بعد از بازار رشت، چه‌کسی دیگر به قرارداد بیمه اعتماد می‌کند؟

آدم‌ها هر سال حق‌بیمه می‌پردازند که اگر روزی آتشی بالا گرفت، سیلی آمد یا حادثه‌ای شد، بیمه به دادشان برسد؛ نهادی که قرار است چتر روز مبادا باشد، نه تماشاگر روز فاجعه.

بعد از بازار رشت، چه‌کسی دیگر به قرارداد بیمه اعتماد می‌کند؟

آتش‌سوزی بازار رشت، برای صدها کاسب شبیه یک آزمون تلخ بود؛ جایی که خیلی‌ها فهمیدند فاصله بین شعار «جبران خسارت» و واقعیت، می‌تواند به اندازه خاکستر یک عمر زندگی باشد. 

به گزارش چندثانیه ، در این حادثه، بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ واحد صنفی آسیب جدی دید و برآورد اتاق اصناف گیلان از خسارت، حدود ۳ هزار میلیارد تومان بود. 

با این حال بیمه اعلام کرده چون تخریب «در جریان آشوب» رخ داده، خسارتی پرداخت نمی‌کند؛ یعنی مسئله اصلی، نه تأخیر در پرداخت و نه کم‌بودن درصد غرامت، بلکه اصلِ زیر بار نرفتن است. 

این‌جا دیگر صحبت از ۳۰ یا ۵۰ درصد غرامت نیست، صحبت از صفرِ مطلق است؛ صفرِ اعتمادی که سال‌ها با پرداخت حق‌بیمه ساخته شده بود. 

روی کاغذ، همه‌چیز روشن و به‌موقع و کامل است، اما کف بازار رشت روایت دیگری می‌گوید. مغازه‌داری که مغازه‌اش سوخته، حالا بین بانکِ بی‌کمک، بیمه‌ای که به استناد «آشوب» شانه خالی کرده و وعده‌های مسئولان معلق مانده است. 

در این میان، بیشترین فشار روی کسبه عادی است؛ همان‌هایی که بیمه را نه تجمل، که ضرورت می‌دیدند. 

وقتی در فاجعه‌ای به این بزرگی، حرف اول از زبان بیمه «نمی‌پردازم» باشد، پرسش بازاری ساده است: بعد از بازار رشت، چه‌کسی هنوز به این کاغذها دل می‌بندد

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: شیرینی ازدواج؛ شگردی برای سرقت با شیرموز سمی!