هشدار فارین افرز: تشدید تنش در جنگ با ایران به سود تهران تمام میشود
فارین افرز در تحلیلی از رابرت ای. پیپ هشدار میدهد که ترور رهبری ایران و عملیات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل، به جای مهار تهران، راه را برای تشدید افقی و یک جنگ فرسایشی پرهزینه برای واشنگتن و متحدانش باز کرده است.
به گزارش چند ثانیه به نقل از نشریه آمریکایی «فارین افرز»، رابرت ای. پیپ، استاد علوم سیاسی و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات دانشگاه شیکاگو، در تحلیلی درباره عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران با عنوان «چرا تشدید تنش به سود ایران است» مینویسد که واشنگتن و تلآویو با ترور آیتالله علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در قالب «عملیات خشم حماسی» کوشیدند با یک ضربه به اصطلاح قاطع، ساختار فرماندهی تهران را فلج و جمهوری اسلامی را بیثبات کنند. اما به گفته او، واکنش چند ساعته ایران با شلیک صدها موشک بالستیک و پهپاد به سمت اسرائیل و دستکم ۹ کشور میزبان نیروهای آمریکایی در خلیج فارس، نشان داد که نتیجه این اقدام، گسترش جغرافیایی و زمانی جنگ بوده است نه مهار آن.
در این گزارش آمده است که حملات ایران، علاوه بر به صدا درآوردن آژیرهای خطر در تلآویو و حیفا و فعال شدن سامانههای پدافندی در پایگاههای آمریکایی همچون العُدید در قطر، الظفره در امارات، علیالسالم در کویت و شاهزاده سلطان در عربستان، با وارد کردن آسیب به فرودگاهها، تأسیسات و نفتکشها در حوالی تنگه هرمز، تصور «امنیت و ثبات» در خلیج فارس را به چالش کشیده و هزینه بیمه کشتیرانی و قیمت نفت را بالا برده است. پیپ تأکید میکند که این حملات «لشکرکشی پراکنده یک رژیم در حال احتضار» نیست، بلکه نمونهای کلاسیک از «تشدید افقی» است؛ راهبردی که در آن بازیگر در ظاهر ضعیفتر، با گسترش میدان درگیری، ریسک سیاسی و اقتصادی را برای طرف قدرتمند افزایش میدهد، همانگونه که در ویتنام و صربستان توانست اهداف آمریکا و ناتو را خنثی یا پرهزینه کند.
به نوشته فارین افرز، تهران با نشان دادن توان واکنش سریع پس از حذف رهبر، حمله به اهدافی در کشورهای حوزه خلیج فارس و نیز هدف قرار دادن پیرامون مراکز مالی و حملونقل در دبی و دوحه، هم تابآوری خود را به نمایش گذاشته و هم به دولتهای میزبان نیروهای آمریکایی هشدار داده است که همسویی با واشنگتن بیهزینه نخواهد بود. در عین حال، وزارت خارجه ایران با توصیف حملات موشکی بهعنوان پاسخ مشروع به «تمام نیروهای خصمانه منطقه» و در کنار آن، عذرخواهی ظاهری مسعود پزشکیان از همسایگان عرب، تلاش کرده است شکافی میان دولتهای عربی و افکار عمومیشان – که عموماً نسبت به اسرائیل بدبیناند – ایجاد کند، در حالی که انتصاب یک رهبر جدید با نگرش نزدیک به سپاه، از تداوم این راهبرد حکایت دارد.
نویسنده با مقایسه تجربه ویتنام و کوزوو یادآور میشود که برتری هوایی و «ضربه به نیت قطع رأس»، هرچند میتواند شوک تاکتیکی ایجاد کند، اما الزاماً سرنوشت سیاسی جنگ را تعیین نمیکند و طرف مقابل میتواند با کشاندن درگیری به شهرها، بازارها، اتاقهای هیئتمدیره و مجالس قانونگذاری، معادله را تغییر دهد. از نگاه پیپ، ایران اکنون میکوشد با طولانی کردن بحران، هزینههای سیاسی جنگ را برای دولتهای عرب حاشیه خلیج فارس، متحدان اروپایی و بهویژه دولت دونالد ترامپ در داخل آمریکا بالا ببرد؛ بهطوریکه افزایش قیمت انرژی، تلفات احتمالی و نبود هدف روشن، شکافها را در ائتلاف حاکم در واشنگتن و نیز در روابط آمریکا و اروپا عمیقتر کند. او در پایان نتیجه میگیرد که ترامپ در برابر دو راهی ادامه تشدید و ورود به مسیر نوعی «اشغال هوایی طولانیمدت» یا اعلام تحقق اهداف و عقبنشینی قرار گرفته و اگر واشنگتن در برابر راهبرد تشدید افقی تهران، طرحی سیاسی روشن نداشته باشد، ممکن است بار دیگر در جنگی که خود آغاز کرده، کنترل صحنه را از دست بدهد.