دو نقش پوتین؛ میانجی ایران، طرف معامله ترامپ؟
پوتین پس از گفتوگو با پزشکیان درباره جنگ، دیدگاه تهران را به ترامپ منتقل کرد؛ حالا نقش و منافع مسکو در مذاکرات ایران و آمریکا در کانون توجه است.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
پزشکیان ۱۶ مهر امسال در ترکمنستان با پوتین درباره جنگ گفتوگو کرد. فردای آن روز، پوتین با ترامپ تماس گرفت و به روایت کرملین، دیدگاه تهران را منتقل کرد. قدردانی غریبآبادی در ۲۱ مهر از مسکو نیز نشاندهنده استقبال تهران بود، نه آغاز رسمی میانجیگری. پوتین با چه ظرفیتی و در پی چه منافعی وارد میدان شده است؟
بنبست بر سر نوبت امتیازها
اختلاف تهران و واشنگتن فقط بر سر مطالبات نیست؛ بر سر ترتیب اجرای آنهاست. ایران رفع محاصره دریایی و کاهش فشار اقتصادی را مقدم میداند؛ آمریکا خواهان رسیدگی زودهنگام به پرونده هستهای است. پاکستان، قطر، عمان و ترکیه هنوز نتوانستهاند این فاصله را پر کنند، گرچه کانالهای تماس بازند. در برخی محافل سیاسی ایران، پاکستان به جانبداری از آمریکا و حتی «کاسبی» از میانجیگری متهم شده؛ اتهاماتی اثباتنشده که نباید مبنای داوری شوند. چین نیز برای نقشی محوری پیشقدم نشده است.
مزیت پوتین صرفاً دسترسی به ترامپ نیست. او با تهران روابط راهبردی دارد و همزمان درباره اوکراین، انرژی و تحریمها با واشنگتن گفتوگو میکند. این موقعیت هم فرصتی برای توافق مرحلهای است و هم مجالی برای پیوند پروندهها.
گازوئیل و اورانیوم؛ دو سوی نقش مسکو
توافق ۱۷ مهر ترامپ و پوتین برای صادرات گازوئیل روسیه با کاهش موقت
محدودیتهای تحریمی آمریکا همراه شد. مسکو گشایشی اقتصادی یافت، همزمان با تلاش تهران برای بهرهگیری مذاکراتی از فشار انرژی. با وجود حجم محدود صادرات، پیام سیاسی روشن است: شرکای راهبردی الزاماً منافع یکسان ندارند.
پوتین در گفتوگو با محمد بنسلمان خواستار عبور ایمن کشتیها از هرمز شد؛ حال آنکه تهران رفع محدودیتها را به تحقق شروط خود گره زده است. البته او بعدتر بر رفع تحریمهای ایران نیز تأکید کرد.
در سوی دیگر، گئورگی بوریسنکو، معاون وزیر خارجه روسیه، ۲۲ مهر در گفتوگو با آرتیویآی آمادگی پیشین مسکو برای پذیرش اورانیوم غنیشده ایران یا کمک به انتقال آن به کشوری دیگر را تکرار کرد؛ مشروط به توافق طرفها. این پیشنهاد قدیمی اکنون، با گرهخوردن مذاکرات به سرنوشت اورانیوم، معنادارتر است. روسیه در اجرای برجام نیز اورانیوم غنیشده ایران را دریافت کرده بود. بااینهمه، پیشنهاد فنی هنوز مترادف توافق سیاسی نیست.
فارغ از اینکه میانجیگری پنهان مسکو آغاز شده باشد یا نه، خبر ۱۷ مهر درباره سفر احتمالی ویتکاف و کوشنر به مسکو اهمیت دارد؛ سفری که ۲۰ مهر تعویق آن تا روشنشدن موضع اوکراین و متحدان اروپاییاش گزارش شد. اگر این مذکرات انجام شود، با توجه به چارچوب گفتوگوی پوتین و ترامپ، طرح پرونده ایران در کنار اوکراین دور از انتظار نیست.
از حافظه بیاعتمادی تا خطر معامله
این تفاوت محاسبات بیپیشینه نیست: شوروی پس از تغییر موازنه جنگ ایران و عراق، تسلیح بغداد را گسترش داد و روسیه به شش قطعنامه شورای امنیت درباره پرونده هستهای ایران رأی مثبت داد؛ اما از برجام حمایت کرد و در ۱۴۰۴ با بازگشت تحریمهای سازمان ملل مخالفت ورزید.
ظریف در مهر ۱۴۰۴ مدعی شد به لاوروف دستور داده بودند مانع نهاییشدن برجام شود؛ به گفته او، دو خط قرمز مسکو آن است که ایران نه با جهان «روابط آرام» داشته باشد و نه وارد «درگیری» شود. این ادعاها مستقلاً اثبات نشدهاند، اما بدگمانی بخشی از نخبگان ایرانی را بازتاب میدهند.
این احتمال که مسکو پرونده ایران را به اهرم معامله در اوکراین تبدیل کند، سزاوار توجه است. بااینهمه، احتمال معامله سند وقوع آن نیست. پوتین میتواند هم میانجی باشد و هم به دنبال منافع کشورش؛ معیار این است که آیا میتواند گره ترتیب امتیازها را با تعهداتی متقابل و تضمینپذیر باز کند؟
پاسخ این پرسش کلیدی، هم مسیر ارزیابی خروجی نهایی تلاش پوتین را هموار میکند و هم برگه داوری منفی یا مثبت تعیینکنندهای به پرونده حساس روسیه در حافظه تاریخی ایرانیان خواهد افزود.