بومرنگ محاصره: راههای فرار ایران و اقدامات تکانشی آمریکا
این یادداشت استدلال میکند محاصره نفتی ترامپ علیه ایران، نه تنها از نظر حقوقی و عملی دشوار است، بلکه بهدلیل وابستگی بازار به نفت غیرایرانی و حساسیت افکار عمومی آمریکا نسبت به قیمت سوخت، بیشتر محبوبیت خود او را خفه میکند تا اقتصاد ایران را؛ بهویژه در شرایطی که ایران با اتکا به مسیرهای ریلی و دریایی جدید و منابع طبیعی عظیم، تابآوری اقتصادیاش را بالا برده و ۴۰ روز بمباران سنگین را پشت سر گذاشته است.
به گزارش چندثانیه، پاتریشیا مارینز، تحلیلگر سیاسی به بررسی وضعیت موجود پرداخته است. وقتی دونالد ترامپ محاصره ایران را اعلام کرد، باور داشت که این اقدامی قدرتمند است که میتواند فشار بر ایران را افزایش دهد، درآمدهایش را قطع و آن را از نظر اقتصادی خفه کند.
آنچه او در نظر نگرفت این است که کشتیهایی که از تنگه خارج میشوند، ایرانی نیستند؛ آنها پاکستانی، عراقی، هندی و بالاتر از همه، چینی هستند.
ترامپ دقیقا چه برنامهای برای توقیف این کشتیها دارد؟ او میتواند محاصره ایران را اعمال کند، اما توقیف کشتیهایی که به طور قانونی در آبهای بین المللی تردد میکنند، فقط به این دلیل که با دشمن ایالات متحده تجارت میکنند، بسیار پیچیدهتر است.
و حتی اگر چنین اقدامی به نوعی اجرا شود، فقط نفت بیشتری را از بازار جهانی حذف کرده و قیمتها را باز هم بالاتر میبرد.
بله، محاصره فشار بر ایران را افزایش میدهد، اما فشار تورمی جهانی و به ویژه در ایالات متحده را هم تشدید میکند، جایی که افزایش قیمت سوخت به سرعت محبوبیت هر رئیس جمهوری را کاهش میدهد.
در این مرحله، من معتقدم محبوبیت ترامپ خیلی سریعتر از فروپاشی اقتصاد ایران در حال کاهش است.
خفه کردن اقتصادی که ترامپ اکنون با آن مواجه شده، شکنندگی تیمی را که برای کاخ سفید جمع کرده بود آشکار میسازد، جنگی که با مجموعهای از اقدامات بیبرنامه مشخص میشود.
خفه کردن اقتصاد ایران کار سادهای نیست. انتظار میرود ایران امسال حدود ۷ میلیارد دلار تجارت از طریق راه آهن ایران-آسیا انجام دهد، با حجم محمولهای بیش از ۵ میلیون تن. از طریق دریای خزر، حجم پیش بینی شده به ۱.۲ میلیون تن میرسد، با ظرفیت جابهجایی محمولههای بسیار بیشتر و حفظ حیات کشور برای دورههای طولانی در صورت لزوم.
نکته کلیدی دیگر این است که کشوری که ۸ تا ۱۰ درصد از منابع طبیعی کره زمین را در اختیار دارد، در موقعیتی قرار میگیرد که بقای حکومت از حمایت تقریبا متفق الوطنی در داخل برخوردار است.
این امر دریافت خطوط اعتباری از بانکهای بزرگ آسیایی، به ویژه چینیها را برای ایران بسیار آسانتر میکند. بدیهی است که این موضوع تاب آوری اقتصاد ایران را بیشتر میکند.
این جنگ درباره تعداد کشتیها، هواپیماها یا حجم موشکها و بمبهای پرتاب شده نیست. این جنگ درباره موقعیت استراتژیکی است که ایران در آن قرار دارد.
این کشور ۴۰ روز بمباران شدید با چندین موج روزانه در عملیاتهای آمریکا و اسرائیل را تحمل کرد. این دو نیروی هوایی (آمریکا و اسرائیل) بسیار حرفهای هستند که با سناریویی از ناتوانی استراتژیک روبهرو شدهاند.