درسخواندن در وضعیت نامعلوم؛ چطور میشود برای آزمونی آماده شد که تاریخش روشن نیست؟
درسخواندن همیشه شبیه دویدن در مسیری بود که خط پایانش معلوم است؛ زمان امتحان، آزمون نهایی، کنکور، یک بازهی مشخص است که برای تو حد تعیین میکند.
نگار صالحی در چندثانیه آنلاین نوشت: وقتی میدانی کنکور چه روزی برگزار میشود و چند ماه وقت داری و باید از کجا تا کجا دوام بیاوری روی یک خط ثابت حرکت میکنی، اما حالا، در کشوری که جنگ هم هست و هم انگار نیست، خودِ زمان مبهم شده است.
میگویند آزمون بعد از پایان رسمی جنگ برگزار میشود، اما خودِ جنگ هنوز پایان روشنی ندارد و کسی دقیق نمیداند این «بعد از» قرار است چه زمانی از راه برسد.
برنامهریزی برای کنکور، بیش از هر چیز، روی زمان بنا شده است؛ روی تقویم، روی شمارش معکوس گوشی، روی جدولهای رنگی مطالعه. وقتی زمان مبهم است، همهچیز بههم میریزد.
دانشآموز امروز باید برای آزمونی درس بخواند که تاریخش مشخص نیست؛ زیر صدای خبر، زیر سایه تهدیدها، با اینترنتی که از جهان فارغ است و کلاس آنلاینی که معلوم نیست فردا برقرار باشد یا نه.
این وضعیت برای یک داوطلبِ مضطرب فرسایش بیشتری میآورد. وقتی تاریخ آزمون معلوم باشد، اضطراب دستکم شکل دارد؛ میشود گفت «تا آن روز باید دوام بیاورم». اما وقتی معلوم نیست کنکور یک ماه دیگر برگزار میشود یا شش ماه دیگر، نه میشود همهچیز را رها کرد، نه میشود تا آخرین حد توان پیش رفت. ذهن در وضعیت آمادهباش دائمی میماند؛ نه استراحت واقعی ممکن است، نه تمرکز واقعی.
در آمارها شاید فقط بنویسند: «کنکور به دلیل شرایط خاص به تعویق افتاد.» اما آنچه در این گزارشها گم میشود، نسلی است که باید زیر سقفی نامعلوم، برای آیندهای نامعلوم درس بخواند.
برای این دانشآموزان، مسئله فقط تعداد تستهای درست و غلط نیست؛ مسئله این است که آیا اصلاً میشود برای آزمونی آماده شد که هنوز حتی روز برگزاری خودش هم معلوم نیست.