سی ان ان: ایران در نبرد فرسایشی دست بالا را بدست آورده است
سی ان ان نوشت: در حالی که مذاکرات صلح متوقف شده و ترامپ هیچ جدول زمانی برای پایان جنگ ارائه نکرده، این پرسش محوری مطرح است که کدام طرف میتواند فشارهای اقتصادی و راهبردی این جنگ را طولانیتر تحمل کند و نشانهها حاکی از آن است که ایران در این نبرد فرسایشی دست بالا را بهدست آورده است.
سی ان ان در تحلیلی به قلم «نیک رابرتسون» آورده است: با توقف مذاکرات صلح و اینکه رئیسجمهور آمریکا ترامپ هیچ جدول زمانی برای پایان جنگ با ایران ارائه نکرده، این پرسش بر سر زبانها افتاده است: کدام طرف میتواند فشار و هزینههای ناشی از این جنگ را برای مدت طولانیتری تحمل کند؟
شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نشان میدهد پاسخ ممکن است ایران باشد.
در حالی که در حال حاضر نشانهای فوری از بازگشت به یک کارزار شدید بمباران وجود ندارد، ایران در حال تحقق هدف اصلی خود در جنگ است: افزایش قیمت نفت و از این طریق، وارد کردن فشار بر ترامپ برای پذیرش برخی از خواستههایش.
در مقابل، ترامپ هیچ نشانهای از پذیرش ضعف نشان نمیدهد. او روز پنجشنبه در شبکههای اجتماعی نوشت:
«من تمام وقت دنیا را دارم، اما ایران ندارد — ساعت در حال تیکتیک است! زمان به نفع آنها نیست!»
در همین حال، رسانههای نزدیک به حکومت ایران بهصورت علنی درباره اهداف احتمالی بعدی تهران گمانهزنی کردند.
خبرگزاری نیمهرسمی تسنیم خبر داد که «دستکم هفت» کابل داده زیردریایی که به کشورهای خلیج فارس خدمات میدهند، در مسیر باریکی از بستر دریا در تنگه هرمز متمرکز شدهاند.
همانطور که ناتو در مقابله با قطع احتمالی کابلها توسط روسیه در دریای بالتیک دریافته است، چنین جنگهای نامتقارن هزینهبر و زمانبر هستند.
ارتش ایران همچنین در حال ارسال سیگنالهایی درباره احتمال تشدید متعارف درگیری است، در صورتی که خواستههای تهران برآورده نشود؛ از جمله تهدید به هدف قرار دادن نقاط مشخصی در کشورهای همسایه خلیج فارس که هنوز در حال ترمیم خسارات حملات قبلی هستند.
از جمله اهداف ذکرشده، پالایشگاه «رویس» در امارات متحده عربی و تأسیسات «ابقیق» در عربستان سعودی است — که بزرگترین مرکز فرآوری نفت خام در جهان محسوب میشود.
تمسخر و تحریک رقبا از سوی ایران موضوع جدیدی نیست. اما آنچه جدید است، سناریویی است که در آن ایران بهعنوان رهبر غافلگیرکننده در یک «بازی اعصاب» (game of chicken) با آمریکا ظاهر شده است.
طبق ادعای وزیر دفاع آمریکا، ممکن است بخش عمدهای از نیروی دریایی ایران نابود شده باشد؛ اما قایقهای کوچک این کشور با خدمهای دو تا شش نفره، در نزدیکی تنگه هرمز با جسارت به کشتیهای باری و نفتکشها حمله میکنند.
تردیدی نیست که ارتش آمریکا در طول زمان میتواند این قایقهای تندرو را نابود کند، اما زمان چیزی است که ترامپ از آن برخوردار نیست.
و در حالی که ایران شاید با «تیم دوم» خود بازی میکند، فعلاً به نظر میرسد از مزیت جغرافیایی و میدانی در برابر قدرتمندترین ارتش جهان برخوردار است.
