از تکیهگاه بودن تا فرسودگی؛ وقتی خودت آخرین نفر زندگی خودت میشوی
مراقبت از دیگران نباید به قیمت فراموش کردن خودمان تمام شود. یاد گرفتن «نه» گفتن، اختصاص زمان برای نیازهای شخصی و پذیرفتن اینکه همیشه نمیتوان تکیهگاه همه بود، نشانه خودخواهی نیست؛ بلکه راهی برای حفظ سلامت روان و جلوگیری از فرسودگی طولانیمدت است.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
بعضی آدمها همیشه برای دیگران وقت دارند، به مشکلات همه گوش میدهند و حتی وقتی خودشان خستهاند، باز هم مسئولیتهای بیشتری قبول میکنند. اما همین فداکاری مداوم، اگر با نادیده گرفتن نیازهای شخصی همراه باشد، میتواند به فرسودگی جسمی و عاطفی منجر شود.
خستگیای که با خواب برطرف نمیشود، بیحوصلگی مداوم، زودرنجی، کاهش تمرکز و احساس نداشتن انرژی، گاهی نشانه فشار روانی طولانیمدت است. افرادی که همیشه نقش تکیهگاه دیگران را دارند، ممکن است آنقدر درگیر رسیدگی به اطرافیان شوند که حتی متوجه فرسودگی خودشان نشوند.
روانشناسان یکی از دلایل شکلگیری این وضعیت را ناتوانی در تعیین مرزهای شخصی میدانند. کسانی که از «نه» گفتن احساس گناه میکنند یا ارزش خود را به میزان مفید بودن برای دیگران وابسته میدانند، بیشتر در معرض پذیرش مسئولیتهایی فراتر از توان خود قرار میگیرند.
فرسودگی فقط خستگی جسمی نیست؛ گاهی فرد علاقهاش را به فعالیتهای لذتبخش از دست میدهد، از ارتباط با دیگران فاصله میگیرد و نسبت به مسائل کوچک واکنشهای شدید نشان میدهد. در چنین شرایطی، استراحت، درخواست کمک و تعیین محدودیت برای مسئولیتها اهمیت زیادی دارد.
مراقبت از دیگران نباید به قیمت فراموش کردن خودمان تمام شود. یاد گرفتن «نه» گفتن، اختصاص زمان برای نیازهای شخصی و پذیرفتن اینکه همیشه نمیتوان تکیهگاه همه بود، نشانه خودخواهی نیست؛ بلکه راهی برای حفظ سلامت روان و جلوگیری از فرسودگی طولانیمدت است.