ترس از تکرار ازدواج پدر و مادر؛ وقتی گذشته وارد رابطههای ما میشود
آدم میتواند سالها بعد بفهمد چرا از نزدیک شدن میترسد، چرا با شنیدن دعوا مضطرب میشود یا چرا هر رابطهای را از قبل محکوم به شکست میبیند. شناختن همین الگوها میتواند کمک کند آدم رابطه خودش را جدا از رابطه پدر و مادرش بسازد.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
گذشته هیچوقت ما را رها نمیکند تا وقتی که ما آن را پشت سر بگذاریم. در زندگی مشترک خیلیها رد پررنگی از دعواهای پدر و مادر دیده میشود.
دختری که شبهای زیادی با صدای دعوای پدر و مادرش به خواب رفته، ممکن است سالها بعد، وقتی پای ازدواج خودش وسط میآید، بیشتر از بقیه بترسد. پسری که جدایی پدر و مادرش را با تلخی دیده، ممکن است با خودش بگوید: «اگر زندگی آنها به آنجا رسید، زندگی من چرا باید فرق کند؟»
ترس از ازدواج یا تعهد، در بعضی افراد بعد از تجربههای سخت خانوادگی شکل میگیرد. دیدن دعواهای مداوم، بیاعتمادی، سردی رابطه یا یک طلاق پرتنش میتواند تصویری ناخوشایند از زندگی مشترک در ذهن بچه بسازد.
طلاق پدر و مادر بهتنهایی تعیین نمیکند که بچه در آینده چه رابطهای خواهد داشت. چیزی که بیشتر در ذهن کودک میماند، حالوهوای خانه است؛ دعواهای همیشگی، سردی بین پدر و مادر، بیاعتمادی یا روزهایی که خانه بیشتر شبیه میدان جنگ بوده تا جای امن.
برای همین، ممکن است بچهای از خانوادهای جداشده، بعدها یک رابطه سالم و آرام بسازد و بچهای که پدر و مادرش هنوز کنار هم هستند، از ازدواج بترسد. آنچه کودک سالها دیده، میتواند تصویرش از عشق و زندگی مشترک را شکل بدهد.
آدم میتواند سالها بعد بفهمد چرا از نزدیک شدن میترسد، چرا با شنیدن دعوا مضطرب میشود یا چرا هر رابطهای را از قبل محکوم به شکست میبیند. شناختن همین الگوها میتواند کمک کند آدم رابطه خودش را جدا از رابطه پدر و مادرش بسازد.
گذشته روی نگاه ما به عشق اثر میگذارد؛ اما انتخاب اینکه چه رابطهای بسازیم، هنوز دست خودمان است.