زبانهای در آستانه خاموشی؛ وقتی نسل بعد دیگر به زبان مادربزرگ حرف نمیزند
زبان مادری، اولین زبانیست که آدم با آن جهان را میفهمد؛ اولین «بله»، اولین «نه»، اولین لالایی.
زبان مادری، اولین زبانیست که آدم با آن جهان را میفهمد؛ اولین «بله»، اولین «نه»، اولین لالایی. آنقدر مهم است که در تقویم جهانی برایش یک روز جدا گذاشتهاند، اما در خیلی از خانهها، همین زبان دارد زیر صدای تلویزیون و موبایل گم میشود.
به گزارش در چند ثانیه، خانهای را تصور کنید که مادربزرگ هنوز با زبان خودش قصه میگوید، ضربالمثل میآورد، دعا میخواند؛ اما نوهها جوابش را به سبک حرفزدنِ خودشان یا حتی انگلیسی شبکههای اجتماعی میدهند. جملهها نیمهکاره میماند، کلمهها توی هوا معلقند و کمکم زبانی که روزی زبان گریه، خنده و دعوای خانوادگی بوده، تبدیل میشود به چند کلمه برای شوخی و خاطره.
این همان جایی است که یونسکو از آن بهعنوان «آستانه خاموشی» یاد میکند؛ جایی که آن زبان، دیگر زبانِ طبیعیِ حرف زدن بچهها در خانه نیست و فقط در دهان بزرگترها باقی مانده است.
برآوردها میگویند از حدود ۷ هزار زبان زنده جهان، دستکم ۴۰ درصد در معرض خطرند و تقریباً هر دو هفته، یک زبان همراه با آخرین کسی که به آن حرف میزند، از دنیا محو میشود.
در ایران هم وضعیت روشن نیست؛ از ۷۶ زبان زنده، چیزی نزدیک به نیمی در درجات مختلف در خطرند و اطلس یونسکو حدود ۲۰ تا ۲۵ زبان را در رده «آسیبپذیر» تا «بهشدت در خطر» ثبت کرده است. پشت هر کدامشان، یک جغرافیا، یک جهانبینی و یک انبار مثل و قصه و دعاست که کمکم از حافظه جمعی پاک میشود.
روز جهانی زبان مادری یادآوری میکند که این زبان، نه تشریفات فرهنگی است و نه سرگرمی محلی؛ ستون هویت است.
وقتی نسل بعد دیگر نمیتواند ناراحتیاش را به زبان مادربزرگ بگوید یا محبتش را همانطور جواب بگیرد، فقط چند واژه کم نمیشود؛ پلی فرو میریزد که قرار بود گذشته را به آینده وصل کند.