آدمهایی که رابطه را تمام نمیکنند؛ فقط دسترسیشان به تو را محدود میکنند
اول جواب پیامها دیر میشود، بعد تماسها کمتر و قرارها سختتر. یک روز به خودت میآیی و میبینی آدمی که زمانی بخشی از روزت بود، حالا انگار برای چند دقیقه حرف زدن هم وقت ندارد.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
بعضی رابطهها با یک دعوای بزرگ تمام نمیشوند. آرامآرام فاصله میافتد؛ پیامها کوتاهتر میشوند، تماسها کمتر و دیدارها مدام عقب میافتند. طرف مقابل هم هیچوقت صریح نمیگوید که دیگر نمیخواهد ادامه بدهد. فقط آنقدر دور میشود تا رابطه، خودش از نفس بیفتد. چنین الگوهایی در روابط عاطفی با کنارهگیری و فاصله گرفتن از شریک عاطفی شناخته میشوند.
پایان دادن به یک رابطه گفتوگو میخواهد؛ باید حرف زد، توضیح داد و واکنش طرف مقابل را پذیرفت. برای بعضی آدمها همین بخش سخت است. بهجای یک گفتوگوی روشن، عقب میروند و ارتباط را کم میکنند.
طرف مقابل اما در این فاصله سردرگم و معلق میماند. نه آنقدر نزدیک است که خیال کند رابطه مثل قبل ادامه دارد، نه آنقدر دور که بتواند دل بکند. مدام با خودش حساب میکند: «من چه کار کردم؟»، «چرا رفتارش عوض شد؟»، «هنوز چیزی بین ما مانده؟»
کنارهگیری همیشه معنی تمام شدن رابطه را نمیدهد؛ گاهی آدمها برای فاصله گرفتن از یک دعوا یا کم کردن فشار، مدتی ارتباطشان را کمتر میکنند. اما وقتی این فاصله طولانی میشود و جای گفتوگو را میگیرد، رابطه هم کمکم فرسوده میشود.
سختترین بخش چنین رابطهای، بلاتکلیفی است. اینکه هر روز نشانهای میبینی که طرف مقابل دورتر شده، اما هنوز هیچکس جمله آخر را نگفته است.