از «بیدارکننده» تا «کامپیوتر انسانی»؛ شغلهایی که فناوری برای همیشه از بازار کار حذف کرد
هوش مصنوعی میتواند متن تولید کند، تصویر بسازد، اطلاعات را تحلیل کند، ترجمه انجام دهد، به پرسشها پاسخ دهد و بخشی از وظایف اداری و تخصصی را خودکار کند.
شاید شغل امروز شما هم روزی مثل چراغافروز و تلگرافچی، فقط در کتابهای تاریخ پیدا شود
امروز کافی است ساعت تلفن همراه را تنظیم کنیم تا صبح در زمان مشخص بیدار شویم، یک شماره را بگیریم تا تماس بدون دخالت انسان برقرار شود، مواد غذایی را داخل یخچال بگذاریم یا چند عدد را به یک ماشین حساب بدهیم و در چند ثانیه پاسخ بگیریم.
اما همیشه شرایط اینطور نبوده است.
پیش از گسترش فناوریهای مدرن، بسیاری از کارهایی که امروز به وسیله دستگاهها، شبکههای خدماتی و سیستمهای خودکار انجام میشوند، به نیروی انسانی وابسته بودند. پشت هر نیاز ساده روزمره، گاهی یک شغل کامل وجود داشت؛ شغلی که ممکن بود هزاران نفر از طریق آن درآمد کسب کنند.
با تغییر فناوری، برخی از این مشاغل بهتدریج کوچک شدند، برخی تغییر شکل دادند و بعضی دیگر تقریباً بهطور کامل از بین رفتند.
یکی از عجیبترین نمونهها، «بیدارکننده» بود.
پیش از آنکه ساعتهای زنگدار ارزان و قابل دسترس شوند، کارگران برای بیدار شدن در ساعت مشخص به افراد دیگری پول میدادند. بیدارکنندهها صبح زود به محلهها میرفتند و با ضربه زدن به در یا پنجره خانه مشتریان، آنها را از خواب بیدار میکردند.
برای کارگری که باید پیش از طلوع آفتاب سر کار حاضر میشد، چند ضربه به پنجره میتوانست تفاوت میان رسیدن بهموقع و از دست دادن یک روز کاری باشد.
اما با ارزانتر و رایجتر شدن ساعتهای زنگدار، این خدمت دیگر ضرورت سابق را نداشت و شغل بیدارکنندهها به تدریج از میان رفت.
شغلی که هر روز با توپ بولینگ سروکار داشت
امروز دستگاههای خودکار سالنهای بولینگ پینها را جمع میکنند و دوباره در جای خود قرار میدهند. اما پیش از ورود این سیستمها، پشت هر مسیر بولینگ یک نیروی انسانی قرار داشت.
پینچینرها پس از هر پرتاب، پینهای افتاده را جمع میکردند و دوباره میچیدند. آنها باید در فاصله کوتاهی این کار را انجام میدادند و در همان محیطی فعالیت میکردند که توپهای سنگین بولینگ دائماً در حال حرکت بود.
با ورود ماشینهای خودکار، سرعت و ایمنی کار افزایش یافت و دیگر نیازی به حضور دائمی نیروی انسانی پشت مسیرها نبود.
یک دستگاه، کاری را انجام داد که پیشتر به نیروی انسانی وابسته بود.
وقتی اخبار در کارخانهها با صدای بلند خوانده میشد
در دورهای که کارگران ساعتهای طولانی در کارخانهها مشغول کار بودند، یکی از مشاغل جالب بلندخوانی بود.
بلندخوانها در برخی محیطهای کاری، بهویژه کارخانهها، روزنامهها، اخبار و مطالب مختلف را با صدای بلند برای کارگران میخواندند.
هدف فقط سرگرمی نبود. ساعتهای طولانی کار و فعالیتهای تکراری، محیط کارخانه را خستهکننده میکرد و صدای بلندخوان میتوانست بخشی از این یکنواختی را کاهش دهد.
با تغییر سبک زندگی، رسانهها و شرایط محیطهای کاری، چنین شغلی دیگر جایگاه گذشته خود را حفظ نکرد.
مردانی که شبها خیابانها را روشن میکردند
امروز روشن شدن چراغ خیابانها برای بسیاری از مردم یک اتفاق کاملاً عادی است. اما زمانی روشنایی شبانه شهر به نیروی انسانی وابسته بود.
چراغافروزها پیش از گسترش روشنایی الکتریکی، شبها در خیابانها حرکت میکردند و چراغهای گازی یا نفتی را یکییکی روشن میکردند. صبح نیز دوباره برای خاموش کردن آنها بازمیگشتند.
این افراد در واقع بخشی از زیرساخت روشنایی شهر بودند.
اما با توسعه شبکه برق و نصب سیستمهای روشنایی جدید، کاری که ساعتها زمان میبرد، به وسیله یک سیستم مدرن انجام شد و شغل چراغافروز به تاریخ پیوست.
اپراتورهایی که پشت هر تماس تلفنی بودند
امروز برقراری یک تماس تلفنی تقریباً لحظهای انجام میشود؛ اما در گذشته تماس تلفنی بدون دخالت انسان در بسیاری از شبکهها ممکن نبود.
اپراتورهای مرکز تلفن در مراکز مخابراتی مینشستند و تماسها را بهصورت دستی به مقصد موردنظر وصل میکردند.
تماسگیرنده شماره یا نام فرد موردنظر را اعلام میکرد و اپراتور با استفاده از تجهیزات مرکز تلفن، ارتباط را برقرار میکرد.
با توسعه سیستمهای خودکار، نقش اپراتور انسانی در برقراری تماس کاهش یافت و بخش بزرگی از این شغل از بین رفت.
