«طرد اقتصادی» ؛ قمار بزرگ ترامپ سر میز ایران

ایران بیش از شش هزار کیلومتر مرز خشکی و رودخانه‌ای با هفت کشور ـ عراق، ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان ـ دارد. اگر مسیرهای دریایی و هوایی محدودتر شوند، تجارت زمینی و همسایگان می‌توانند بخشی از فشار را جذب کنند.

«طرد اقتصادی» ؛ قمار بزرگ ترامپ سر میز ایران

به گزارش گروه سیاسی چندثانیه آنلاین:

آمریکا در ۲۴ اوت «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را علیه ایران آغاز کرد؛ کارزاری که هدف اعلامی آن، محدودکردن مسیرهای باقی‌مانده ارتباط مالی و تجاری ایران با اقتصاد جهانی است. در گام نخست، نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و شناور هدف قرار گرفتند و فشارها حوزه‌هایی چون دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را دربر گرفت. کاخ سفید این برنامه را «بزرگ‌ترین تهاجم مالی علیه یک دشمن» خوانده است؛ تعبیری که فعلاً بیش از نتیجه، سطح هدف‌گذاری واشنگتن را نشان می‌دهد.

اصل ماجرا

پرسش اصلی فقط این نیست که آمریکا چند تحریم تازه وضع کرده؛ مهم‌تر آن است که چه تعداد از کشورها، بانک‌ها و شرکت‌های خارجی در مرحله اجرا با واشنگتن همراه می‌شوند. تحریم ثانویه زمانی اثر حداکثری پیدا می‌کند که طرف‌های ثالث میان ادامه رابطه با ایران و حفظ دسترسی به بازار و نظام مالی آمریکا ناچار به انتخاب شوند.

دو ارزیابی

یک نگاه بر تجربه چند دهه تحریم ایران تکیه دارد. تهران در این سال‌ها برای فروش نفت با تخفیف، استفاده از واسطه‌ها، تغییر مسیر تجارت، تسویه غیردلاری و تجارت منطقه‌ای راه‌هایی پیدا کرده و از این منظر، بیرون‌راندن کامل ایران از اقتصاد جهانی ساده نیست.

نگاه مقابل می‌گوید تجربه گذشته الزاماً تکرارشدنی نیست؛ اگر اجرای تحریم‌های ثانویه این بار منسجم‌تر و سخت‌گیرانه‌تر باشد، هزینه همکاری با ایران می‌تواند برای بانک‌ها، بیمه‌گران و شرکت‌های خارجی به‌مراتب بالاتر برود. افزون بر این، «بیش‌احتیاطی» یا over-compliance ممکن است حتی برخی معاملات غیرممنوع را هم متوقف کند.

اعداد چه می‌گویند؟

بر پایه داده‌های گمرک برای ده‌ماهه ۱۴۰۴، صادرات غیرنفتی ایران حدود ۴۵ میلیارد دلار و واردات نزدیک به ۴۹ میلیارد دلار بود. چین، عراق، امارات، ترکیه و افغانستان در میان مهم‌ترین مقاصد صادراتی قرار داشتند و امارات با حدود ۱۴.۸ میلیارد دلار و سهم ۳۰.۲ درصدی، بزرگ‌ترین مبدأ واردات ایران بود. این ارقام البته نفت را شامل نمی‌شود؛ تفکیکی مهم، زیرا صادرات نفت و انتقال درآمد آن در قلب سیاست تحریمی آمریکا قرار دارد.

چین؛ آزمون اصلی

پکن در سال ۲۰۲۵ به‌طور متوسط حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز نفت ایران خرید و مقصد بخش عمده نفت دریابرد ایران بود. از این رو، رفتار پکن شاید مهم‌ترین آزمون خارجی سیاست تازه آمریکا باشد. با این حال «چین» یک بازیگر یکپارچه نیست: دولت پکن می‌تواند با تحریم یک‌جانبه مخالفت کند، در حالی که بانک‌های بزرگ یا شرکت‌هایی که منافع گسترده‌ای در بازار آمریکا دارند، ممکن است محاسبه محتاطانه‌تری داشته باشند. 

