شریعتی؛ نماد «تله توجه» در هنگامه جنگ
نزدیک به پنجاه سال از مرگ شریعتی گذشته است. میراث فکری او هنوز قابل نقد است و تاریخ اندیشه، تاریخ انقضا ندارد. میتوان درباره نسبت شریعتی با دین، انقلاب، روشنفکری، چپ یا سیاست سالها بحث کرد.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: فضای مجازی ایران هر از گاهی شاهد جدلهایی است که ناگهان از گوشهای سر برمیآورند، با شدت بالا میگیرند، چند روزی کاربران و افکار عمومی را به خود مشغول میکنند و بعد تقریباً به همان سرعت فروکش میکنند.
نفس چنین بحثهایی را نه میتوان و نه باید نفی کرد؛ جامعه زنده، جامعه بیبحث نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که موضوعی کمفوریت، بیش از اندازه جا باز میکند و از منبع محدودی به نام «توجه عمومی» سهمی نامتناسب میبرد.
جدال تازه بر سر علی شریعتی، یکی از تازهترین نمونهها و نمادهای همین جنس از منازعات است؛ نه بیشتر. شریعتی موضوع اصلی این یادداشت نیست، بلکه نشانهای از چرخهای تکرارشونده در فضای مجازی و گفتوگوی عمومی ماست. این بحث فعلاً فروکش کرده، اما اصل مسئله همچنان پابرجاست: امروز شریعتی، فردا یک نزاع فرهنگی، تاریخی یا هویتی دیگر؛ مسئله، اختلال در اولویتبندی بحثهای عمومی است.
نیمقرن بعد؛ مسئله امروز کجاست؟
نزدیک به پنجاه سال از مرگ شریعتی گذشته است. میراث فکری او هنوز قابل نقد است و تاریخ اندیشه، تاریخ انقضا ندارد. میتوان درباره نسبت شریعتی با دین، انقلاب، روشنفکری، چپ یا سیاست سالها بحث کرد. اما این یادداشت بنا ندارد بار دیگر پرونده «شریعتی خوب بود یا بد؟» را باز کند. پرسش جای دیگری است: نسبت این جدال با لحظهای که ایران در آن ایستاده چیست؟
کشور در میانه جنگی سرنوشتساز با آمریکاست؛ قدرتی با داعیه و توان ابرقدرتی جهانی، در کنار متحدش اسرائیل که کارنامهاش با جنگ، عملیات نظامی و گسترش میدانهای درگیری گره خورده است. در داخل نیز گرانی، تنگنای معیشت، گسترش فقر و بحرانهای آب، برق، دارو و انرژی بر زندگی مردم سنگینی میکند.
در چنین وضعی، بازگشت پرهیاهو به کارنامه مردی که نیمقرن پیش درگذشته، در شکل و اندازهای که این روزها شاهدش بودیم، کدام گره فوری کشور را باز میکند؟
از «شیاد» تا صفآرایی دوباره
جرقه موج اخیر را سخنان موسی غنینژاد زد؛ اقتصاددانی شناختهشده که شریعتی را «شیاد» خواند. حق او برای سخن گفتن درباره شریعتی محل بحث نیست؛ مرز رشتههای دانشگاهی دیوار ممنوعه نیست. اما اعتبار علمی در اقتصاد، بهخودیخود مرجعیت در تاریخ اندیشه نمیآورد و برچسب تند نیز جای استدلال را نمیگیرد.
پاسخها از راه رسید. عبدالکریم سروش نیز با لحنی تند وارد میدان شد. بخشی از حامیان شریعتی با حجم بالای واکنشها به بزرگتر شدن موضوع کمک کردند و مخالفان او نیز فرصتی تازه برای بازگشایی پروندهای قدیمی یافتند. همه توهین نکردند و همه نوشتهها هم بیمایه نبود. بنابراین مسئله، مسابقه سنجش ادب دو اردوگاه نیست. مسئله نابهنگامی میدان و حجمی از توجه است که این منازعه به خود اختصاص داد.
تله توجه؛ کالای کمیاب عصر دیجیتال
اینجا پای مسئلهای بزرگتر در میان است: مدیریت توجه در عصر دیجیتال. بحرانهای واقعی سخت، پیچیده و فرسایندهاند. جنگ، فقر، سیاست اقتصادی، توزیع منابع، آب یا آینده انرژی را نمیتوان با چند پست و توییت تعیین تکلیف کرد. نزاع هویتی اما زمین سادهتری دارد؛ خیلی زود «ما» و «آنها» میسازد، امکان واکنش فوری میدهد و احساس حضور در میدان ایجاد میکند.
همینجاست که زندهکردن دوگانههای ایدئولوژیک چند دهه قبل، خواسته یا ناخواسته، میتواند به یک «تله توجه» بدل شود. انرژی فکری و رسانهای در مسیری مصرف میشود که اثر مستقیمی بر گرفتاریهای فوری جامعه ندارد؛ در مقابل، مطالبهگری درباره سیاست اقتصادی، توزیع منابع، محیطزیست، انرژی و معیشت سهم کمتری از دستور کار عمومی میگیرد.
مسئله، ممنوعیت بحث نیست؛ تشخیص اولویت بحث است
بحث درباره شریعتی یا هر چهره تاریخی دیگری نه ممنوع است و نه بیارزش. سخن بر سر زمان، اندازه و هزینه فرصت آن است. در خانهای که چند اتاقش آتش گرفته، کسی گفتوگو درباره مسائل دیگر را ممنوع نمیکند؛ اما عقل سلیم حکم میکند صدای آتش زیر هیاهوی موضوعات فرعی گم نشود.
شریعتی اینجا فقط یک نشانه است. جامعه فقط از نداشتن پاسخ آسیب نمیبیند؛ گاهی از آنجا آسیب میبیند که بخش مهمی از تمرکز خود را صرف یافتن پاسخ به پرسشهایی میکند که پرسشهای اصلی و چالشزای اکنون او نیستند.