فوتبال روی انبار باروت؛ تاوان مماشات با نفرتپراکنی
فوتبال ما خیلی وقت است که مستطیل سبزش را به خطکشیهای کور قومیتی باخته؛ اما اتفاقات انزلی دیگر فراتر از کریخوانی معمولی روی سکوها بود، آتشی که صاف افتاد وسط انبار باروت.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت:
بازی ملوان و تراکتور پیش از آنکه حتی داور در سوتش بدمد، با فحاشیهای تند سکوها و دستور مستقیم محمدرضا زنوزی برای ترک زمین و بردن تیم به رختکن، به بحرانی فراتر از یک مسابقه فوتبال تبدیل شد.
حالا این بلوا به بهارستان کشیده شده؛ جایی که نماینده تبریز وزیر ورزش را به استیضاح تهدید میکند و پای احمد دنیامالی و سابقه نمایندگیاش در انزلی هم به وسط معرکه باز شده است.
کمیته انضباطی حالا وسط مهلکهای ایستاده که فوتبال ایران با سالها مصلحتاندیشی و مماشات، خودش زمینهاش را فراهم کرده است.
نباید فقط شعارهای یک سکو و رفتار هواداران یک تیم را درنظر گرفت؛ وقتی توهین قومیتی به ابزاری برای تحقیر رقیب تبدیل میشود، رنگ پیراهن و نام باشگاه هم نمیتواند توجیهش کند.
فدراسیون اگر قرار است از مقابله با نفرتپراکنی حرف بزند، باید با همه برخورد کند؛ چه آنکه فحاشی میکند، چه آنکه با پلاکارد و شعار به آتش این درگیری دامن میزند. عدالت را نمیشود برای یک طرف مطالبه کرد و برای طرف دیگر نادیده گرفت.
این بازیِ ناتمام، حاصل سالها مماشات با فوتبالی است که عقدهها و تسویهحسابهای اجتماعیاش را به سکوهای استادیوم میکشاند.
فدراسیون اینبار نمیتواند با دو بیانیه خنثی و چند جریمه نقدی، سر و ته ماجرا را هم بیاورد.
رأی این پرونده دیگر فقط در سه امتیاز خلاصه نمیشود؛ بلکه محکیست برای اینکه معلوم شود عدالت در فوتبال ایران تا کجا در برابر نفرتپراکنی و بازیهای سیاسی دوام میآورد.