این یازده عادت روزمره باعث پیری زودرس بدن و مغز می‌شوند

با نگاهی به ۱۱ رفتار زیان‌بار روزمره افراد، می‌توان به درستی دید نگرش روانی، تحرک بدنی و پیوندهای اجتماعی نقشی تعیین‌کننده‌تر از داروها در پیشگیری از پیری زودرس دارند.

این یازده عادت روزمره باعث پیری زودرس بدن و مغز می‌شوند

با افزایش آگاهی عمومی درباره بهداشت سالمندی، پژوهش‌های جدید پزشکی نشان می‌دهند کهولت سن تقدیری گریزناپذیر نبوده و اصلاح عادات پنهان در زندگی روزمره می‌تواند دوران پیری را به دوره‌ای پویا و شاداب بدل سازد. 

به نقل از تلگراف، تغذیه نامناسب و بی‌تحرکی طولانی‌مدت از دیرباز به عنوان عوامل اصلی تخریب سلامت انسان شناخته شده‌اند. با این حال، پژوهش‌های جدید پزشکی دو متغیر کلیدی دیگر را به این معادله افزوده‌اند: کیفیت پیوندهای اجتماعی و نگرش روانی فرد به فرآیند بالا رفتن سن. امروزه انزوای اجتماعی خطری مرگبار شمرده می‌شود، اما رویکرد ما به گذر عمر نیز اثری هم‌سنگ دارد. 

دکتر لوسی پولاک، متخصص بیماری‌های سالمندان در سرویس سلامت همگانی بریتانیا، تأکید می‌کند افرادی که نگرش مثبتی به زندگی دارند، بسیار بهتر و شاداب‌تر با فرآیند کهولت روبه‌رو می‌شوند. او یادآور می‌شود اگرچه شانس بیولوژیک در سالمندی سهم دارد، اما برقراری تعادل میان پذیرش حقیقت گذر سن و انجام اقدام‌های خودمراقبتی می‌تواند کیفیت زیستن را دگرگون سازد. 

وی در همین راستا، ۱۱ خطای رفتاری شایع را برشمرده است: 

۱. بهانه‌تراشی مداوم برای دوری از اجتماع

با افزایش سن، اضطراب‌های محیطی تمایل دارند دامنه فعالیت‌های فرد را محدود سازند. با هر بهانه‌ای که برای ماندن در خانه تراشیده می‌شود، جغرافیای روانی فرد کوچک‌تر می‌گردد. بسیاری از سالمندان به جای تصمیم‌گیری قاطع برای حضور در تعطیلات، سینما یا گردهمایی‌های دوستانه، به مسائلی چون شلوغی فضا یا سختی یافتن جای پارک اشاره می‌کنند و از فعالیت طفره می‌روند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند طول عمر مفید ارتباطی مستقیم با معاشرت‌های پیوسته دارد؛ از این رو باید به جای فرار از جمع، با مدیریت منطقی چالش‌ها در بطن جامعه باقی ماند. 

۲. دوری گزیدن از پیوند با نسل جوان

گرفتار شدن در تله مقایسه دوران گذشته با امروز، یکی از بارزترین آسیب‌های روانی دوران سالمندی به شمار می‌رود. تمرکز مفرط بر گذشته و انقطاع از تحولات کنونی، دیوار انزوا را بلندتر می‌سازد. انتقال تجارب زیسته اقدامی پسندیده است، اما نباید به شکل نصیحت‌های تحمیلی بر جوانان تحمیل شود. 

پژوهش‌های حوزه سلامت ثابت کرده‌اند تعاملات بین‌نسلی موجب ارتقای نشاط روانی هر دو نسل می‌گردد. کلید پیوند پایدار با نسل جوان در گوش دادن صبورانه، تشویق اهداف آنان و نشان دادن اشتیاقی صادقانه به دستاوردهای فرزندان و نوادگان نهفته است. 

۳. انباشت سرمایه مالی و غفلت از بخشش

در سال‌های بازنشستگی، مدیریت اموال اندوخته‌شده چالشی جدی برای بسیاری از افراد تلقی می‌شود. تجارب بالینی دکتر پولاک نشان می‌دهد نیکوکاری و مشارکت در امور خیریه فواید درخشانی برای تثبیت سلامت روان به همراه دارد. کمک‌های عام‌المنفعه حس معناداری و هدفی والا به زندگی می‌بخشند که افسردگی را خنثی می‌سازد. 

