مسئول‌هراسی؛ وقتی نهادِ حل چالش، خود، چالش‌ساز می‌شود

بی‌اعتمادی یعنی شهروند مطمئن نیست مسئولان بتوانند مشکل را حل کنند؛ مسئول‌هراسی یک گام جلوتر است: شهروند احتمال می‌دهد خودِ تصمیم، منشأ زیان تازه شود. به همین دلیل، خبر «تصمیم جدید» گاهی پیش از آنکه امید بسازد، اضطراب تولید می‌کند. جامعه در چنین وضعی به استقبال سیاست نمی‌رود؛ در برابر آن حالت دفاعی می‌گیرد.

مسئول‌هراسی؛ وقتی نهادِ حل چالش، خود، چالش‌ساز می‌شود

به گزارش گروه سیاسی چندثانیه آنلاین: در اغلب جوامع، حتی مردمی که از دولت و سیاستمداران ناراضی‌اند، در لحظه بحران یک امید حداقلی را حفظ می‌کنند: اینکه بالاخره نهادهای مسئول برای کم‌کردن خسارت، مهار بحران و بازگرداندن ثبات وارد میدان شوند. مسئله نگران‌کننده در ایران این است که همین امید در میان بخشی از جامعه فرسوده شده و جای خود را به احساسی داده که شاید بتوان آن را «مسئول‌هراسی» نامید: نگرانی از اینکه ورود مسئولان به یک مسئله، به‌جای گشودن گره، گره دیگری بر آن بیفزاید.

این دیگر فقط بی‌اعتمادی نیست

بی‌اعتمادی یعنی شهروند مطمئن نیست مسئولان بتوانند مشکل را حل کنند؛ مسئول‌هراسی یک گام جلوتر است: شهروند احتمال می‌دهد خودِ تصمیم، منشأ زیان تازه شود. به همین دلیل، خبر «تصمیم جدید» گاهی پیش از آنکه امید بسازد، اضطراب تولید می‌کند. جامعه در چنین وضعی به استقبال سیاست نمی‌رود؛ در برابر آن حالت دفاعی می‌گیرد.

ماجرای بنزین از تازه‌ترین نمونه‌‌های از همین سازوکار است. کاهش سهمیه و پیام‌های پراکنده پیرامون آینده قیمت و سهمیه‌ها، پیش از آنکه تکلیف سیاست برای مردم روشن شود، نااطمینانی تولید می‌کند. در نمونه تازه دیگر، مجلس پس از دوره طولانی تعطیلی و برگزاری جلسات مجازی، بررسی طرح «مقابله با نفوذ» را پیش برد؛ طرحی که حتی درون دولت نیز درباره پیامدهایش هشدار داده شد.

مسئله فقط درست یا غلط بودن یک تصمیم خاص نیست. پرسش مهم‌تر این است: چرا هر تصمیم تازه، بخشی از جامعه را پیشاپیش به جست‌وجوی «هزینه پنهان» آن می‌فرستد؟

جامعه دفترچه خاطرات دارد

این وضعیت محصول یک بخشنامه، یک مجلس یا یک دولت نیست. تصمیم‌های ناگهانی، وعده‌های بی‌فرجام، تغییر قواعد در میانه راه، تعدد مراکز تصمیم‌گیری، پاسکاری مسئولیت و ندرتِ پذیرش صریح خطا، لایه‌لایه روی هم می‌نشینند و اعتماد نهادی را می‌خورند.

جامعه هم برخلاف تصور برخی مدیران، فراموشکار نیست. هر تصمیم تازه روی زمینی فرود می‌آید که تجربه‌های قبلی از پیش آن را شکل داده‌اند.

وقتی این فرسایش مزمن شود، پدیده‌ای شبیه «انتظار تهدید» شکل می‌گیرد: شهروند حتی خبر مبهم را با سناریوی بدتر تفسیر می‌کند. اینجاست که شایعه از اطلاعیه رسمی سبقت می‌گیرد، مردم پیش از روشن‌شدن تصمیم برای خود راه دفاعی می‌سازند و هر سیاست تازه، بدهکار خاطره سیاست‌های قبلی می‌شود.

خطر اصلی، روز بحران آشکار می‌شود

پیامد این وضعیت فقط افت محبوبیت مسئولان نیست؛ مسئله، تضعیف ظرفیت همکاری جمعی است. جامعه‌ای که تصمیم‌گیر را بالقوه بخشی از مسئله می‌بیند، در شرایط جنگ، بحران اقتصادی یا تهدید امنیتی دشوارتر بسیج می‌شود، کمتر به پیام رسمی اعتماد می‌کند و بیشتر به شبکه‌های غیررسمی و شایعه پناه می‌برد.

اینجاست که سرمایه اجتماعی از یک اصطلاح دانشگاهی به مسئله‌ای مرتبط با امنیت و تاب‌آوری ملی تبدیل می‌شود.

درمان هم «تریبون‌درمانی» نیست. اعتماد با درخواستِ اعتماد بازنمی‌گردد. مردم باید تصمیم سنجیده، توضیح پیش از اجرا، مسئولیت‌پذیری پس از خطا و امکان واقعی اصلاح سیاست را ببینند.

زنگ خطر واقعی زمانی به صدا درمی‌آید که مردم نه‌فقط مسئولان را حل‌کننده چالش‌ها ندانند، بلکه از این بیم داشته باشند که مداخله آنان چالش موجود را تشدید کند یا چالشی تازه بسازد. آنجا دیگر فقط یک دولت یا یک مجلس با بحران اعتماد روبه‌رو نیست؛ رابطه مسئولان و جامعه وارد منطقه خطر شده است.

ارسال نظر

خبر‌فوری: بازدید مدیرعامل بانک صادرات ایران از نمایشگاه الکامپ | رونمایی از محصولات نوآورانه توسط افشین خانی