رابطههایی که در آن همیشه یکی نقش درمانگر را بازی میکند
در بعضی روابط همیشه یک نفر است که گوش میدهد، آرام میکند، راهحل پیدا میکند و خودش را جمعوجور نگه میدارد؛ یک نفر هم همیشه مشکلات تازه و درددلهای جدید دارد.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
در این رابطهها، یکی از طرفین کمکم عادت میکند مسئول حال دیگری باشد. اگر طرف مقابل ناراحت است، باید آرامش کند؛ اگر مشکلی دارد، باید راهحل پیدا کند؛ اگر تصمیمی گرفته که به ضررش تمام شده، باز هم باید کنارش بایستد و جمعش کند.
این نقش ممکن است اولش شبیه محبت باشد. آدم احساس میکند برای کسی مهم است و حضورش به درد میخورد. اما بعد از مدتی، رابطه شکل دیگری پیدا میکند. یک نفر همیشه کمک میکند و نفر دیگر همیشه کمک میگیرد. یکی آنقدر درگیر حل کردن مشکلات طرف مقابل میشود که دیگر وقتی برای زندگی و خواستههای خودش باقی نمیماند.
از طرف دیگر، کسی که همیشه یک نفر را برای جمع کردن زندگیاش دارد، کمتر مجبور میشود با مشکلاتش روبهرو شود. هر بار که زمین میخورد، دستی برای بلند کردنش هست؛ هر بار که تصمیم اشتباهی میگیرد، کسی هست که عواقبش را تا حدی برایش جمع کند.
کمکم هر دو نفر به این وضعیت عادت میکنند. یکی فکر میکند اگر کمک نکند، آدم بدی است؛ دیگری هم یاد میگیرد همیشه کسی هست که او را نجات بدهد. رابطهای که قرار بود همراهی دو آدم باشد، آرامآرام به تقسیم نقش تبدیل میشود.
آدمها در یک رابطه قرار است کنار هم زندگی کنند، نه اینکه یکی تمام مدت بار دیگری را روی دوش بکشد. عشق وقتی سنگین میشود که یکی همیشه بخواهد دیگری را سرپا نگه دارد.