احتمال ابرتورم در ایران چقدر است؟
مسیر رسیدن به ابرتورم الزاماً تدریجی و خطی نیست. اقتصاد ممکن است تا مدتی تورم بسیار بالا را تحمل کند؛ اما در یک نقطه از آستانهای عبور کند که پس از آن رفتار مردم بهسرعت تغییر میکند. این آستانه همان نقطهای است که اعتماد عمومی به پول ملی از میان میرود.
حسین عبده تبریزی، اقتصاددان، در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
تورم بالا مسالهای جدی است، اما ابرتورم دیگر صرفاً به معنای افزایش بیشتر قیمتها نیست. ابرتورم بنیان اقتصاد، اعتبار پول ملی، نظام بانکی، بازار سرمایه و حتی نظم اجتماعی را از میان میبرد. از این رو، لازم است میان تورم بالا و ابرتورم تفاوت روشنی قائل شویم.
مسیر رسیدن به ابرتورم الزاماً تدریجی و خطی نیست. اقتصاد ممکن است تا مدتی تورم بسیار بالا را تحمل کند؛ اما در یک نقطه از آستانهای عبور کند که پس از آن رفتار مردم بهسرعت تغییر میکند. این آستانه همان نقطهای است که اعتماد عمومی به پول ملی از میان میرود.
تا زمانی که مردم تصور میکنند پول ملی تا حدی قابلنگهداری است، نظام اقتصادی به کار خود ادامه میدهد. اما هنگامی که این باور از بین برود، مردم دیگر حاضر نیستند حتی برای مدت کوتاه ریال نگه دارند و هر درآمدی را بلافاصله به طلا، ارز یا کالا تبدیل میکنند.
در چنین شرایطی، سرعت گردش پول افزایش مییابد و چرخه خودتقویتشوندهای شکل میگیرد که در آن تورم، بیاعتمادی ایجاد میکند و بیاعتمادی نیز تورم را شدت میبخشد. ممکن است اقتصادی که مدتی با تورم بالا زندگی کرده، ناگهان از آستانه عبور کند و نرخ تورم به چند صد یا چند هزار درصد برسد.
با وجود این نگرانیها، احتمال بروز ابرتورم در ایران در شرایط فعلی پایینتر است؛ زیرا در بخشهایی از سیاستگذاری اقتصادی، آگاهی قابلقبولی نسبت به خطر تورم وجود دارد و دولت کاملاً وارد مسیر افزایش نامحدود هزینهها و تطبیق دائمی پرداختها با تورم نشده است.
اما تفاوت میان تورم بالا و ابرتورم، بیش از هر چیز در مساله اعتماد نهفته است. اگر مردم به این نتیجه برسند که ریال دیگر نقشی در حفظ ارزش ندارد، سپرده بانکی اعتباری نخواهد داشت و ابزارهای رسمی مالی کارکرد خود را از دست میدهند. بانکها منابع باثبات خود را از دست میدهند و بنگاهها امکان تأمین مالی فعالیتهای تولیدی را از دست میدهند.
در حال حاضر، هیچیک از ابزارهای سرمایهگذاری موجود در اقتصاد ایران تورم را بهطور کامل پوشش نمیدهند، اما مردم هنوز حاضرند بخشی از زیان را بپذیرند؛ زیرا بازده این ابزارها از نگهداری نقدی ریال بهتر است. همین همراهی بسیار مهم است، اما اگر فاصله تورم و بازده ابزارهای رسمی بیش از اندازه افزایش یابد، رفتار مردم بهسرعت تغییر میکند.
مساله اصلی فقط کاهش نرخ تورم نیست؛ حفظ اعتماد مردم به ریال و ابزارهای رسمی مالی اهمیت اساسی دارد. اگر اعتماد از میان برود، دیگر ابزارهای معمول سیاست اقتصادی کافی نخواهند بود و هزینه پیشگیری از ابرتورم بسیار کمتر از هزینه بازسازی اقتصادی است که اعتماد خود را به پول ملی از دست داده است.