تلگرافچیهایی که پیامها را با کد مورس منتقل میکردند
پیش از اینترنت، پیامرسانهای فوری و حتی تلفنهای امروزی، تلگراف یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی در مسافتهای طولانی بود.
اپراتورهای تلگراف پیامها را با استفاده از کد مورس دریافت و ارسال میکردند. اطلاعاتی که ممکن بود در گذشته روزها یا هفتهها برای رسیدن به مقصد زمان نیاز داشته باشد، با شبکه تلگراف بسیار سریعتر منتقل میشد.
اما با ظهور تلفن، ارتباطات رادیویی و سپس فناوریهای دیجیتال، تلگراف جایگاه خود را از دست داد و شغل تلگرافچی نیز تقریباً ناپدید شد.
شغلی که بدون یخچال معنا داشت
امروزه تصور نگهداری مواد غذایی بدون یخچال دشوار است؛ اما پیش از گسترش تجهیزات سرمایشی، نگهداری مواد غذایی یکی از چالشهای مهم زندگی روزمره بود.
یخبُرها در فصل زمستان، یخ ضخیم سطح دریاچهها و آبگیرهای یخزده را با ابزارهایی مانند اره برش میدادند.
قطعات بزرگ یخ جمعآوری و در مکانهای مخصوص نگهداری میشدند تا در ماههای گرمتر برای خنک نگه داشتن مواد غذایی و سایر مصارف استفاده شوند.
گسترش یخچالهای مکانیکی و سیستمهای سرمایشی، تقاضا برای یخ طبیعی را بهشدت کاهش داد و یکی از صنایع قدیمی را تقریباً از بین برد.
«کامپیوتر»هایی که انسان بودند!
شاید یکی از عجیبترین عنوانهای شغلی گذشته، «کامپیوتر انسانی» باشد.
پیش از آنکه رایانههای الکترونیکی وارد زندگی روزمره شوند، واژه «computer» میتوانست به انسانی اشاره کند که وظیفهاش انجام محاسبات بود.
افراد متخصص، گاهی ساعتها و حتی روزها به انجام محاسبات عددی پیچیده میپرداختند. این کار در پروژههای علمی، مهندسی، نجوم و حوزههای دیگر اهمیت زیادی داشت.
با ورود ماشینهای محاسبه و سپس رایانههای الکترونیکی، سرعت و حجم محاسبات بهطور چشمگیری افزایش یافت و بخش بزرگی از این وظایف از نیروی انسانی گرفته شد.
شغلهایی که در تاریکی شهرها معنا داشتند
تغییرات فناوری فقط مشاغل مرتبط با ارتباطات یا محاسبات را حذف نکرد.
موشگیرها زمانی در شهرها وظیفه کنترل جمعیت موشها را برعهده داشتند؛ موضوعی که با توجه به وضعیت بهداشت شهری و خطر آلودگی مواد غذایی اهمیت زیادی داشت.
جمعآورندگان زالو نیز در محیطهای آبی و مردابی به دنبال زالو میگشتند تا برای کاربردهای پزشکی در اختیار پزشکان قرار دهند.
در شرایطی که سیستمهای مدرن فاضلاب وجود نداشت، تخلیهکنندگان چاههای فاضلاب نیز وظیفهای سخت، سنگین و خطرناک داشتند.
حتی افرادی وجود داشتند که در فاضلابها به دنبال سکه و اشیای ارزشمند میگشتند؛ شغلی که در برخی شهرها با عنوان جستوجوگر فاضلاب شناخته میشد.
فناوری همیشه فقط «شغل» را حذف نمیکند
داستان این مشاغل فقط مجموعهای از تصاویر عجیب از گذشته نیست.
پشت همه این تغییرات یک الگوی مشترک وجود دارد: وقتی فناوری بتواند یک نیاز را سریعتر، ارزانتر، دقیقتر یا در مقیاس بزرگتر برطرف کند، شغل وابسته به روش قدیمی ممکن است از بین برود.
ساعت زنگدار نیاز به بیدارکننده را کاهش داد.
برق، چراغافروز را کنار زد.
سیستمهای خودکار تلفن، اپراتورهای دستی را کاهش دادند.
رایانهها بخشی از کار «کامپیوترهای انسانی» را برعهده گرفتند.
یخچالها صنعت یخ طبیعی را از رونق انداختند.
و دستگاههای خودکار، پینچینرها را از سالنهای بولینگ حذف کردند.
اما بخش جنجالی ماجرا اینجاست
این اتفاق فقط متعلق به گذشته نیست.
امروز نیز فناوری در حال ورود به بخشهایی از بازار کار است که تا همین چند سال پیش، کاملاً انسانی به نظر میرسیدند.
هوش مصنوعی میتواند متن تولید کند، تصویر بسازد، اطلاعات را تحلیل کند، ترجمه انجام دهد، به پرسشها پاسخ دهد و بخشی از وظایف اداری و تخصصی را خودکار کند.
به همین دلیل، داستان شغلهای منسوخشده فقط یک روایت تاریخی نیست؛ میتواند تصویری از آینده بازار کار هم باشد.
شاید نسلهای آینده همانطور که امروز با دیدن عنوانهایی مانند «چراغافروز» یا «بیدارکننده» تعجب میکنند، روزی درباره برخی شغلهای امروزی نیز بپرسند:
«واقعاً برای انجام این کار یک انسان استخدام میکردند؟»
تاریخ بازار کار یک نکته را بارها ثابت کرده است:
هیچ شغلی صرفاً به این دلیل که امروز ضروری است، تضمینشده نیست؛ فناوری میتواند نهتنها روش انجام یک کار، بلکه خودِ نیاز به آن کار را تغییر دهد.