به جای وصیت کردن تمام اموال برای سال‌های پس از مرگ، شرکت فعالانه در خرج هدفمند دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری در طرح‌های کاری جوانان خانواده، رضایت باطنی عمیقی ایجاد می‌کند که مستقیماً بر طول عمر اثرگذار است. 

۴. مصرف مفرط و غیرضروری داروها

اعتماد مطلق و کورکورانه به قرص‌های شیمیایی گاه می‌تواند نتیجه‌ای کاملاً معکوس بر جای بگذارد. بر اساس آمارها، نزدیک به ۱۰ تا ۲۰ درصد بستری‌های بیمارستانی افراد بالای ۸۵ سال ناشی از عوارض جانبی تداخلات دارویی است. مصرف طولانی‌مدت برخی آرام‌بخش‌ها، آنتی‌هیستامین‌ها و داروهای مثانه به علت خاصیت آنتی‌کولینرژیک، عملکرد شناختی مغز را مختل کرده و ریسک ابتلا به زوال عقل را بالا می‌برند. 

بیماران باید به‌طور ادواری ضرورت هر قرص را زیر نظر پزشک با تکیه بر فرمول فواید، خطرات، راهکارهای جایگزین و پیامدهای‌عدم مصرف ارزیابی نمایند. 

۵. وسواس و تمرکز دائمی بر فهرست بیماری‌ها

اشتغال ذهنی مفرط با نشانه‌های جسمانی و تبدیل مکالمات روزمره به شرح جزئیات دردهای بدنی، تهدیدی جدی برای سلامت عمومی است. پژوهش‌ها در سوئد نشان داده‌اند که اضطراب افراطی سلامت می‌تواند طول عمر بیولوژیک را کاهش دهد. این وسواس بیمارگونه غالباً ناشی از نبود اهداف و مشغله‌های دیگر در زندگی روزمره است؛ چراکه دردها و اندوه‌ها در خلوت و بی‌تحرکی شدت می‌یابند. 

داشتن علایق شخصی خارج از دایره بیماری‌ها و همدلی با دیگران، تمرکز روانی را از اندام‌های آسیب‌دیده برمی‌دارد و آرامش پدید می‌آورد. 

۶. نقل مکان به خانه‌های همکف و بدون پله

انتخاب محل سکونت نقشی انکارناپذیر در حفظ توانایی‌های حرکتی ایفا می‌کند. یک مطالعه سه‌ساله در ژاپن روی بیش از شش هزار سالمند نشان داد اقامت در خانه‌های دارای پله مانع از افت سریع کارکرد فیزیکی بدن می‌شود. بالا رفتن روزمره از پله‌ها موجب ورزیدگی عضلات پا، تقویت عروق خونی و پمپاژ بهینه اکسیژن به قلب می‌گردد. 

سکونت در خانه‌های یک طبقه اگرچه ممکن است آسایشی موقت بیاورد، اما با حذف این تحرک الزامی، زمینه را برای آتروفی عضلانی و ورود زودهنگام به کم‌تحرکی مرگبار فراهم می‌سازد. 

۷. هراس و مقاومت سرسختانه در برابر ابزارهای دیجیتال

اگرچه استفاده وسواس‌گونه از گوشی‌های هوشمند مورد انتقاد است، اما نادیده گرفتن کلی فناوری به معنای از دست دادن استقلال و ارتباطات اجتماعی خواهد بود. طبق گزارش‌های معتبر، بخش بزرگی از سالمندان به دلیل پرهیز از کاربری فناوری‌های نوین با انزوای فردی دست‌به‌گریبان می‌شوند. 

روی آوردن به دنیای دیجیتال و فراگیری کاربری ابزارهایی نظیر تماس‌های تصویری، امکان گفتگو با فرزندان در هر نقطه از کره زمین را فراهم می‌سازد. علاوه بر این، یادگیری مهارت‌های نوآورانه تمرینی بی‌نظیر برای هوشیار نگاه داشتن بافت سلول‌های خاکستری به شمار می‌رود. 

