دیپلمات‌های سایه آمریکا و تضاد منافع آنها

وقتی دولت‌های خارجی می‌دانند که مذاکره‌ کنندگان کلیدی دارای منافع تجاری خصوصی هستند، چه در ارزهای دیجیتال، چه املاک و چه صندوق‌های سرمایه‌ گذاری، ساختار مشوق‌ها تغییر می‌کند.

دیپلمات‌های سایه آمریکا و تضاد منافع آنها

 برهما چلانی، ژئواستراتژیست امور بین‌ الملل و نویسنده‌:

 ترامپ به جای وزیر امور خارجه، به داماد خود جرد کوشنر و همکار تجاری‌اش استیو ویتکاف روی آورده است تا دیپلماسی حساس را از اوکراین و روسیه تا ایران هدایت کنند. آخرین ماموریت آنها، مذاکره با ایران در پاکستان، الگوی نگران‌ کننده‌ای را برجسته می‌کند: برون‌ سپاری سیاست خارجی آمریکا به افرادی که منافع مالی خصوصی آنها مستقیما با نقش‌های عمومی‌شان در تضاد است.

 از ویتکاف شروع کنیم. او به عنوان فرستاده ویژه رئیس‌ جمهور، در پاکستان مذاکره می‌کند در حالی که سرمایه‌ گذاری مشترک خانواده‌های ترامپ و ویتکاف در ارزهای دیجیتال به نام «ورلد لیبرتی فایننشال» یک قرارداد بزرگ استیبل‌کوین با دولت پاکستان منعقد کرده است. کشوری که میزبان مذاکرات حساس ایران است، همزمان شریک تجاری خانواده‌های ترامپ و ویتکاف هم هست. این ساختار، تصور دیپلماسی پرداخت در ازای دسترسی را ایجاد می‌کند، جایی که دسترسی و نفوذ از سود تجاری جداشدنی نیست.

 ماجرای کوشنر حتی آشکارتر است. شرکت سرمایه‌ گذاری خصوصی او، «افینیتی پارتنرز»، توسط میلیاردها دلار از شیخ‌ نشین‌های خلیج فارس تغذیه شده، از جمله حدود ۲ میلیارد دلار از صندوق ثروت ملی عربستان سعودی. هدف راهبردی ریاض همواره منزوی کردن و تضعیف ایران بوده، نه آشتی با آن. گزارش شده که بن سلمان، ولیعهد عربستان از ترامپ خواست تا حملات علیه ایران را تشدید کند.

با این حال، کوشنر در حالی که از نظر مالی به رهبری سعودی متعهد است مقامی که فروپاشی ایران را به رفع تنش دیپلماتیک ترجیح می‌دهد، خود را به عنوان میانجی تنش‌زدایی معرفی می‌کند. تناقض آشکار است: آیا مذاکره‌ کننده‌ای که از نظر مالی به حمایت سعودی وابسته است، می‌تواند به طور قابل‌ قبولی نتیجه‌ای را دنبال کند که رهبری سعودی ممکن است از آن متنفر باشد؟

اینها فقط نگرانی‌های اخلاقی نیستند؛ به هسته اعتبار دیپلماتیک مربوط می‌شوند.

وقتی دولت‌های خارجی می‌دانند که مذاکره‌ کنندگان کلیدی دارای منافع تجاری خصوصی هستند، چه در ارزهای دیجیتال، چه املاک و چه صندوق‌های سرمایه‌ گذاری، ساختار مشوق‌ها تغییر می‌کند. ممکن است امتیازها نه از طریق کانال‌های رسمی دیپلماسی، بلکه از طریق فرصت‌های تجاری که به نفع شخصی این افراد است، ارائه شود. دیپلماسی به معنای واقعی کلمه به معامله‌ای صرف تبدیل می‌شود.

پاکستان یک مطالعه موردی گویا است. در کنار نقشش در تسهیل مذاکرات با ایران، به معاملات تجاری مرتبط با شرکت‌های وابسته به ترامپ از جمله پروژه‌های املاک هم پیوند خورده است. این کشور با ایالات متحده برای بازسازی هتل روزولت در منهتن به توافق رسیده است.

موضوعی که مشکل را پیچیده‌تر می‌کند، فقدان شفافیت است. برخلاف مقامات تایید شده توسط سنا، کوشنر و ویتکاف در یک منطقه خاکستری فعالیت می‌کنند، با عناوین مشاور یا فرستاده ویژه که به آنها اجازه می‌دهد افشای استانداردهای اخلاقی و نظارت را دور بزنند. این دیپلماسی سایه، تضادهای بالقوه منافع را از دید پنهان می‌کند و در عین حال قدرت عظیمی را در دستان افراد غیرمنتخب متمرکز می‌شازد.

 مسئله عمیق‌تر فقط کوشنر یا ویتکاف نیست. این فلسفه حکمرانی ترامپ است: نگاه به سیاست خارجی به عنوان امتدادی از منافع تجاری خصوصی و گاهی خود کسب‌وکار خانوادگی.

منبع: فرهیختگان
ارسال نظر

خبر‌فوری: دیدار دوباره وین دیزل و بازیگران «سریع و خشن» در جشنواره کن