زنگ خطر آب؛ ایران در رتبه سیزدهم پرمصرفترین کشورهای جهان قرار گرفت
در سطح جهان حدود ۷۰ درصد آب شیرین برداشتشده در بخش کشاورزی مصرف میشود. این یعنی سرنوشت منابع آب بسیاری از کشورها نه در شیرهای آب منازل، بلکه در مزارع و الگوی تولید محصولات کشاورزی رقم میخورد. هرچه کشاورزی وابستهتر به آبیاری باشد، فشار بیشتری بر منابع آبی وارد خواهد شد.
زهرا شفیعی در چندثانیه آنلاین نوشت: در روزهایی که بحران آب به یکی از مهمترین چالشهای قرن بیستویکم تبدیل شده، انتشار جدیدترین آمارهای جهانی درباره برداشت آب شیرین، تصویری قابل تأمل از وضعیت مصرف آب در کشورهای مختلف ارائه میدهد. بر اساس دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، برخی کشورها سالانه چندین برابر میانگین جهانی آب شیرین برداشت میکنند؛ آماری که بیش از هر چیز به ساختار اقتصادی، نوع کشاورزی و شیوه مدیریت منابع آب آنها وابسته است.
در این فهرست، ترکمنستان با اختلافی چشمگیر در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن مونتهنگرو، نیوزیلند، گویان و ایالات متحده دیده میشوند. نکته قابل توجه برای مخاطبان ایرانی، حضور ایران در رتبه سیزدهم جهان است؛ جایگاهی که نشان میدهد فشار بر منابع آبی کشور همچنان بسیار بالاست.
اما برای درک بهتر این آمار باید به یک نکته مهم توجه کرد. این ارقام به معنای مصرف مستقیم آب توسط شهروندان نیست. در واقع شاخص مورد استفاده، میزان «برداشت آب شیرین به ازای هر نفر» را نشان میدهد؛ یعنی مجموع آبی که برای کشاورزی، صنعت، نیروگاهها و مصارف شهری از منابع سطحی و زیرزمینی برداشت میشود. بنابراین ممکن است کشوری با جمعیت کم اما دارای کشاورزی گسترده یا صنایع آببر، سرانه برداشت آب بسیار بالایی داشته باشد.
آنچه بیش از همه در این آمار جلب توجه میکند، نقش تعیینکننده بخش کشاورزی است. در سطح جهان حدود ۷۰ درصد آب شیرین برداشتشده در بخش کشاورزی مصرف میشود. این یعنی سرنوشت منابع آب بسیاری از کشورها نه در شیرهای آب منازل، بلکه در مزارع و الگوی تولید محصولات کشاورزی رقم میخورد. هرچه کشاورزی وابستهتر به آبیاری باشد، فشار بیشتری بر منابع آبی وارد خواهد شد.
نمونه بارز این مسئله را میتوان در کشورهای آسیای مرکزی مشاهده کرد. ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان همگی در میان رتبههای بالای جدول قرار دارند. دلیل اصلی این موضوع توسعه گسترده کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک و وابستگی شدید به سامانههای آبیاری است. در بسیاری از این کشورها، دههها برداشت سنگین آب از رودخانههای منطقه برای تولید محصولات کشاورزی، بهویژه پنبه، پیامدهای زیستمحیطی گستردهای به همراه داشته است.
شاید مشهورترین نمونه، فاجعه دریاچه آرال باشد. رودخانههای بزرگ آمودریا و سیردریا که زمانی این دریاچه عظیم را تغذیه میکردند، برای توسعه کشاورزی و بهویژه کشت پنبه منحرف شدند. نتیجه آن بود که یکی از بزرگترین دریاچههای جهان بخش عمده حجم خود را از دست داد و به نمادی از سوءمدیریت منابع آب تبدیل شد؛ اتفاقی که هنوز آثار زیستمحیطی و اقتصادی آن در منطقه دیده میشود.
حضور ایران در رتبه سیزدهم این فهرست نیز از چند جهت اهمیت دارد. ایران کشوری است که بیش از دو سوم مساحت آن در مناطق خشک و نیمهخشک قرار گرفته و میانگین بارش سالانه آن کمتر از یکسوم میانگین جهانی است. با این حال، بخش عمده منابع آب کشور همچنان در کشاورزی مصرف میشود؛ بخشی که در بسیاری از مناطق با راندمان پایین آبیاری و کشت محصولات آببر همراه است. همین مسئله باعث شده فشار بر سفرههای آب زیرزمینی، رودخانهها و تالابها طی دهههای اخیر افزایش یابد.
در سالهای اخیر نشانههای این فشار بیش از گذشته نمایان شده است؛ از افت سطح آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین گرفته تا کاهش ذخایر سدها، خشک شدن تالابها و افزایش تنش آبی در بسیاری از استانها. کارشناسان معتقدند ادامه روند فعلی میتواند امنیت غذایی، محیط زیست و حتی توسعه اقتصادی کشور را با چالشهای جدی مواجه کند.
از سوی دیگر، حضور کشورهایی مانند آمریکا و کانادا در رتبههای بالای جدول لزوماً به معنای بحران آب نیست. در این کشورها بخش قابل توجهی از برداشت آب به صنایع بزرگ و نیروگاههای تولید برق اختصاص دارد و در بسیاری موارد بخش زیادی از این آب دوباره به چرخه طبیعت بازمیگردد. به همین دلیل، تفسیر آمار برداشت آب باید همراه با بررسی شرایط اقلیمی، منابع تجدیدپذیر و ساختار اقتصادی هر کشور انجام شود.
پیام اصلی این آمار جهانی روشن است؛ بحران آب تنها نتیجه کاهش بارندگی یا خشکسالی نیست، بلکه تا حد زیادی به نحوه مدیریت منابع آب بستگی دارد. کشورهایی که بتوانند بهرهوری کشاورزی را افزایش دهند، الگوی کشت خود را اصلاح کنند، از فناوریهای نوین آبیاری استفاده کنند و ارزش اقتصادی بیشتری از هر مترمکعب آب به دست آورند، در آینده با ریسک کمتری روبهرو خواهند شد.
در شرایطی که تغییرات اقلیمی، افزایش دما و رشد جمعیت فشار بیشتری بر منابع آبی وارد میکند، آب دیگر صرفاً یک منبع طبیعی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی، توسعه اقتصادی و پایداری زیستمحیطی کشورها تبدیل شده است. جایگاه ایران در این فهرست نیز یادآور این واقعیت است که مدیریت آب دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای آینده کشور محسوب میشود.