۸. اجتناب از به‌کارگیری سمعک و افت شنوایی

پرهیز از استفاده از سمعک به بهانه نپذیرفتن پیری، خطایی بزرگ در مدیریت سلامت دستگاه عصبی است. افت تدریجی شنوایی یکی از پیش‌درآمدهای اصلی در بروز زوال شناختی و فراموشی دوران کهنسالی محسوب می‌شود. 

زمانی که فرد قادر به شنیدن کامل مکالمات پیرامون خود نیست، کورتکس مغز برای رمزگشایی اصوات فشاری طاقت‌فرسا تحمل می‌کند و به مرور زمان ارتباطات کلامی خود را از دست می‌دهد. بهره‌گیری از سمعک‌های استاندارد این چرخه فرسایشی را متوقف ساخته و قدرت تمرکز را ترمیم می‌نماید. 

۹. نشستن طولانی‌مدت و پرهیز از تنفس عمیق

صندلی و مبل‌های راحتی یکی از خطرناک‌ترین شتاب‌دهنده‌های روند سالمندی به حساب می‌آیند. توانایی برخاستن متوالی از صندلی شاخصه کلیدی استقلال فیزیکی انسان است. پزشکان توصیه می‌کنند سالمندان هر ۲۰ دقیقه یک بار از جا برخیزند و از نشستن ممتد پای تلویزیون خودداری کنند. 

افزون بر این، افراد نباید از اندکی نفس‌نفس زدن در حین ورزش هراس داشته باشند؛ زیرا انجام حرکاتی که تنفس و ضربان قلب را به میزان کنترل‌شده بالا می‌برد، دستگاه قلبی-عروقی را از رخوت نجات بخشیده و رگ‌ها را پاکسازی می‌کند. 

۱۰. انتظار معجزه از درمانگر بدون تلاش شخصی

افتادن‌های مکرر در سنین بالا می‌تواند اعتمادبه‌نفس حرکتی فرد را درهم بشکند. در چنین شرایطی، توانبخشی حرکتی ضرورتی اساسی است، اما این رویکرد نیازمند تلاش پیگیرانه شخص است و با اتکای انفعالی به فیزیوتراپ حاصل نمی‌شود. درمانگران صرفاً راهنما و تدوین‌کننده تمرینات هستند و اجرای حرکات استقامتی و تقویتی در بستر روزمره بر دوش خود بیمار است. 

تکیه بر چوب‌های کمکی پیاده‌روی، تمرینات تعادلی منظم و پشتکار در تکرار حرکات بدنی، تنها راهکار واقعی برای بازگرداندن استحکام عضلات خواهد بود. 

۱۱. تسلیم شدن در برابر ضعف و باور ناتوانی پایدار

تصور اینکه از دست رفتن حجم عضلانی بازگشت‌ناپذیر است، باوری کاملاً نادرست در ادبیات نوین بالینی به شمار می‌رود. پژوهش‌های فیزیولوژیک اثبات کرده‌اند حتی در اوج کهنسالی نیز می‌توان وضعیت پیشافرسودگی را معکوس ساخت. 

انجام تمرینات ساده‌ای نظیر بلند کردن تناوبی پاها در حالت نشسته، بالا بردن اجسام کم‌وزن و استفاده بیشتر از منابع پروتئینی در وعده‌های غذایی، تراکم استخوان را احیا می‌کند. گنجاندن حرکات تعادلی کوتاه در کارهای معمول روزمره، ضعف جسمانی را مهار کرده و استقلال زیستی را پایدار می‌سازد. 

در پایان باید یادآور شد که ورود به کهنسالی به معنای تسلیم در برابر فرسودگی نیست. مراقبت پیگیرانه از ساختار عضلانی، حفظ ارتباطات انسانی و اتخاذ نگرشی پویا، کلیدهای بنیادین برای مراقبت از نشاط و خودکفایی در این دوره به شمار می‌روند. سال‌های پایانی زندگی می‌تواند در صورت اجتناب از این رفتارهای آسیب‌رسان، به مرحله‌ای سرشار از بالندگی، استواری و آرامش عمیق فردی بدل گردد.

 

منبع: فرارو
ارسال نظر

خبر‌فوری: نتانیاهو: زمان برای حمله به ایران مناسب نیست