فارین پالیسی: جنگ با ایران اهداف نتانیاهو و ترامپ را محقق نکرد
دیوید روزنبرگ، روزنامهنگار اسرائیلی، در مقالهای که در مجله آمریکایی «فورین پالیسی» منتشر شده، تأکید میکند که اهدافی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای جنگ علیه ایران تعیین کردهاند همچنان فاصله زیادی با تحقق دارد. به نوشته او، ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجاست و تهران همچنان به ذخایر اورانیوم غنیشده دسترسی دارد. علاوه بر این، ایران همچنان دارای حجم قابل توجهی از موشکهای بالستیک و پهپادهاست و توان نظامی خود را حفظ کرده است.
وبگاه خبری العهد نوشت: «روزنبرگ در ادامه مینویسد که ایران نهتنها توان بازدارندگی خود را حفظ کرده، بلکه توانایی ایجاد اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز را نیز به نمایش گذاشته است. او همچنین به عملکرد حزبالله اشاره میکند و میگوید این گروه برخلاف پیشبینیهای اسرائیل، عملکردی بسیار قویتر داشته و همچنان تمایلی به کنار گذاشتن سلاحهای خود نشان نمیدهد».
این تحلیلگر در ادامه تأکید میکند که ارزیابی قدرت واقعی اسرائیل تا حد زیادی به میزان خسارات وارد شده به ایران و حزبالله و همچنین توان بازسازی آنها وابسته است؛ موضوعی که هنوز در ابهام قرار دارد و همین ابهام، محاسبات راهبردی اسرائیل را پیچیدهتر میکند. در مقابل، به گفته او، سنجش توانمندیهای اسرائیل سادهتر است و در این زمینه نشانههای چندان مثبتی دیده نمیشود.
روزنبرگ قدرت اسرائیل را متکی بر سه ستون اصلی میداند: توان نظامی، توان اقتصادی و اجتماعی برای تحمل جنگهای طولانی و پرهزینه، و حمایت ایالات متحده آمریکا. او معتقد است دولت نتانیاهو این سه ستون را تا مرز فشار حداکثری پیش برده و حتی فراتر از ظرفیت طبیعی آنها حرکت کرده است.
در بخش نظامی، نویسنده با اشاره به عملیات پس از «طوفان الاقصی» میگوید اسرائیل اگرچه دستاوردهای تاکتیکی داشته، اما این دستاوردها با هزینههای سنگین انسانی، تسلیحاتی و مالی به دست آمدهاند. او به برآوردهای «بانک اسرائیل» اشاره میکند که طبق آن، جنگهای پیشین پیش از درگیریهای کنونی با ایران و حزبالله حدود ۱۱۶ میلیارد دلار هزینه مستقیم نظامی برای اسرائیل ایجاد کردهاند. همچنین او تخمین میزند که جنگ فعلی با ایران میتواند بین ۱۱ تا ۱۸ میلیارد دلار هزینه داشته باشد و حتی در صورت پایان زودهنگام درگیریها، هزینههای نظامی همچنان بالا باقی خواهد ماند.
این مقاله همچنین به فشار فزاینده بر ساختار نظامی اسرائیل اشاره میکند و میگوید رژیم عملاً با ارتش به گونهای برخورد میکند که گویی منابع آن نامحدود است. بهویژه از ارتش انتظار عملیات گسترده، تهاجمی و حتی اشغال مناطق جدید وجود دارد، بدون آنکه برنامهریزی کافی برای تأمین نیروی انسانی انجام شده باشد. روزنبرگ همچنین به موضوع اختلاف داخلی درباره خدمت سربازی یهودیان ارتدوکس افراطی اشاره میکند که هنوز حل نشده است.
در حوزه اقتصادی، او هشدار میدهد که اگرچه اقتصاد اسرائیل از انعطافپذیری نسبی برخوردار است، اما فشار جنگ در حال فرسایش این توان است. نسبت بدهی عمومی اسرائیل از حدود ۶۰ درصد پیش از جنگ غزه به بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته و پیشبینی میشود تا پایان سال نیز در همین سطح باقی بماند. دولت برای تأمین هزینههای جنگ عمدتاً از افزایش مالیات یا کاهش خدمات عمومی خودداری کرده و به استقراض و افزایش بدهی روی آورده است.
روزنبرگ همچنین اشاره میکند که دولت نتانیاهو قصد دارد طی دهه آینده حدود ۱۱۶ میلیارد دلار دیگر به بودجه نظامی اضافه کند که این امر میتواند سهم هزینههای نظامی را به حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی برساند. به گفته او، این روند در نهایت موجب افزایش بدهی، فشار مالیاتی و کاهش هزینههای اجتماعی خواهد شد.
در بخش روابط خارجی، نویسنده از حمایت بیسابقه آمریکا از اسرائیل پس از جنگ غزه سخن میگوید و تأکید میکند که جنگ مشترک با ایران این حمایت را به سطحی جدید رسانده است. با این حال، او هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به نقطه اوج روابط دو طرف و آغاز روند نزولی آن تبدیل شود.
او همچنین به پیامدهای سیاسی جنگ برای دونالد ترامپ اشاره میکند و میگوید این جنگ میتواند در آستانه انتخابات آمریکا به او آسیب بزند. هرچند نشانهای از فاصله گرفتن واشنگتن از اسرائیل دیده نمیشود، اما در صورت شکست جنگ، اسرائیل ممکن است به یک «قربانی سیاسی» تبدیل شود.
در بخش افکار عمومی، روزنبرگ به کاهش حمایت از اسرائیل در آمریکا اشاره میکند و میگوید جنگ غزه و درگیریهای منطقهای موجب افت شدید محبوبیت اسرائیل شده است. بهطوریکه طبق برخی نظرسنجیها، حدود ۶۰ درصد آمریکاییها نگاه منفی به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۲ حدود ۴۲ درصد بوده است. این روند حتی در میان جمهوریخواهان جوان نیز مشاهده میشود.
در جمعبندی، نویسنده نتیجه میگیرد که اسرائیل نتوانسته ایران را وادار به تسلیم کند و گروههایی مانند حزبالله و حتی حماس نیز همچنان به مقاومت ادامه میدهند. از نگاه او، اسرائیل در شرایطی قرار دارد که سه ستون اصلی قدرتش تحت فشار قرار گرفته و آینده آن در سایه کاهش منابع و تردید نسبت به حمایت کامل آمریکا، مبهم و پرچالش به نظر میرسد.