امارات؛ گلوگاه نزدیک

تصمیم ابوظبی برای توقف تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران تا اطلاع ثانوی، به دلیل جایگاه بالای امارات در تجارت ایران اهمیت ویژه دارد. نقش دبی نیز فقط به تجارت مستقیم محدود نیست؛ این شهر طی سال‌ها یکی از مسیرهای مهم بازصادرات، لجستیک و برخی شبکه‌های تسویه تجاری مرتبط با ایران بوده است. بنابراین جایگزینی امارات صرفاً یافتن فروشنده‌ای تازه نیست؛ انتقال یک شبکه قدیمی تجارت به مسیرهای دیگر، زمان و هزینه می‌خواهد.

جغرافیا و همسایگان

ایران بیش از شش هزار کیلومتر مرز خشکی و رودخانه‌ای با هفت کشور ـ عراق، ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان ـ دارد. اگر مسیرهای دریایی و هوایی محدودتر شوند، تجارت زمینی و همسایگان می‌توانند بخشی از فشار را جذب کنند؛ اما این ظرفیت جایگزین کامل صادرات نفت دریایی، بیمه، حمل‌ونقل بین‌المللی و دسترسی به شبکه مالی جهانی نیست. همین‌جا نیز همراهی یا ناهمراهی عملی همسایگان با مطالبه واشنگتن اهمیت پیدا می‌کند. 

فراتر از ایران

پرونده ایران بخشی از روند بزرگ‌تری در اقتصاد سیاسی جهان است. دولت ترامپ در دوره دوم، تعرفه، تحریم، کنترل فناوری و دسترسی به بازار آمریکا را بیش از گذشته با اهداف امنیتی و سیاست خارجی درآمیخته است. موافقان این ابزارها را راهی برای اعمال قدرت بدون ورود مستقیم به جنگ می‌دانند؛ منتقدان می‌گویند استفاده گسترده از وابستگی اقتصادی به‌عنوان اهرم سیاسی می‌تواند برخی کشورها را، فارغ از نوع رابطه‌شان با ایران، به تنوع‌بخشی مسیرهای مالی و تجاری و کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشار خارجی ترغیب کند. ساختن چنین جایگزین‌هایی اما نه سریع است و نه کم‌هزینه.

حلقه داخلی

نتیجه فقط در پکن، دبی یا مرزهای ایران تعیین نمی‌شود. فشار خارجی زمانی می‌تواند برای واشنگتن به دستاورد سیاسی تبدیل شود که کاهش درآمد ارزی و اختلال در تجارت، از مسیر نرخ ارز، تورم، اشتغال و قدرت خرید به فشار معیشتی و نارضایتی اجتماعی منتقل شود.

در مقابل، توان اقتصاد برای یافتن مسیرهای جایگزین، ظرفیت دولت در مدیریت شوک‌ها و میزان تاب‌آوری جامعه می‌تواند مسیر دیگری رقم بزند. زمان نیز دو اثر متفاوت دارد: تحریم ممکن است آثار فرسایشی انباشته ایجاد کند و هم‌زمان انگیزه و تجربه سازگاری با محدودیت‌ها را افزایش دهد.

جمع‌بندی

از این منظر، «طرد اقتصادی» را می‌توان قمار بزرگ ترامپ سر میز ایران دانست؛ قماری که بخش مهمی از نتیجه آن خارج از اختیار مستقیم واشنگتن است. آمریکا باید بتواند چین، همسایگان ایران، مراکز مالی منطقه و دیگر شرکای تجاری تهران را در عمل با خود همراه کند یا هزینه ادامه همکاری با ایران را برای آنها آن‌قدر بالا ببرد که عقب بنشینند. هم‌زمان، فشار حاصل باید در داخل ایران از مسیر ارز، تورم و معیشت اثری پیدا کند که از ظرفیت مدیریت دولت و تاب‌آوری جامعه فراتر برود. اگر یکی از این دو حلقه ـ همراهی خارجی یا اثرگذاری داخلی ـ آن‌گونه که واشنگتن انتظار دارد عمل نکند، نتیجه می‌تواند با اهداف اعلام‌شده فاصله بگیرد. اینکه در ماه‌های آینده کدام سناریو شکل می‌گیرد، بیش از مواضع سیاسی طرف‌ها، در رفتار واقعی کشورها، شرکت‌ها و جامعه ایران آشکار خواهد شد. 

ارسال نظر

خبر‌فوری: آقای قاضی! حکم طلاق را صادر کنید؛ من زندگی لاکچری می‌خواهم