پشت بعضی «ببخشید»ها، هیچ تغییری در راه نیست
بعضی آدمها آنقدر خوب عذرخواهی میکنند که مدتی طول میکشد بفهمی اصلاً قصد تغییر ندارند.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: واژهها را درست کنار هم میچینند، لحنشان نرم است، نگاه پشیمانی دارند و گاهی صدایشان هم میلرزد. همهچیز شبیه پشیمانی واقعی است؛ اما مهمتر از همه تغییر است که هیچوقت اتفاق نمیافتد!
این آدمها شاید خطرناکترین آدمهای دنیا نباشند، اما بیتردید از خستهکنندهترینها هستند. چون یک چرخهی تکراری دارند: اشتباه میکنند، عذر میخواهند، دل میشکنند، فاصله میگیرند، دوباره برمیگردند و با همان جمله همیشگی «ببخشید، قصدی نداشتم» سعی میکنند همهچیز را تمام کنند.
انگار مشکل فقط نیت آنها بوده؛ نه رفتاری که انجام دادند، نه زخمی که به جا مانده.
عذرخواهی، اگر به تغییر نرسد، فقط یک مهارت کلامی است و بویی از پشیمانی نبرده! عذرخواهی واقعی پذیرفتن مسئولیت چیزی است که بعد از اشتباه باید انجام بدهی.
یعنی بفهمی چه چیزی را شکستهای، چرا شکستهای و چه کاری باید بکنی که دوباره همان اتفاق نیفتد. اگر این بخش حذف شود، عذرخواهی فقط یک مُسکن آنی است؛ درد را برای مدتی آرام میکند، اما چیزی را درمان نمیکند.
آدمهایی که خوب عذرخواهی میکنند اما تغییر نمیکنند از این نمیترسند که دوباره همان رفتار را تکرار کنند؛ از این میترسند که اینبار کسی نبخشدشان، رابطه را ترک کند یا فاصلهای بیفتد که دیگر با چند جملهی قشنگ پر نشود.
برای همین وقتی طرف مقابل خسته میشود یا وقتی خطر از دست دادن جدی به نظر میرسد، دوباره همان کلمات را رو میکنند. اما به محض آنکه همهچیز آرام شد، خودشان هم به نسخهی قبلیشان برمیگردند.
و این رفتار رابطه را فرسوده میکند؛ امیدی که هر بار دوباره زنده میشود و هر بار دوباره میمیرد. امیدی که خودش را با این توجیه نشان میدهد: «شاید اینبار فرق کند» اما هیچ فرقی در کار نیست!
وقتی رفتاری را بارها تکرار میکنی، دیگر نمیتوانی همهچیز را به عصبانیت، شرایط بد یا قصدی نداشتن نسبت بدهی. آدمی که واقعاً پشیمان است، فقط بخشیده شدن را نمیخواهد. میخواهد دیگر به نقطهای نرسد که مجبور شود دوباره عذرخواهی کند.
همه بالاخره میفهمند که پشت آن کلمات، ارادهای برای تغییر نیست. و از همان لحظه، جملهها ارزششان را از دست میدهند. چون هیچچیز به اندازهی تکرار یک زخم رابطه را خالی و سرد نمیکند.