تصاویر | چهره زنستیزانه تبلیغات ضدحقرأی زنان در اوایل قرن بیستم
دههها پیش از تصویب متمم نوزدهم، مخالفان حق رأی زنان با هزاران کارتپستال زنستیز تلاش کردند ترس از «زن رأیدهنده» را در ذهن مردم جا بیندازند؛ تصاویری که امروز، هم خشونت فرهنگی آن دوران را برملا میکند و هم مقاومت جنبش حق رأی را نشان میدهد.
به گزارش چندثانیه آنلاین، این گزارش با مرور کارتپستالهای ضد حق رأی زنان، ترس اغراقآمیز و زنستیزانهای را که بخشی از جامعه آمریکا در برابر دادن حق رأی به زنان داشت، نشان میدهد.

در حالیکه جنبش حق رأی زنان بعد از دههها مبارزه جانی تازه گرفته بود، کارتپستال به یکی از ابزارهای اصلی جنگ روانی سیاسی تبدیل شد و هم حامیان رأی زنان و هم مخالفان، از آن برای تبلیغات استفاده کردند.
نویسنده یادآوری میکند که دیدن این کارتپستالهای ضدحقرأی برای مخاطب امروزی شوکهکننده است، اما ارزش تاریخی مهمی دارد: نشان میدهد زنان برای حق رأی با چه دیوارهای فرهنگی روبهرو بودهاند و جامعه تا امروز چقدر تغییر کرده است.

متمم نوزدهم قانون اساسی آمریکا در ۱۸ اوت ۱۹۲۰ تصویب شد و پس از یک قرن مبارزه، نوشت که «حق رأی شهروندان ایالات متحده بهدلیل جنسیت، از سوی آمریکا یا هیچ ایالتی نباید سلب یا محدود شود».
جنبش حق رأی زنان در میانه قرن نوزدهم در بریتانیا با زنان طبقه متوسط سفیدپوست آغاز شد، اما سالها در حاشیه ماند تا اینکه با تاکتیکهای رادیکال و «سوفراجت» های تندرو، به رهبری امیلین پنکهرست و اتحادیه اجتماعی و سیاسی زنان (WSPU)، به تیتر یک روزنامهها راه یافت.

اعضای WSPU با زنجیر کردن خود به نردههای عمومی، شکستن شیشهها و حتی بمبگذاری، عملاً به دولت اعلام جنگ کردند تا توجه عمومی را جلب کنند.
در آمریکا، نقطه عطف نخست، کنوانسیون ۱۸۴۸ سِنِکا فالز بود؛ نخستین نشست بزرگ درباره حقوق زنان، در زمانی که بردهداری و پدرسالاری فضای حاکم را تعیین میکردند.

پس از وقفهای در دوران جنگ داخلی، جنبش دههها بعد با راهپیمایی ملی بزرگ به رهبری آلیس پال در واشنگتن دوباره جان گرفت؛ تجمعی که قرار بود مسالمتآمیز باشد، اما با حملات پلیس و مخالفان ضدحقرأی به خشونت کشیده شد.

پال، خسته از آزارها، «حزب ملی زنان» را راهاندازی کرد؛ نسخه آمریکایی WSPU که مبارزهای رادیکالتر برای حق رأی به راه انداخت.
همانطور که حامیان حق رأی برای تبلیغ، از دکمه، پلاکارد و کارتپستال استفاده میکردند، مخالفان هم از کارتپستال بهعنوان ابزار اصلی تبلیغات بهره بردند.

کارتپستالهای ضدحقرأی؛ رسانهای بود که در نبود شبکههای اجتماعی، یکی از مهمترین ابزارهای شکلدهی افکار عمومی بود.
در اوایل قرن بیستم، کارتپستالها ارزان، احساسی و آنقدر محبوب بودند که مردم آنها را قاب میگرفتند و به دیوار میزدند؛ بین ۱۸۹۳ تا ۱۹۱۸ اوج استفاده از این رسانه بود و بحث حق رأی زنان هم بهسرعت راهش را به روی آن باز کرد.

