یادگارنویسی تازه در تختجمشید؛ وقتی فرونشست فرهنگی از سنگ هم رد میشود
اگر از فرهنگ و تاریخ آنطور که باید در جان بنشیند صحبت شود، شاید کمتر کسی به خودش اجازه بدهد تا خطی روی ستونهای باقی مانده از ۲۵۰۰ سال پیش بیندازد!
در تختجمشید، جایی که هر سنگش باید روایتگر تاریخ باشد، باز هم نشانهای به جا مانده؛ نه به شکل احترام، که به شکل چند خط یادگاری روی دروازه ملل.
به گزارش چندثانیه ، سنگی که قرنها روایت قدرت و نظم یک امپراتوری را حمل کرده، حالا باید تاریخِ یک تاریخنخوانده را هم به دوش بکشد.
خطخطی روی سنگِ ۲۵۰۰ساله یک شیطنت گردشگری نیست؛ بلکه اینجاست که میفهمی زمین فقط زیر بناها نیست که خالی میشود، زیر فهم ما از تاریخ خودمان هم ترک برداشته است.
کسی که روی دروازه ملل اسم و تاریخ تولدش را حک میکند، عملاً اعلام میکند دیدنش از این میراث، در حد یک دیوار خالی برای خودنمایی پایین آمده است.
یادگارنویسی روی آثار تاریخی، از حافظیه و نقشجهان تا همین تختجمشید، سالهاست تکرار میشود و هر بار با چند خبر، چند وعده پیگرد قضایی و چند موج عصبانیت مجازی جمع میشود تا نوبت بعد.
قانون، برای این کار حبس و جبران خسارت در نظر گرفته، اما حقیقت تلخ این است که هیچ حکمی بهاندازه یک نظام تربیتی ناکارآمد، به این سنگها آسیب نزده است.
تختجمشید اگر امروز ترک برمیدارد، فقط از بارِ زمان و فرسایش طبیعت نیست؛ بخشی از این ترک، حاصل فاصلهای است که بین ما و فهم سادهای به نام مالکیت جمعی افتاده.
انگار هنوز نفهمیدهایم بعضی جاها برای این نیست که اسممان رویشان بماند، برای این است که وقتی از کنارش رد میشویم، یادمان بیندازد که چه نامی را داریم با خودمان یدک میکشیم.