تغییر تاکتیک سپاه در هرمز؛ از انسداد تا تعیین قواعد عبور
عربستان اعلام کرده قصد دارد ظرف دو تا سه سال ظرفیت انتقال نفت به خارج از خلیج فارس را به ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند؛ امارات نیز از خط حبشان–فجیره استفاده میکند. بااینحال، جایگزین کاملی برای هرمز وجود ندارد.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
هشدار سپاه به شناورهایی که از مسیرهای «غیرمجاز» میگذرند، دیگر به تنگه هرمز محدود نیست. سامانه مجوزدهی و تعیین مسیر از ماهها پیش وجود داشت؛ اما افزایش حملات و تهدید تعقیب کشتیها در سراسر منطقه، تلاش برای تحمیل این قواعد را آشکارتر کرده است. این گذار از انسداد صرف به کنترل گزینشی تردد را نباید با تسلط کامل بر آبراه یکی دانست.
مجوز، مین و گسترش میدان
سپاه خاموشکردن سامانه شناسایی کشتیها را ممنوع اعلام کرده است. همچنین به شناورهای استفادهکننده از مسیر جنوبی نزدیک عمان هشدار داده و از تعقیب کشتیها حتی بیرون از هرمز سخن گفته است. همزمان، حملاتی در نزدیکی قطر و امارات گزارش شده و سپاه از برخورد نفتکشها با مین در مسیرهای «غیرمجاز» خبر داده است؛ هرچند مقامهای هندی علت یکی از آنها را حمله پهپادی اعلام کردهاند. تعقیب پایدار شناورها در منطقهای گسترده نیز به رصد و پشتیبانی مستمر نیاز دارد؛ گذشت زمان ظرفیت توان اجرایی این تهدید در میدان را روشن میکند.
چرا مسیر نفت مسدود نشد؟
صادرکنندگان منطقه شیوه حمل را تغییر دادهاند. نفتکشهای رفتوبرگشتی نفت را از بنادر خلیج فارس میگیرند، از هرمز عبور میکنند و نزدیک فجیره امارات یا صحار عمان به کشتیهای دیگر تحویل میدهند. کپلر دستکم ۶۳ ابرنفتکش را در این چرخه شناسایی کرده است. انتقال کشتیبهکشتی، خودِ تنگه را دور نمیزند؛ بلکه محل تحویل محموله و توزیع خطر را تغییر میدهد. حفاظت نظامی آمریکا از برخی عبورها و استفاده از مسیر جنوبی نیز به تداوم صادرات کمک کرده است.
اما نفت بیشتری که به بازار میرسد، لزوماً از تنگهای امنتر نگذشته است. به گزارش کپلر، جریان نفت خام عبوری در اوایل اکتبر نسبت به اوج هفته قبل ۲۷ درصد کاهش یافت و به حدود ۱۰٫۱ میلیون بشکه در روز رسید؛ در همان مقطع، صادرات از بنادر دریای عمان و دریای سرخ به ۶٫۷ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. کرایه روزانه بیش از یک میلیون دلار برای برخی نفتکشها، حق بیمه جنگی و خطر حمله نشان میدهد بازار همچنان هزینه جنگ را میپردازد.
محاصره بهجای پاسخ فوری
آمریکا در نقطه مقابل، تلافیهای مستقیم پیشین را در موج اخیر حملات تکرار نکرده و بر محاصره دریایی ایران متمرکز مانده است. ترامپ اعلام کرده تا انتخابات ۱۲ آبان کنگره حملات تازه به ایران را از سر نمیگیرد. احیای نسبی عرضه نفت، نگرانی از جهش قیمت سوخت، هزینه سیاسی تشدید جنگ و ادامه مذاکرات میتوانند در این تصمیم مؤثر باشند؛ هرچند نمیتوان همه را انگیزههای قطعی واشنگتن دانست. اما عملیات نظامی آمریکا برای اجرای محاصره همچنان با جدیت ادامه دارد.
اهرم امروز، وابستگی فردا
عربستان اعلام کرده قصد دارد ظرف دو تا سه سال ظرفیت انتقال نفت به خارج از خلیج فارس را به ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند؛ امارات نیز از خط حبشان–فجیره استفاده میکند. بااینحال، جایگزین کاملی برای هرمز وجود ندارد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده، نزدیک یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع و بیش از ۳۰ درصد تجارت جهانی اوره از این آبراه میگذشت؛ وابستگیهایی که بازار غذا، کشاورزی و صنعت را هم تحت تأثیر قرار میدهند و گریز از آن یا به حاشیهراندنش بهسادگی ممکن نیست.
روی دیگر ماجرا این است که فشار تازه سپاه، با وجود اثر احتمالی کوتاهمدت بر قیمت نفت و هزینههای آمریکا، از همین حالا انگیزه سرمایهگذاری برای کاهش وابستگی نفتی به هرمز را تقویت کرده است. این اهرم هنوز مؤثر است؛ اما تداوم فشار میتواند در میان مدت و بلندمدت، بخشی از قدرت این تنگه راهبردی را فرسوده کند.