زندگی زیر سایه انفجار؛ روایتهایی از تهران در روزهای جنگ
در حالی که تهران در هفتههای اخیر بارها هدف حملات هوایی قرار گرفته، زندگی در پایتخت ایران به شکل عجیبی میان ترس، بقا و عادتهای روزمره ادامه دارد. روایتهایی از داخل شهر نشان میدهد که مردم در میان صدای انفجارها تلاش میکنند نشانههایی از زندگی عادی را حفظ کنند.
چندثانیه - پس از هر انفجار، نخستین واکنش بسیاری از مردم نه فرار، بلکه اطمینان از زنده بودن عزیزانشان است. تلفنها روشن میشوند، پیامها رد و بدل میشود و تماسهای کوتاه میان دوستان و خانوادهها برقرار میشود؛ جملهای که بیش از همه شنیده میشود این است: «ما خوبیم».
در میان این شرایط، رفتارهای ساده به نوعی آیینهای خاموش بقا تبدیل شدهاند. برخی از مردم پس از لحظات پرتنش به سراغ چیزهای شیرین میروند؛ مربا، شیرینی یا یک تکه کیک که میان چند نفر تقسیم میشود. این کارهای کوچک برای بسیاری راهی است تا به خود یادآوری کنند که از انفجار دیگری جان سالم به در بردهاند.
با وجود خطر حملات، بسیاری از شهروندان همچنان به محل کار خود میروند. خیابانها ناامن هستند و زمان و مکان حملات قابل پیشبینی نیست، اما زندگی اقتصادی شهر هنوز متوقف نشده است. برای بسیاری از مردم، ادامه کار تنها راه تأمین نیازهای اولیه در شرایطی است که فشارهای اقتصادی و جنگ همزمان بر زندگی آنان سنگینی میکند.
ترس در چنین فضایی مفهومی انتزاعی نیست. در هنگام حملات شدید، صدای انفجار چنان در شهر میپیچد که ساکنان احساس میکنند لرزش آن از درون بدنشان عبور میکند. در آن لحظهها، پرسشهایی در ذهن شکل میگیرد: «آیا این همان انفجاری است که همهچیز را تغییر میدهد؟ اگر من زنده بمانم اما کسی که دوستش دارم نه چه؟»
با این حال، حتی در میان این اضطراب دائمی، زندگی همچنان راه خود را پیدا میکند. برنامهریزی برای وعده غذایی فردا یا پرسیدن «شام چی بخوریم؟» به نوعی مقاومت در برابر تسلیم شدن کامل به ترس تبدیل شده است.
نشانههای دیگری از ادامه زندگی نیز در شهر دیده میشود. یک فروشنده محصولات ارگانیک میگوید در دو هفته نخست جنگ، بیش از کل سال گذشته مربای تمشک فروخته است.
نانواییها همچنان باز هستند و بوی نان تازه در خیابانها میپیچد. قفسههای بسیاری از فروشگاهها پر است و مردم به یکدیگر اطمینان میدهند که غذا و نان وجود دارد.
در همین حال، نگاه جهان نیز به ایران دوخته شده است. در خارج از کشور، بخشی از ایرانیان مهاجر تحولات را از فاصله دنبال میکنند. در برخی شهرها تصاویری از تجمعها و حتی جشن و رقص برخی از مهاجران منتشر شده است؛ افرادی که معتقدند این جنگ میتواند به تحولی بزرگ منجر شود و ویرانی راه را برای آیندهای بهتر باز کند. با این حال، برای کسانی که در داخل شهر و در محدوده انفجارها زندگی میکنند، چنین خوشبینیای دور و گاه غیرقابل درک به نظر میرسد.
در شهری که بارها صدای انفجار را تجربه کرده، تهران همچنان شهری است که زندگی در آن ادامه دارد، هرچند زیر سایه جنگ.
*برشی از گزارش نجمه بزرگمهر در نشریه فاینشیال تایمز