تخمین زده میشود حدود ۴۵۰۰ طرح و شعار کارتپستال درباره حق رأی زنان چاپ شد؛ بخشی در حمایت از جنبش و بسیاری در تمسخر آن.
در کارتپستالهای ضدحقرأی، یکی از تمهای اصلی، تحکیم نقشهای جنسیتی سنتی بود: مرد نانآور، زن خانهدارِ تماموقت.

این تصاویر فراتر از بحث حق رأی صرف میرفتند و نه فقط «زن رأیدهنده»، بلکه اساساً «زن مستقل در فضای عمومی» را هدف میگرفتند.
کاترین اچ. پالچفسکی، استاد مطالعات زنان و جنسیت و آرشیویست کارتپستال، توضیح میدهد که در متون شفاهی و نوشتههای رسمیِ ضدحقرأی، بیشتر هشدار داده میشد که رأی دادن زنان، آنها را «مردانه» میکند و هویت زنانهشان را میگیرد.

اما روی کارتپستالها، تمرکز اصلی روی این بود که «با قدرت گرفتن زنان چه بلایی سر مردان میآید»؛ پر از تصاویر مردانی که زنانه شدهاند، با پیشبند و کودک بر بغل، در حالیکه زن با سیگار و کلاه سیلندر بیرون است.
این کارتها آیندهای اغراقآمیز را نشان میدادند که در آن، مردانِ درمانده ظرف میشویند و بچهداری میکنند، در حالی که زنان در اقتصاد و سیاست فعالاند؛ وضعیتی که برای مخاطب وقت، بهعنوان یک «جهان وارونه و مضحک» تصویر میشد.
پالچفسکی میگوید این تصاویر روی ذهنیتی کار میکردند که جهان را «حاصل جمع صفر» میبیند: اگر زنان حق و قدرت بگیرند، یعنی مردان قدرت از دست میدهند.
او تأکید میکند همین الگو را بعدها در واکنش به حقوق اقلیتهای نژادی هم میبینیم؛ این تصور که هر دستاورد برای یک گروه، بهطور خودکار به معنای زیان گروه مسلط است.

در کارتپستالهای ضدحقرأی، این ترس با نمایش مردان «آسیبدیده» از پیشرفت زنان تصویر میشد؛ مردانی تحقیرشده، فرورفته در کار خانه، در سایه زنانی که دیگر در چارچوب سنتی نمیگنجیدند.
در ادامه، گزارش به این نکته میپردازد که با وجود حجم بالای این پروپاگاندا، موج جنبش حق رأی را نتوانستند متوقف کنند.

در ۱۹۱۶، جینت رَنکین بهعنوان نخستین زن به کنگره آمریکا (از ایالت مونتانا) راه یافت و از جایگاه خود برای لابی کردن بر سر متمم قانون اساسی که سوزان بی. آنتونی سالها برایش جنگیده بود، استفاده کرد.
همان سال، ۱۵ ایالت در سطح شهری به زنان حق رأی دادند و کنگره، با پشتوانه حمایت رئیسجمهور وودرو ویلسون، از ۱۹۱۸ تا ۱۹۱۹ پنج بار متمم فدرال را به رأی گذاشت.
سرانجام، در ۲۶ اوت ۱۹۲۰، با رأی ایالت تنسی بهعنوان سیوششمین ایالت، متمم نوزدهم تصویب و در قانون اساسی ثبت شد و حق رأی زنان در سراسر آمریکا رسمیت یافت.

نویسنده نتیجه میگیرد که کارتپستالهای زنستیزِ ضدحقرأی، هرچند امروز خندهدار به نظر میرسند، در زمان خود ابزاری جدی برای دامن زدن به ترس و عقب نگه داشتن جنبش بودند.
مرور این تصاویر، هم سختی راه فعالان حق رأی را به یاد میآورد و هم نشان میدهد پیشرفت اجتماعی تا چه حد میتواند در برابر موج قدرتمند تمسخر و پروپاگاندا دوام بیاورد.