«بعداً حرف میزنیم»؛ وقتی یک جمله کمکم رابطه را ساکت میکند
معمولا کسی از شنیدن این جمله حس خوبی ندارد! جملهای که شاید در ظاهر خیلی هم خوب باشد، اما مفهوم اصلیاش آشفتگی را به شنونده میدهد... «بعداً حرف میزنیم»
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
«بعداً حرف میزنیم» را همه شنیدهایم؛ ممکن است فقط چند دقیقه دعوا را متوقف کند، اما اگر زیاد تکرار شود، کمکم حرفهای زیادی را برای همیشه ناگفته میگذارد.
در یک رابطه، یک نفر دلخور است و میخواهد حرف بزند. توضیح میدهد، سؤال میپرسد، منتظر جواب میماند. آن طرف اما سکوت میکند، سرش را پایین میاندازد، گوشیاش را برمیدارد یا از اتاق بیرون میرود. بحث تمام نشده؛ فقط یکی از دو نفر دیگر حاضر نیست در آن بماند.
هر بار که یک گفتوگوی سخت به فردا موکول میشود، یک دلخوری هم فرصت پیدا میکند همانجا بماند. حرف گفتهنشده فراموش نمیشود؛ فقط از جلوی چشم کنار میرود و بعد، سر یک موضوع تازه دوباره خودش را نشان میدهد. اینطوری دعواها تمام میشوند، اما دلخوریها نه.
البته همیشه پای بیتفاوتی وسط نیست. آدمی که خیلی عصبانی یا تحت فشار است، ممکن است واقعاً دیگر نتواند درست گوش بدهد یا جواب بدهد. برای همین فاصله گرفتن کوتاه از دعوا میتواند کمککننده باشد؛ به شرطی که قرار باشد گفتوگو دوباره ادامه پیدا کند.
چیزی که رابطه را خسته میکند، بلاتکلیفی است. اینکه یک نفر نداند این سکوت تا کی ادامه دارد و آیا اصلاً قرار است دوباره درباره آن حرف زده شود یا نه.
بعضی حرفها با گذشت زمان تغییر نمیکنند؛ فقط گفتنشان سختتر میشود. رابطه هم از جایی به مشکل میخورد که دو نفر هنوز کنار هم هستند، اما دیگر درباره چیزهایی که آزارشان میدهد حرف نمیزنند.