کلاسهای آنلاین و اعتیاد به «شروع تازه»
کلاسهای آنلاین شکل گرفتند تا آدمها را از خیلی محدودیتها نجات بدهند؛ اما آدمها بلد شدند از امکانات، نهایت بیاستفادگی را خرج کنند!
خوب نگاه کنید، چند کلاس آنلاین ثبتنام کردهاید؟ خودتان که هیچ، فرزندتان را چند روز در هفته پای لپتاپ و گوشی مینشانید تا یک آموزش را از سر بگذراند؟
نگار صالحی در چند ثانیه نوشت: این روزها نوعی اعتیاد تمیز و آبرومند مد شده؛ نه بوی دود میدهد، نه کسی آن را «اعتیاد» حساب میکند: اعتیاد به کلاسهای آنلاینِ بیپایان.
آدمهایی که هر ماه یک دورهی تازه میخرند تا مهارت جدیدی یاد بگیرند، اما در واقعیت یکی دو جلسه بیشتر دوام نمیآورند. اینجا کمبودِ اراده حرف اول را نمیزند؛ مشکل، لذتِ شروع کردن است که خودش مثل یک مخدر عمل میکند.
لحظهی ثبتنام، حس میکنیم آدم دیگری شدهایم؛ کسی که قرار است زبان جدید یاد بگیرد، شغل عوض کند، بدن بسازد، ذهن مرتب کند.
اما همین که تبِ اولیه فروکش میکند و درسها از فاز انگیزشی به تمرین و تکرار میرسند، مغز دوباره دنبال همان «هیجان ثبتنام بعدی» میگردد. دوره نیمهکاره رها میشود و برای احساسِ پیشرفت، یک «شروع تازه» لازم است.
پشت این چرخه، یک صنعتِ پرزرقوبرق ایستاده که روی همین اعتیاد به شروع حساب کرده؛ مدام به ما میگوید هنوز آن دورهی اصلی را نگذراندهای که زندگیات را زیرورو کند.
حقیقت تلخ اینجاست: نسلی در حال شکلگیری است که هزار ویدیو نصفه دیده، اما هیچ مهارتی را کامل بلد نیست؛ شجاعتِ تمام کردن را از دست دادهایم و به جایش استادِ شروعهای قشنگِ ناتمام شدهایم.