بازگشت از تعطیلات؛ وقتی مغز با برنامه روزمره هماهنگ نیست
پایان تعطیلات برای بدن و مغز دقیقاً همان لحظهای اتفاق نمیافتد که تقویم اعلام میکند. چند روز فاصله از برنامه معمول کافی است تا ریتم زندگی تغییر کند و بازگشت به آن نیز کمی زمان ببرد
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
برای بسیاری از ما، سختترین بخش تعطیلات نه پایان سفر است و نه جمع کردن وسایل؛ صبحی است که زنگ ساعت دوباره به صدا درمیآید و باید به همان برنامهای برگردیم که چند روز کنار گذاشته بودیم. گاهی با وجود چند روز استراحت، صبح نخست با خوابآلودگی، بیحوصلگی و کاهش تمرکز همراه میشود؛ انگار بدن هنوز در تعطیلات مانده است.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، تغییر ساعت خواب است. در تعطیلات معمولاً دیرتر میخوابیم و دیرتر بیدار میشویم و ساعت زیستی بدن نیز بهتدریج با این الگو هماهنگ میشود. بازگشت ناگهانی به بیدار شدن زودهنگام میتواند این هماهنگی را برهم بزند و باعث شود فرد حتی پس از خواب نسبتاً کافی، احساس خستگی کند.
اما فقط خواب تغییر نکرده است. زمان وعدههای غذایی، میزان فعالیت بدنی، قرار گرفتن در معرض نور روز و حتی حجم مسئولیتهای روزانه نیز در تعطیلات متفاوت میشود. مغز در این مدت از فشار برنامههای کاری و تحصیلی فاصله میگیرد و بازگشت ناگهانی به انبوه کارها میتواند از نظر ذهنی سنگین به نظر برسد.
این مسئله بهویژه در روز اول بازگشت بیشتر دیده میشود؛ زمانی که پیامها، کارهای عقبافتاده و برنامههای فشرده همزمان روی سر فرد میریزند. تلاش برای جبران همه عقبماندگیها در همان روز نیز میتواند احساس خستگی و آشفتگی را بیشتر کند.
به همین دلیل، بازگشت تدریجی معمولاً آسانتر است؛ نزدیک کردن ساعت خواب به برنامه معمول، بیدار شدن در زمان مشخص، دریافت نور طبیعی صبحگاهی، کمی فعالیت بدنی و تقسیم کارهای عقبافتاده میتواند به بدن فرصت دهد دوباره با ریتم روزمره هماهنگ شود.
در واقع، پایان تعطیلات برای بدن و مغز دقیقاً همان لحظهای اتفاق نمیافتد که تقویم اعلام میکند. چند روز فاصله از برنامه معمول کافی است تا ریتم زندگی تغییر کند و بازگشت به آن نیز کمی زمان ببرد؛ بنابراین اگر صبح نخست بازگشت احساس کردید هنوز «در تعطیلات» هستید، این تجربه برای بسیاری از افراد بخشی طبیعی از دوره سازگاری است.