نسل جدید دیگر برای یک میز و یک عنوان شغلی ساخته نشده است
دوران یک شغل برای تمام عمر شاید بهطور کامل تمام نشده باشد، اما دیگر نمیتوان آن را تنها تعریف موفقیت شغلی دانست. بازار کار جدید از افراد میخواهد نه فقط برای شغل فعلی، بلکه برای شغل بعدی هم آماده باشند؛ چون سؤال مهم آینده احتمالاً این نیست که «تا کی در همین شغل میمانی؟» بلکه این است که «اگر این شغل تغییر کرد، تو چقدر آمادهای؟»
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: اگر از شما بپرسند «خودت را ده سال دیگر در چه شغلی میبینی؟» شاید جوابدادن به این سؤال امروز از همیشه سختتر باشد. نسلی که زمانی قرار بود بعد از تحصیل وارد یک سازمان شود، سالها همانجا بماند و در نهایت با بازنشستگی از آن خارج شود، حالا با بازاری روبهروست که مدام عنوانهای شغلی، مهارتها و حتی شکل کارکردن را تغییر میدهد. برای بسیاری، مسیر شغلی دیگر یک جاده مستقیم نیست؛ بیشتر شبیه مسیری است که چند بار باید در آن تغییر جهت داد.
ایده «یک شغل برای تمام عمر» زمانی فقط یک انتخاب شغلی نبود؛ بخشی از تعریف ثبات زندگی محسوب میشد. فرد یک حرفه یاد میگرفت، در همان مسیر تجربه جمع میکرد، درآمدش افزایش پیدا میکرد و سابقه طولانیتر معمولاً به معنای امنیت بیشتر بود. اما این مدل به اقتصادی وابسته بود که تغییرات آن با سرعت امروز اتفاق نمیافتاد. حالا فناوری میتواند بخشی از وظایف یک شغل را در مدت کوتاهی تغییر دهد، یک صنعت را کوچک یا بزرگ کند و مهارتی را که زمانی کمیاب بود، به یک توانایی معمولی تبدیل کند.
هوش مصنوعی این تغییر را جدیتر کرده است. بحث فقط درباره حذف چند شغل مشخص نیست؛ بخش مهمتر ماجرا تغییر ماهیت بسیاری از کارهاست. ممکن است یک عنوان شغلی همچنان وجود داشته باشد، اما وظایفی که فرد در آن انجام میدهد کاملاً متفاوت شده باشد. به همین دلیل، داشتن یک مهارت تخصصی بهتنهایی دیگر تضمین نمیکند که همان مهارت تا سالها ارزش اقتصادی یکسانی داشته باشد.
اما همه تغییرات از فناوری نمیآیند. خودِ نیروی کار هم تغییر کرده است. بسیاری از افراد دیگر حاضر نیستند تمام زندگی کاری خود را صرفاً برای حفظ یک عنوان شغلی یا ماندن در یک شرکت بگذرانند. درآمد، انعطاف زمانی، امکان دورکاری، فرصت رشد، تعادل میان زندگی و کار و حتی رضایت شخصی، در تصمیمهای شغلی نقش پررنگتری پیدا کردهاند. برای بعضیها، تغییر شغل راهی برای پیشرفت است؛ برای بعضی دیگر، تنها راه فرار از درآمد ناکافی یا شرایط کاری نامناسب.
البته این تصویر کاملاً هم ایدهآل نیست. تغییر مداوم شغل میتواند هزینه داشته باشد. فرد باید دائماً مهارتهایش را بهروز کند، شبکه ارتباطی خود را بسازد، با رقابت بیشتری روبهرو شود و گاهی دورههایی از بیثباتی درآمد را تحمل کند. در واقع، وقتی امنیت شغلی کمتر به «ماندن» وابسته میشود، مسئولیت بیشتری هم متوجه خود فرد میشود؛ اینکه بتواند در بازار کار باقی بماند، به جای اینکه صرفاً در یک موقعیت باقی بماند.
از همینجا یک تفاوت مهم شکل میگیرد: شاید آینده متعلق به کسانی نباشد که یک شغل را تا آخر عمر حفظ میکنند، بلکه متعلق به کسانی باشد که یک هویت حرفهای قابل انتقال میسازند. یعنی مهارتهایی داشته باشند که بتوانند آنها را از یک صنعت به صنعت دیگر ببرند؛ توانایی حل مسئله، ارتباط مؤثر، کار با فناوری، مدیریت، تحلیل اطلاعات و یادگیری سریع، ارزش خود را حتی با تغییر عنوان شغلی حفظ کنند.
برای همین است که رزومههای آینده ممکن است بیشتر شبیه نقشه یک مسیر باشند تا سابقه یک شغل. یک نفر ممکن است چند سال کارمند باشد، بعد وارد کسبوکار شخصی شود، مدتی بهصورت پروژهای کار کند، مهارت جدیدی یاد بگیرد و دوباره وارد یک سازمان شود. این مسیر لزوماً به معنای بیثباتی یا شکست نیست؛ گاهی نشان میدهد فرد تلاش کرده خود را با شرایط جدید اقتصادی و حرفهای هماهنگ کند.
با این حال، نباید از آن طرف بام افتاد و تصور کرد تغییر شغل همیشه نشانه پیشرفت است. ماندن طولانیمدت در یک حرفه میتواند عمق تخصص، اعتبار و تجربهای ایجاد کند که با چند جابهجایی سریع به دست نمیآید. مسئله اصلی دیگر «ماندن یا رفتن» نیست؛ مسئله این است که فرد بداند چه زمانی ماندن به رشدش کمک میکند و چه زمانی تغییر مسیر منطقیتر است.
شرکتها هم در این میان با تغییر بزرگی مواجهاند. اگر نیروی کار دیگر انتظار نداشته باشد یک سازمان را تا بازنشستگی همراهی کند، شرکتها نیز نمیتوانند صرفاً با وعده «امنیت شغلی» نیروی انسانی را حفظ کنند. فرصت یادگیری، مسیر ارتقا، انعطافپذیری، دستمزد مناسب و محیط کاری سالم به بخش مهمتری از رابطه میان کارمند و کارفرما تبدیل میشوند.
در چنین شرایطی، شاید بهتر باشد مفهوم «شغل مادامالعمر» را با مفهوم دیگری جایگزین کنیم: «یادگیری مادامالعمر». ممکن است عنوان شغلی تغییر کند، شرکت عوض شود و حتی صنعت کاملاً متفاوتی انتخاب شود، اما توانایی یادگرفتن و سازگارشدن میتواند چیزی باشد که در تمام مسیر همراه فرد باقی میماند.
بنابراین، دوران یک شغل برای تمام عمر شاید بهطور کامل تمام نشده باشد، اما دیگر نمیتوان آن را تنها تعریف موفقیت شغلی دانست. بازار کار جدید از افراد میخواهد نه فقط برای شغل فعلی، بلکه برای شغل بعدی هم آماده باشند؛ چون سؤال مهم آینده احتمالاً این نیست که «تا کی در همین شغل میمانی؟» بلکه این است که «اگر این شغل تغییر کرد، تو چقدر آمادهای؟»