اگر قرار بر محاکمه است، «سایه و آفتاب» نباید داشته باشد
مخالفانِ برخی، صدایشان بلند است و دیگران به حکم عقل و فهم شرایط ساکتند. حرفشان را با انتخابشان میزنند. رای افراد، تبیینکننده جایگاه اجتماعی و مردمی آنان است نه این «کارزار» بازیها و دستهکشیها....
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «اگر بنا بر محاکمه باشد، سایه و آفتاب ندارد، اینها هم باید محاکمه شوند. واقع هم «گر حکم شود که مست گیرند» باید در میان مسئولان «هرآنچه هست گیرند» ».
غلامرضا بنی اسدی در یادداشتی نوشت: برخی را در زرورق تقدس میپیچند و دیگران را حرمتزدایی میکنند. این از خطرناکترین بیماریهای ادراکی است که امروز با آن مواجهیم.
از ما نباشد اگر بهترین باشد و صاحب بهترین کارنامه، کارنامهاش را ننگ نامه میبینیم و خودش را مایه ننگ بشریت. از ما باشد، ننگش را هم گوهرنمایی و سیاهنامهاش را هم کارنامه موفقیت میخوانیم. اصلا هم کار نداریم چه کاشته و چه درو کرده است.
بنده خدایی از مسئولان سابق در کلیپی که دست به دست میشد میگفت شهردار زمان شاه را به جرمهایی اعدام کردیم که چند برابرش را فلان شهردار بعد از انقلاب انجام داد. او را هم به جرمهایی به زندان انداختیم که فلان و فلان بعد از او صدها برابرش را انجام دادند اما نه تنها محاکمه نشدند که تشویق هم شدند. دلیلش این بود که «ازما» بودند. مهم هم همین است که از ما باشند، عدالت کیلویی چند؟
این قصه فقط در حوزه شهرداران نمانده است که امروز شاهد تکرار همین نگاه عدالت سوز در باره روسای جمهور اسبق و سابق و اکنون نیز هستیم. علیه مقام اسبق، کارزار راه میاندازیم. تاب نمیآوریم نتیجهاش را ببینیم، شال و کلاه میکنیم تا به در خانهاش برویم و علیه او شعار بدهیم.
حرف که به رئیسجمهور سابق میرسد، یک خبر را که میشود با تأیید یا تکذیب، تکلیف ادعا را مشخص کرد، کار را به دادگاه میکشانیم اما باز به رئیسجمهور اکنون که میرسیم آن قابِ واجبالاحترام میشکند و بانگِ توهین و تهمت و تخریب رئیس جمهورِ مستقر، در خیابان بلند میشود. نه فقط در خیابانهای دور که خود را به فرودگاه هم میرسانند تا از نزدیک او را بنوازند!
با این وضعیت نباید از مدعیان پرسید که فرهنگ نامه شما در برابر هر کلمه چند معنا نوشته است؟ چطور یک نفر را تا قدسیت برمیکشید و دیگری را تا دوزخ فرو میکوبید؟ عدالت، احترام، قانون در پندار شما چه معنایی دارد؟ مگر شما ترازوی حق هستید که چنین بیمهابا به باطلترین شیوه جامعه را به هم میریزید و انسجام ملی را که واجب راهبردی و ایران بان است، چنین به هم میریزید؟
همین دیروز بود که بنده خدایی از همین قماش میگفت باید فلانی و فلانی را محاکمه کنند. کمتر از اعدام هم نباید بدهند! گفتم شما که محاکمه نکرده، حکم هم میدهید، موافقید که فلان و فلان هم محاکمه شوند؟ رو ترش کرد که اینان چرا؟ چرا توهین میکنی؟ گفتم من که توهین نکردم اما اگر بنا بر محاکمه باشد، سایه و آفتاب ندارد، اینها هم باید محاکمه شوند. واقع هم «گر حکم شود که مست گیرند» باید در میان مسئولان «هرآنچه هست گیرند»
نه به این معنا که همه خطا کارند بلکه از این رو که هرکدامشان همانطور که موافق دارند، مخالف هم دارند. منتها مخالفان برخی، صدایشان بلند است و دیگران به حکم عقل و فهم شرایط ساکتند. حرفشان را با انتخابشان میزنند. رای افراد، تبیینکننده جایگاه اجتماعی و مردمی آنان است نه این «کارزار» بازیها و دستهکشیها…