موگرینی: دانش هستهای ایران با بمباران از بین نمیرود
مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا با انتقاد از رویکرد نظامی در قبال ایران تأکید کرد که حملات نظامی قادر به از بین بردن دانش هستهای نیست و تنها مسیر پایدار برای مدیریت این پرونده، دیپلماسی و توافق سیاسی است.
وبگاه خبری العهد نوشت: فدریکا موگرینی، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در مقالهای مشترک با ساهیل شاه، پژوهشگر حوزه سیاستهای هستهای، که در نشریه فارن افرز منتشر شده، تأکید کرد که «دانش هستهای قابل نابودی با بمباران نیست» و ایران در صورت آسیب دیدن زیرساختها، بدون تردید توانایی بازسازی برنامه هستهای خود را خواهد داشت.
فدریکا موگرینی در این تحلیل نوشت که پرونده هستهای ایران برای دههها یکی از پیچیدهترین چالشهای دیپلماسی بینالمللی بوده است و تلاشها برای مهار آن، چه از طریق فشار اقتصادی و چه از طریق اقدامات نظامی، همواره با محدودیتهای جدی و در نهایت شکستهای تکرارشونده روبهرو شده است.
او در بخش دیگری از مقاله خود با اشاره به سیاستهای آمریکا در دورههای مختلف، بهویژه دوران ترامپ، تصریح کرد که تلاش برای وادار کردن ایران به «تسلیم کامل» یا توقف جامع برنامه هستهای از طریق تحریم یا حمله نظامی، نه تنها نتیجه مطلوبی به همراه نداشته، بلکه در مواردی باعث پیچیدهتر شدن شرایط شده است.
موگرینی همچنین به اظهارات دونالد ترامپ اشاره کرد که گفته بود هدف واشنگتن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، و این در حالی است که به گفته او، حملات نظامی علیه ایران در همان مقاطع آغاز شده بود؛ اما با وجود گذشت چندین هفته از این درگیریها، مسئله اصلی همچنان حلنشده باقی مانده است.
وی تأکید کرد که حتی اگر فرض شود هدف حملات نظامی جلوگیری از تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران بوده، بسیاری از تحلیلگران معتقدند چنین اقداماتی در بلندمدت نمیتواند این هدف را تضمین کند؛ زیرا ایران کشوری با جمعیت بیش از ۹۰ میلیون نفر، زیرساختهای صنعتی گسترده و ظرفیت علمی قابل توجه است که امکان بازسازی سریع و حتی توسعه بیشتر برنامههای حساس را دارد.
او در ادامه نوشت که جنگ شاید بتواند به تأسیسات فیزیکی آسیب بزند، اما نمیتواند «دانش، تجربه و توان انسانی» را از بین ببرد؛ و همین موضوع باعث میشود هرگونه اقدام نظامی در بهترین حالت موقت و در بلندمدت ناکارآمد باشد. به باور او، این روند حتی میتواند موجب افزایش اراده سیاسی داخلی برای پیشبرد برنامههای حساستر شود.
موگرینی در بخش دیگری از مقاله خود با انتقاد از آغاز درگیریها، تأکید کرد که جنگ علیه ایران از ابتدا اقدامی «غیرقانونی و شتابزده» بوده و ادعاهای مطرحشده درباره ضرورت حمله برای جلوگیری از تهدید هستهای، با شواهد موجود همخوانی نداشته است.
او افزود که در همان زمان، مسیرهای دیپلماتیک همچنان فعال بوده و گزارشها و ارزیابی برخی میانجیها نشان میداد که امکان پیشرفت در مذاکرات وجود داشته است؛ بنابراین به اعتقاد او، کنار گذاشتن دیپلماسی به نفع گزینه نظامی، تصمیمی پرریسک و غیرضروری بوده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که حتی در سناریوهای فرضی که ایران در آستانه تغییر مسیر به سمت تسلیحاتی شدن قرار داشته باشد، حملات نظامی نمیتواند این روند را برای همیشه متوقف کند؛ زیرا ساختار دانش هستهای در یک کشور، برخلاف تأسیسات فیزیکی، قابل بمباران و نابودی کامل نیست.
موگرینی همچنین هشدار داد که پیامدهای چنین جنگهایی تنها محدود به یک کشور نخواهد بود، بلکه میتواند کل منطقه را وارد چرخه جدیدی از تنش کند؛ از جمله تقویت جریانهای تندرو، گسترش دامنه درگیریها و بیثباتی گستردهتر در خاورمیانه.
او در پایان مقاله خود تأکید کرد که یکی از پیامدهای قابل پیشبینی جنگ، افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی و فشار اقتصادی بر کشورهای مختلف است؛ موضوعی که به گفته او در تجربههای پیشین نیز بهوضوح مشاهده شده است.
به گفته او، تنها راه پایدار و قابل اتکا برای جلوگیری از تشدید بحران، بازگشت به مسیر مذاکرات و دستیابی به توافقی قابل راستیآزمایی است که بتواند هم نگرانیهای امنیتی را کاهش دهد و هم از تکرار چرخه درگیری نظامی جلوگیری کند.