عذرخواهی را بلد نیستیم؛ چرا گفتن «ببخشید» این‌قدر سخت است؟

 گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:

ممکن است وقتی کسی از ما دلخور شود به هر راهی متوسل شویم جز یک ابراز پشیمانی ساده! مثلا می‌گوییم عصبانی بودم، منظورم این نبود، تو هم جای من بودی همین کار را می‌کردی. آخرش هم طرف مقابل می‌ماند و ناراحتی‌ای که هنوز سر جایش است.

برای خیلی‌ها، عذرخواهی کردن سخت‌تر از اشتباه کردن است. پذیرفتن اینکه حرف یا رفتارمان به کسی آسیب زده، تصویر خوبی را که از خودمان ساخته‌ایم به هم می‌ریزد. دلمان می‌خواهد آدم منصف و مهربانی باشیم؛ برای همین، وقتی کسی از ما شکایت می‌کند، به‌جای شنیدن حرفش، دنبال راهی می‌گردیم که ثابت کنیم تقصیر ما نبوده است.

بعضی عذرخواهی‌ها هم بیشتر شبیه گله و شکایتند؛ «ببخشید، ولی تو هم منو عصبانی کردی» یا «اگه ناراحت شدی، معذرت می‌خوام». در چنین جمله‌هایی، مسئولیت رفتار خودمان را نمی‌پذیریم و ناراحتی طرف مقابل را هم به حساب برداشت او می‌گذاریم.

عذرخواهی آدم را کوچک نمی‌کند یا تمام تقصیرهای یک ماجرا را گردن او نمی‌اندازد. کافی است بتوانید بگویید چه کرده، چرا رفتار خود را اشتباه می‌دانید و چطور دل طرف مقابل را شکسته اید. توضیح دادن شرایط هم جای خودش را دارد، اما وقتی بلافاصله بعد از «ببخشید» می‌آید، بیشتر شبیه دفاع از خودمان به نظر می‌رسد.

عذرخواهی صادقانه می‌تواند خیلی از دلخوری‌ها را کم کند. وقتی آدم حاضر نیست اشتباهش را بپذیرد، حتی توضیح‌های بعدی هم به‌سختی می‌توانند فاصله‌ای را که بین دو نفر افتاده، جبران کنند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: عذرخواهی را بلد نیستیم؛ چرا گفتن «ببخشید» این‌قدر سخت است؟