ترامپ که معمولاً توانایی خود در تحت فشار قرار دادن دشمنان با ترکیبی از جسارت و لفاظی را برجسته میکند، اکنون در قبال ایران تا حدی کمصداتر شده است.
پستهای متزلزل او در هفته گذشته که مدعی نزدیک بودن توافق و تسلیم شدن ایران در زمینه برنامه هستهای بودند، نتیجه معکوس داد.
ایران در پاسخ، از زبان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اعلام کرد که ترامپ «دروغ میگوید».
بقیه ماجرا اکنون به تاریخ پیوسته است:
ایران در مذاکرات اسلامآباد حاضر نشد و تنشها در تنگه دوباره افزایش یافت.
ارتش آمریکا از زمان آغاز محاصره دریایی علیه بنادر ایران و کشتیهای مرتبط، بیش از ۳۰ شناور را توقیف کرده است.
در مقابل، ایران بهنظر در زمانها و مکانهایی که خود انتخاب میکند دستکم به پنج کشتی در این مسیر حیاتی تجارت دریایی حمله کرده است.
قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، این هفته گفت که ایرانیها معتقدند دست بالا را دارند و در سخنرانیهای اخیر خود اعلام کرده که دشمن «بهطور راهبردی شکست خورده است».
ایرانیها در پیشبرد تدریجی خواستههای خود مهارت بالایی دارند؛ چیزی که مذاکرهکنندگان دولت اوباما در جریان مذاکرات منتهی به توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) از نزدیک تجربه کردند.
این هفته نیز ایران نشانههایی از همان تاکتیکهای دیپلماتیک را نشان داد؛ از جمله این ادعا که درخواست تمدید آتشبس را مطرح نکرده است در حالی که ترامپ چنین چیزی را اعلام کرده بود و همچنین خودداری از ارائه پاسخ رسمی به آن.
ترتیب زمانی برخی تحرکات دیپلماتیک در اسلامآباد خلاف این را نشان میدهد. اما اگر درخواستی هم مطرح شده باشد، هرگز بهصورت علنی نبوده و در لایههای پنهان پیامهای دیپلماتیک مطرح شده است.
برای مثال، قالیباف در شبکه اجتماعی X نوشت:
«ما مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیریم»، در زمانی که ترامپ از تمدید آتشبس خودداری میکرد و معاون او، جیدی ونس، برای دور بعدی مذاکرات آماده میشد.
برای ایران روشن بود که پایان آتشبس میتواند بهعنوان ابزاری برای فشار و گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده شود.
اما رهبری ایران، هرچند آسیبدیده یا حتی دچار شکاف، قرار نبود در چنین دامی گرفتار شود.
دیپلماسی، و نوعی دوگانگی عملگرایانه که گاه با آن همراه است، در تمامی سطوح ساختار سیاسی ایران ریشه دارد.
قدرت دیپلماتیک ایران در این است که تحولات آینده را پیشبینی کرده، موقعیت خود را برای بهرهبرداری از آن تنظیم کند.
مهارت در بهدست آوردن امتیاز بدون آنکه درخواست آن بهطور علنی مطرح شود، و سپس حرکت بهسوی مطالبه بعدی، به نوعی هنر برای آنها تبدیل شده است.
لغو محاصره تنگه هرمز از سوی آمریکا، هدف بعدی ایران بود، اقدامی که ترامپ بهطور علنی و قاطعانه از انجام آن خودداری میکند.
در اسلامآباد، زمزمههای مبهم درز اطلاعات اکنون به سکوت کامل تبدیل شده است.
این مرحله از میانجیگری پشتپرده آنقدر حساس شده که هیچیک از افراد نزدیک به آن حاضر نیستند با افشای اطلاعات، تعادل موجود را به خطر بیندازند.
در این سکوت سنگین دیپلماتیک، آنچه جای آن را پر کرده، حرکت بازارهای جهانی است.