جنگ با ایران، نردبان قدرت برای نتانیاهو و سپر فرار برای ترامپ

شکاف پنهان در حملات به ایران؛ وقتی واشنگتن خسته می‌شود و تل‌آویو عاشق جنگ است

در حالی که حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران با «تغییر رژیم» توجیه می‌شود، تحلیلگر الجزیره می‌گوید همسویی ترامپ و نتانیاهو موقتی است و این جنگ می‌تواند به پیروزی‌ای پیروسی (پرهزینه و شبیه شکست) برای هر دو بدل شود.

 شکاف پنهان در حملات به ایران؛ وقتی واشنگتن خسته می‌شود و تل‌آویو عاشق جنگ است

جنگ مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در حالی وارد مرحله‌ای فرسایشی شده که اهداف واشنگتن و تل‌آویو، هرچند در ظاهر همسو، در بنیاد و افق زمانی به‌طور جدی از هم فاصله دارد. در حالی که مقام‌های اسرائیلی از «تغییر خاورمیانه» سخن می‌گویند و دولت دونالد ترامپ این عملیات را در چارچوب «دفاع از مردم آمریکا» و شعار تکراری «تغییر رژیم» در ایران توجیه می‌کند، ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، هنوز نتوانسته به خیزش توده‌ای مورد انتظار در داخل ایران بینجامد و این واقعیت، محدودیت قدرت هوایی در تحقق تغییر رژیم را برجسته کرده است.​

به گزارش چند ثانیه به نقل از وب‌سایت «الجزیره» و به قلم «اوری گلدبرگ»،  اگرچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد واشنگتن و تل‌آویو با حملات غافلگیرانه هوایی و دریایی و «قطع رأس» ساختار رهبری جمهوری اسلامی دست بالا را دارند، اما این دستاورد بیش از آن‌که یک پیروزی راهبردی باشد، محصول هم‌پوشانی موقت منافع کوتاه‌مدت دو طرف است. به گفته او، نخستین پیوند این منافع، نبرد برای بقا در عرصه سیاست داخلی است؛ بنیامین نتانیاهو در تلاش است کارنامه خود را از «شکست‌های پی‌درپی» در غزه و کرانه باختری جدا کند و با نمایش یک «پیروزی در ایران» بار دیگر خود را تنها چهره قادر به دفاع از اسرائیل جا بزند، آن هم در شرایطی که ارتش این کشور متهم است در وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و تداوم کشتار و پاکسازی قومی در غزه و کرانه باختری نقش محوری داشته و اکنون برای گریز از پاسخ‌گویی، به یک «پیروزی تاریخی» نیاز دارد.​

در آمریکا نیز به روایت نویسنده، ترامپ بیش از هر چیز به یک «حواس‌پرتی» بزرگ نیاز دارد؛ «قهرمانی»‌های ادعایی او در ونزوئلا به حاشیه رفته و در مقابل، «دلقک‌بازی‌ها» و نام او در «پرونده‌های اپستین» هر روز پررنگ‌تر می‌شود، از همین رو او عمداً مفهوم «تغییر رژیم» را مبهم نگه داشته تا هر زمان که مصلحت دید، اعلام «ماموریت انجام شد» کند. ترامپ تلاش می‌کند ضمن وفادار ماندن ظاهری به شعار «نه به جنگ‌های خارجی»، نظم جهانی مدنظر خود را بر پایه اصل «حق با زور است» بازتعریف کند و جمهوری اسلامی را به‌عنوان «لولوخورخوره» دائمی، استثنایی موجه برای این رویکرد جلوه دهد.​

با این حال، گلدبرگ تأکید می‌کند که بی‌اعتمادی عمیقی میان ترامپ و نتانیاهو وجود دارد و هر دو فقط تا جایی کنار هم می‌مانند که منافع فوری‌شان تأمین شود. او پیش‌بینی می‌کند به محض آن‌که جذابیت سیاسی این جنگ برای ترامپ فروکش کند و فشارهای داخلی درباره طولانی شدن درگیری، نبود مجوز کنگره و احتمال تلفات آمریکایی بالا بگیرد، کاخ سفید به‌دنبال جمع کردن هرچه سریع‌تر ماجرا خواهد بود، در حالی که نتانیاهو، همانند غزه، هیچ چشم‌اندازی جز تداوم «ویرانی و مرگ» ارائه نمی‌کند و آشکارا از جنگی سخن می‌گوید که «هر قدر لازم باشد» طول می‌کشد، «طولانی‌تر از جنگ ژوئن» خواهد بود و در قالب یک «عملیات تاریخی» تعریف می‌شود.​

به نوشته این تحلیلگر، در ادامه، شکاف میان دو طرف با صدور بیانیه‌های هرچه بیشتر فاصله‌گرفته از هم عیان خواهد شد؛ واشنگتن، هم‌زمان با آغاز روند قانون اساسی برای انتخاب جانشین رهبر در ایران – که خود نشانه‌ای از تداوم موجودیت جمهوری اسلامی است – به‌دنبال روزنه‌های گفت‌وگو و خروج خواهد بود، در حالی که اسرائیل با استفاده از تعابیری مبهم و پرطمطراق مانند «تغییر واقعی رژیم» سعی می‌کند تصویری اغراق‌آمیز از پیشروی‌های خود ارائه دهد. گلدبرگ نتیجه می‌گیرد این «ائتلاف نامقدس» به‌تدریج و سپس به سرعت فروخواهد پاشید و آنچه امروز به‌عنوان پیروزی جلوه داده می‌شود، در بهترین حالت یک پیروزی پیروسی است. بردی که آن‌قدر گران تمام شده که عملاً شبیه باخت است.

 

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: دیدار دوباره وین دیزل و بازیگران «سریع و خشن» در جشنواره کن