آقای جلیلی! چرا این حقیقت را آن موقع نگفتید که طرفدارانتان به اصل مذاکره حمله می کردند؟
سیاستورزی مسئولانه تنها به بیان سخن درست محدود نمیشود، سیاستمدار باید حقیقت را زمانی بگوید که گفتن آن هزینه دارد و مانع از قربانیشدن منافع ملی در رقابتهای جناحی شود.
روزنامه خراسان در واکنش به سخنان اخیر سعید جلیلی نوشت:
سعید جلیلی اخیراً گفته است: «جنگ و مذاکره، هر دو ابزارند؛ ممکن است در مقطعی به کار آیند و در مقطعی دیگر نه. اما آنچه اصالت دارد، مبارزه با ظلم، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل است.»
این سخن، از حیث نظری، گزاره ای دقیق، واقع بینانه و منطبق با منطق سیاست خارجی است. مسئله اما درستی این سخن نیست، مسئله، زمان بیان آن است.
در ماههای گذشته، هنگامی که بخشی از طرفداران و چهرههای سیاسی نزدیک به آقای جلیلی، نه صرفاً به نقد محتوای مذاکرات، بلکه به نفی اساس مذاکره روی آورده بودند، چنین موضع روشنی از او شنیده نشد.
در همان روزهایی که مذاکرهکنندگان ایرانی با تندترین شعارها مواجه بودند و هرکس از ضرورت استفاده هوشمندانه از دیپلماسی سخن میگفت، در معرض اتهام سازش قرار میگرفت، انتظار میرفت آقای جلیلی همین حقیقت ساده را با صدایی بلند بیان کند.
رئیس تیم مذاکرهکننده ایران در اوج همان فشارها بارها تأکید کرده بود: «قرار نیست یا جنگ کنیم یا مذاکره؛ بلکه قرار است به وقت خود جنگ کنیم و به وقت خود مذاکره کنیم.» فاصله این گزاره با سخن امروز آقای جلیلی چندان زیاد نیست، اما فاصله میان هزینههای پرداختشده برای بیان این دو سخن، بسیار معنادار است.
سیاستورزی مسئولانه تنها به بیان سخن درست محدود نمیشود، سیاستمدار باید حقیقت را زمانی بگوید که گفتن آن هزینه دارد و مانع از قربانیشدن منافع ملی در رقابتهای جناحی شود.
آقای جلیلی امروز بهدرستی از ابزاریبودن جنگ و مذاکره سخن میگوید؛ بااینحال، پرسش همچنان باقی است: چرا این حقیقت زمانی بیان نشد که رقبای سیاسی او برای دفاع از همین منطق، در کف خیابان هزینه میدادند؟