وقتی یک روز کامل می‌گذرد اما حس می‌کنیم هیچ کاری نکرده‌ایم

وقتی در طول روز بین چند کار مختلف مدام جابه‌جا می‌شویم، مغز مجبور است بارها تمرکز خود را تغییر دهد و همین موضوع می‌تواند خستگی ذهنی را افزایش دهد، حتی اگر هیچ‌کدام از فعالیت‌ها به‌تنهایی سخت یا طولانی نباشند.

وقتی یک روز کامل می‌گذرد اما حس می‌کنیم هیچ کاری نکرده‌ایم

گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:

گاهی ساعت‌ها درگیر پیام‌ها، تماس‌ها، کارهای خانه، رفت‌وآمد و ده‌ها کار کوچک و بزرگ هستیم، اما شب که فرصتی برای استراحت پیدا می‌کنیم، با خودمان می‌گوییم «امروز دقیقاً چه کار کردم؟»؛ در حالی که این احساس لزوماً به معنای کم‌کاری نیست و ممکن است نتیجه پراکندگی فعالیت‌ها باشد.

یکی از دلایل اصلی این اتفاق، جابه‌جایی مداوم توجه است؛ پاسخ دادن به یک پیام، چک کردن گوشی، انجام یک کار کوتاه و سپس رفتن سراغ موضوعی دیگر، انرژی ذهنی زیادی مصرف می‌کند، اما معمولاً نتیجه‌ای بزرگ و قابل مشاهده باقی نمی‌گذارد.

وقتی در طول روز بین چند کار مختلف مدام جابه‌جا می‌شویم، مغز مجبور است بارها تمرکز خود را تغییر دهد و همین موضوع می‌تواند خستگی ذهنی را افزایش دهد، حتی اگر هیچ‌کدام از فعالیت‌ها به‌تنهایی سخت یا طولانی نباشند.

از طرف دیگر، بسیاری از کارهای ضروری مثل هماهنگی، پیگیری، پاسخ‌گویی، حل مشکلات کوچک و انجام امور روزمره در پایان روز دیده نمی‌شوند و به همین دلیل ممکن است ذهن آن‌ها را به اندازه کارهای بزرگ، «دستاورد» حساب نکند.

ثبت کارهای انجام‌شده، مشخص کردن چند اولویت اصلی و اختصاص دادن زمان مشخص به کارهای مهم می‌تواند این فاصله را کمتر کند؛ گاهی مسئله این نیست که در طول روز کاری نکرده‌ایم، بلکه آن‌قدر انرژی‌مان بین کارهای مختلف پخش شده که فرصت نکرده‌ایم نتیجه تلاش‌هایمان را ببینیم.

ارسال نظر

خبر‌فوری: نور صبح؛ تنظیم‌کننده‌ای طبیعی برای ساعت خواب و بیداری