محسن نامجو و همسرش چرا مسائل زندگی شخصیشان را علنی کردند؟ این کار درست بود؟
نامجو و همسرش نمیتوانند هم زندگی خصوصی خود را عمومی کنند و هم از پیامدهای عمومی شدن آن گلایه داشته باشند. وقتی دوربین روشن میشود و حرفی خطاب به میلیونها نفر منتشر میشود، طبیعی است که واکنش عمومی هم به دنبال آن بیاید.
عصرایران نوشت: وقتی یک زن و شوهر درباره موضوعی که اساسا میان خودشان است، به جای گفتوگوی مستقیم، دوربین تلفن همراه را روشن میکنند و حرفهایشان را از طریق اینستاگرام به یکدیگر میزنند، عملاً پای مخاطبان را به رابطه خود باز کردهاند.
عدهای شروع کردند به تحلیل انگیزههایش، عدهای او را محکوم کردند و عدهای دیگر از او دفاع کردند؛ در حالی که واقعیت این است که ما از زندگی و دلایل شخصی یک انسان، بسیار کمتر از آنچه تصور میکنیم خبر داریم.
هر دو حق دارند روایت خودشان را بیان کنند. هیچکس نمیتواند آنها را از این حق محروم کند. اما حق بیان یک مسئله، با عاقلانه بودن بیان آن یکی نیست.
وقتی اختلاف یک زن و شوهر به فضای عمومی کشیده میشود، دیگر فقط متعلق به آن دو نفر نیست. هزاران نفر وارد ماجرا میشوند، قضاوت میکنند، طرف یکی را میگیرند، دیگری را محکوم میکنند.
نامجو و همسرش نمیتوانند هم زندگی خصوصی خود را عمومی کنند و هم از پیامدهای عمومی شدن آن گلایه داشته باشند. وقتی دوربین روشن میشود و حرفی خطاب به میلیونها نفر منتشر میشود، طبیعی است که واکنش عمومی هم به دنبال آن بیاید.
این واکنش عمومی هم حد و مرز دارد. اینکه کسی چیزی را منتشر کرده، به ما اجازه نمیدهد خیال کنیم تمام حقیقت را میدانیم. ما از یک رابطه چندینساله، چند دقیقه ویدئو میبینیم و بعد با اعتمادبهنفسی عجیب درباره آن رابطه تحلیل روانشناختی ارائه میکنیم.
شاید بهترین واکنش این باشد که میان «حق دانستن» و «کنجکاوی» تفاوت بگذاریم. بازگشت یک هنرمند به کشور میتواند موضوع بحث عمومی باشد، اما جزئیات رابطه او با همسرش الزاما موضوع ما نیست.
بعضی حرفها برای انتشار نیستند، برای گفتوگو هستند. و بعضی اختلافها، اگر واقعاً قرار است حل شوند، به مخاطب احتیاج ندارند، به دو نفر آدم سالم نیاز دارند که تلفنشان را کنار بگذارند و با هم مستقیم حرف بزنند.