نسل زد بیادب است؟ نسلی که میگفت «چشم»، نسلی که میپرسد «چرا»
نسلهای پیشین آرامش خود را از سکوت و تحمل میگرفتند. نسل جدید هویت خود را از بیان، اعتراض و پرسشگری میگیرد. یکی کمتر میگفت تا رابطه حفظ شود؛ دیگری بیشتر میگوید تا خودش حفظ شود.
عصرایران در گزارشی نوشت:
ما گاهی «ادب» را با «اطاعت» اشتباه میگیریم و «نسل مؤدب» را نسلی میدانیم که کمتر حرف میزد، کمتر اعتراض میکرد و بیشتر تحمل میکرد.
تعریف ادب، زبان اعتراض و نسبت فرد با اقتدار در این دو نسل تغییر کرده است. نسلهای دهه پنجاه و شصت در خانوادهای بزرگ شدند که «حرفشنوی» یکی از مهمترین فضیلتهای تربیتی بود.
آنچه امروز به شکل «ادب» دیده میشود، الزاماً محصول آرامش و گفتوگو نبود. گاهی محصول ترس، تنبیه یا کمبود امکان اعتراض بود.
نسل زد از کودکی با مفهوم «حق انتخاب» مواجه بوده. اینترنت و شبکههای اجتماعی، اقتدارهای سنتی را از انحصار خارج کردهاند. این نسل میپرسد: «چرا؟» و شاید همین «چرا» مهمترین تفاوت نسلی باشد.
نسلهای پیشین یاد گرفته بودند چگونه با اقتدار کنار بیایند؛ نسل جدید میخواهد بداند اقتدار از کجا آمده و چرا باید پذیرفته شود.
هر نسلی محصول شرایط تاریخی خودش است. نسل قدیم میگوید: «احترام کن چون من بزرگترم.» نسل جدید میگوید: «احترام باید متقابل باشد؛ سن بهتنهایی دلیل کافی نیست.»
آیا میخواهیم «ادب» را حفظ کنیم یا «احترام» را؟ این دو یکی نیستند. ادب میتواند یک پوسته باشد؛ اما احترام، کیفیت یک رابطه است.
نسلهای پیشین آرامش خود را از سکوت و تحمل میگرفتند. نسل جدید هویت خود را از بیان، اعتراض و پرسشگری میگیرد. یکی کمتر میگفت تا رابطه حفظ شود؛ دیگری بیشتر میگوید تا خودش حفظ شود.
هر سکوتی نشانه احترام نیست؛ گاهی نشانه ترس است. و هر صراحتی نشانه بیادبی نیست؛ گاهی نشانه تغییر تعریف انسان از خودش و حقوقش در رابطه است.